تبليغاتX
اسلام ، آیین زندگی - مخالف بیفکری - آیا قرآن در آیه 49 از سوره قصص، تحریف نشدگی و اصالت تورات را تأیید میکند؟

اسلام ، آیین زندگی - مخالف بیفکری

پاسخی به شبهات بیخدایان و افراد زندیق و افشای چهرۀ سکولاریسم

به این پست از طرف برخی پاسخی داده شده است، که پاسخ ما به این افراد را در اینجا میتوانید بخوانید. خواندن این پاسخ را به همۀ دوستان توصیه میکنم.


شبهه: در سوره قصص آیه 49، قرآن دو کتاب تورات و قرآن را راهنماترین کتاب میداند. خب با این حساب که تورات تحریف شده است، چگونه برای کافران از آن استدلال میشود؟ آیا تورات زمان پیامبر تحریف شده نبود که راهنماترین کتاب در کنار قرآن است؟

پاسخ:

ابتدا ببینیم بحث این آیه بر سر چیست. ترجمه الميزان،ج16،ص67 و مشابه آن، جلاء الأذهان و جلاء الأحزان، ج‏7، ص 183 در این مورد میگویند:

«آيات 43-54 قصص خطاب به مشرکان مکه است. سياق اين آيات شهادت مى‏دهد بر اينكه مشركين از قوم رسول خدا (ص) به بعضى از اهل كتاب مراجعه نموده، در باره آن جناب از ايشان نظريه خواسته‏اند، و بعضى از آيات قرآن را هم كه تورات را تصديق كرده، بر آنان عرضه كرده‏اند، و اهل كتاب پاسخ داده‏اند كه آرى ما آنچه را در قرآن در اين باره آمده، تصديق داريم، و به آنچه از معارف بر حق كه قرآن متضمن آن است، ايمان داريم، و اصولا آورنده قرآن را قبل از آنكه مبعوث شود مى‏شناختيم، هم چنان كه در آيه" 53" از همين آيات فرموده:" وَ إِذا يُتْلى‏ عَلَيْهِمْ قالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ". مشركين از پاسخ اهل كتاب ناراحت شده، به مشاجره و درشتگويى با آنان پرداختند. گفته‏اند كه قرآن سحر و تورات شما هم مثل آن سحر است،" سِحْرانِ تَظاهَرا- هر دو سحرند. كه يكديگر را كمك مى‏كنند"،" إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ- و ما به هر دو كافريم"، در نتيجه اهل كتاب از مشركين اعراض نموده، و گفته‏اند:" سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ

بنا بر اين رسول خدا قرآن را به آنان عرضه کرد و آنان قرآن را به اهل کتاب يعني يهود و معتقدان به تورات عرضه کردند . آنان قرآن را مؤيد تورات شمردند . مشرکان تورات و قرآن را سحر و خود را بدان ها کافر شمردند و پيامبر به آنان اعلام کرد از قرآن و تورات هدايتگرتر بياوريد تا من تابع آن شوم.

خب حالا وقت آن است که پاسخ را بدهیم:

1. با نگاهی به آیۀ قبل اصل ماجرا مشخص میشود:

فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ لَوْ لَا أُوتىِ‏َ مِثْلَ مَا أُوتىِ‏َ مُوسىَ أَوَ لَمْ يَكْفُرُواْ بِمَا أُوتىِ‏َ مُوسىَ‏ مِن قَبْلُ قَالُواْ سِحْرَانِ تَظَهَرَا وَ قَالُواْ إِنَّا بِكلُ‏ٍّ كَافِرُونَ(48) قُلْ فَأْتُواْ بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَى‏ مِنهُْمَا أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(49)

پس هنگامى كه (رسول) حق از جانب ما به آنها آمد گفتند: چرا به اين رسول مانند موسى معجزاتى (نظير عصا و يد بيضا و الواح تورات) داده نشد؟ آيا اين مردم از اين پيش به موسى هم (با همه اين معجزات) كافر نشدند كه گفتند: اين دو (قرآن و تورات) سحر و جادوگرى است كه پشتيبان يكديگرند و گفتند: ما به همه اينها سخت بى‏ايمان و بى‏عقيده‏ايم؟ (48) بگو: پس شما اگر راست مى‏گوييد كتابى كه از اين دو كتاب آسمانى (تورات و قرآن) خلق را بهتر هدايت كند از جانب خدا بياوريد تا من از آن پيروى كنم. (49)

در واقع بحث سر اینستکه مشرکین میگفتند که چرا آنچه به موسی(ع) داده شده است به محمد(ص) داده نشده است؟ ولی وقتی که برخی از دانشمندان بیغرض از اهل کتاب، تورات را مؤید قرآن دانستند و مشاهده شد، که تورات هم از پرستش بتها نهی میکند و به سوی خدای یکتا دعوت میفرماید، مشرکین بهانه گرفتند و گفتند ایندو سحر هستند و ما به هر دو کافریم. پاسخ قرآن به این افراد پاسخی جدلی است که اگر کتابی بهتر از این برای هدایت بشر از سوی خدا هست، ارائه بدهید.(لازم به ذکر است که چنانکه در پایین اشاره میشود، وجود یک کتاب هدایت از طرف خدا بر روی زمین الزامی است)

یک تذکر: در برخی ترجمه ها و در برخی تفاسیر اشاره شده که در آیه 48 سورۀ قصص به دو ساحر ترجمه شده و برخی از آنها دو ساحر را موسی(ع) و هارون(ع) میدانند، در حالی که نص صریح آیه از دو سحر سخن میگوید و نه ساحر؛ بسیاری از تفاسیر و از جمله تفسیر المیزان تألیف علامه طباطبایی منظور از سحران را قرآن و تورات میداند. حتی با تعبیر ساحر(که مفسرین سحر را صفت مبالغه برای ساحر میدانند) ایراد اینکه بگوییم دو ساحر در آیه 48 به موسی و هارون مربوط است اینستکه در این صورت سخن کافران زمان موسی به کفار مکه ربطی نداشت که قرآن در آیۀ 49، آنگونه پاسخشان را بدهد. به هر حال برداشت ساحر کردن از کلمه "سحران" کمی بعید است و نص قرآن، از سحران سخن میگوید یعنی دو سحر و نه دو ساحر.

در ضمن اگر منظور در آیه 48، از سحر، ساحر باشد، پس چرا در پاسخ این ادعای کفار در آیه 49 از کتاب سخن میگوید؟ مگر ساحر میتواند کتاب باشد؟ ولی اینکه آنها قرآن را سحر میدانستند امری صحیح است و در خود قرآن هم بدان اشاره شده است.

2. تفسير أحسن الحديث، ج‏8، ص62 در این مورد میگوید:

«جواب سِحْرانِ تَظاهَرا است، اثبات هدايت براى تورات با آنكه تحريف شده بود، ظاهرا راجع به كليات تورات است زيرا تورات در عين محرّف بودن، مسئله توحيد و نبوت و امثال آنها را اثبات مى‏كند و يا منظور هدايت تورات در معيت قرآن است، كه قرآن آن را تصحيح مى‏كند و هر دو يك جا سبب هدايتند. إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر راستگوييد در اين گفته كه سِحْرانِ تَظاهَرا.»

پس میبینیم که بحث بر سر کلیات تورات است که خب صحیح است و نه جزئیاتش که سراسر ایراد است. بهترین مؤید این سخن فرمایش خود قرآن است که به هیچ وجه از تورات اسمی نمیبرد بلکه از آنچه بر موسی نازل شده است نام میبرد. اگر قرآن نام تورات را برده بود،شاید میشد گفت که این سخن قرآن تأیید تورات است(هر چند در بند بعدی میبینیم که این هم ممکن نیست) ولی حالا که از آنچه به موسی داده شده است سخن میگوید؛ آشکار است که منظورش فقط بخشهای تحریف نشدۀ تورات است و نه تمام تورات، که خب کلیات تورات در مورد توحید و ارسال پیامبران صحیح است و اشکالی ندارد و اتفاقاً مشرکین هم با همین کلیات تورات مشکل داشتند و نه با بخشهای دیگرش؛ زیرا بخشهای دیگر تورات فقط داستان است. به راستی اگر منظور قرآن در این آیه همان تورات زمان پیامبر است، چرا قرآن اسم تورات را نمیاورد و از آنچه به موسی داده است سخن میگوید؟

تفسير نور، ج‏9، ص69 و کتاب الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج‏22، ص363، نیز میگویند که منظور در اینجا تورات اصلی است؛ که نظر به فرمایش قرآن در مورد "آنچه به موسی داده شده است" درست است.(کسی نگفته است که کل تورات نابود و مفقود شده است بلکه بحث بر سر تحریف تورات است)

باز در تأیید همین سخن، التحرير و التنوير، ج‏20، ص73، میگوید "منظور آیه اسفار منسوب به حضرت موسی از کلام خدا یا ... نیست، که اینها حوادث و داستانهایی هستند که در آنها حرفی از کلام خدا نیست..."(نقل به مضمون) باز میپرسم، داستانهای تورات چه ایرادی داشتند که مشرکین بخواهند با آن مشکل داشته باشند و سحر بنامندش؟ مشرکان داستانهای مشابه در قرآن را افسانۀ پیشینیان دانستند و نه سحر. آنچه از دید آنان غیرقابل تحمل بود، نگراش یکتاپرستانه و مخالفت تورات با پرستش بت بود که در کلیات تورات دیده میشد.

3.ترجمه الميزان، ج‏16، ص 73 در این مورد میگوید:

«اين جمله تفريع بر سحر بودن قرآن و تورات است، و اين تفريع و نتيجه‏گيرى وقتى درست است كه وجود يك كتاب از خدا در ميان بشر واجب باشد، تا هادى آنان باشد، و بر بشر هم واجب باشد كه آن كتاب را پيروى كنند، در اين صورت است كه اگر به زعم كفار تورات و قرآن سحر باشند، بايد كتاب ديگرى باشد كه حقاً كتاب خدا باشد.»

اینجا مشخص میشود که بحث بر سر این نیست که تورات و قرآن هدایتگر هستند یا نه. بحث بر سر اینستکه خدا برای راهنمایی بشر کتابی میفرستد تا بشر را در اعصار مختلف هدایت کند، و خب این امری است که عقل میپذیرد زیرا دانش بشر همواره دچار خطا میشود و نسبت به آینده ناآگاه است و از صفت کمالی هدایتگری در خدا چنین انتظاری میرود. توجه کنید که قرآن به کفار میفرماید که "از نزد خدا کتابی هدایتگرتر بیاورید". در اصل قرآن میفرماید اگر تورات و قرآن را سحر میدانید، نظر به اینکه کتابی باید از طرف خدا باشد که از این دو هدایتگر باشد این کتاب را معرفی کنید.

در واقع نیز سایر کتب آسمانی تحریف شدۀ پیشین از تورات هم بدتر هستند در هدایت بشر. کتاب انجیل، که آدمی را به گمراهی تثلیث میکشاند و از توحید خارج میکند؛ اوستا و گاتهای زرتشت هم ایرادهای توحیدی بسیاری دارند از جمله اعتقاد به وجود انگره مینو که عامل شر است. این ایرادها که مربوط به اصول اعتقاد است و یگانگی خدا را به چالش میکشاند در قرآن و حتی در تورات تحریف شده، نیست.

4. آنچه برداشت این افراد از این آیه را رد میکند سایر آیاتی از قرآنند که بر تحریف تورات، توسط یهودیان، تأکید دارند مانند بقره:75، نساء:46 و انعام:91.

5.اساساً در این آیه بحث از "هدایتگر بودن" نیست، بلکه بحث از "هدایتگرتر بودن" است، آن هم در بین کتب منسوب به خدا. تورات هر چند تحریف شده است، ولی بعد از قرآن هدایتگرترین کتاب است که این به معنای این نیست که به درستی هدایت میکند بلکه به معنای آن است که بعد از قرآن بهتر از سایر کتب است. حقیقت هم همین است، زیرا به غیر از قرآن و تورات سایر کتب آسمانی تحریف شده، در بحث توحیدی خود دچار ایراد هستند.

6.از تمام این سخنان که بگذریم ما اساساً بخاطر قرآن نیست که میگوییم تورات تحریف شده است. بلکه ایرادات فراوان تورات است که این را به ما مینمایاند. در تورات از خدایی سخن میرود که بعد از انجام کاری پشیمان میشود، خلف وعده میکند، از دانستن انسان میترسد، دروغ میگوید، نژادپرست است و... همچنین ایرادات و تناقضات زیادی بر تورات وارد است که بخشی از آن در اینجا آمد و همچنین نقد اسپینوزا بر تورات وارد است و دهها دلیل دیگر بر تحریف تورات وجود دارد.

پاسخ بالا بدون شک برای افراد اهل اندیشه کافی است ولی برخی شبهات از سوی اهل کتاب مطرح است که بدان پاسخ میگویم:

شبهه1: این آیه از آیات تحدی قرآن است،همچون بقره:23 و قرآن همانطور که از کافران خواسته است که اگر در قرآن شک دارند، مثل آن بیاورند، همین سخن را در مورد تورات زده است. نشانه تحدی بودن آن هم آمدن عبارت "اگر راست میگویید" در آخر این آیه است و در آیات تحدی هم آمده است.

پاسخ: در پاسخ به این شبهه باید عرض کنم که این آیه با آیات تحدی زمین تا آسمان فرق دارد و این امری است که بر هر فردی که مغرضانه به بحث نگاه نکند آشکار است. در آیات تحدی قرآن به کفار میگوید اگر شک دارید از نزد خودتان چیزی مثل قرآن بیاورید ولی در این آیه قرآن به کفار میفرماید از نزد خدا از این دو کتاب هدایتگرتر بیاورید. آیا اینکه از کسی بخواهد از نزد خودش یک کتاب بیاورد با اینکه بخواهد از نزد خدا کتاب بیاورد یکی است؟

اصلا بحث آیات تحدی، بحث اعجاز قرآن است که اگر شکی در الهی بودن قرآن دارید و آنرا تألیف بشر میدانید، پس باید بتوانید مثل یا بهتر از آن بیاورید؛ ولی اینجا و در این آیه قرآن پاسخی جدلی به بهانۀ گرفته شده از سوی کفار میدهد و سخنش هم بر اساس بحث تحدی نیست که اعجاز و ناتوانی کفار بر آوردن مثل قرآن را در نظر دارد بلکه چنانکه در تفاسیر دیدیم، نظر به اینکه خدا بشر را هدایت میکند و به حال خود رها نمیکند و این امری است که عقلاً ثابت میشود، میفرماید پس کتابی از نزد خدا که از ایندو هدایتگرتر باشد بیاورید و عرض کردیم که قرآن اسمی از تورات نیاورده بلکه از آنچه به موسی داده شده است سخن میگوید، پس فقط بخشهای تحریف نشدۀ تورات در این آیه مد نظر هستند.

آیا شباهت این آیه به آیات تحدی نشانگر تحدی بودن این آیه است؟ آیا هر گردی گردو است؟ آیا عبارت "اگر راست میگویید" فقط در آیات تحدی آمده است؟ البته که نه قرآن بارها و بارها این سخن را بیان داشته است: مثل بقره:94، بقره:111، آل عمران:168، آل عمران:183، انعام:40و...

شبهه2: محمد در این آیه تورات را به عنوان منبعی خلل ناپذیر و الهی، بر درستی ادعای نبوتش دانسته است؛ منبعی که هیچ انسانی نمیتواند هدایتبخشتر از آن را جایگزینش کند.

پاسخ: اولاً اینکه این آیه را حضرت محمّد(ص) گفته توهم شبهه افکن است و در واقع ایشان خواسته وسط دعوا نرخ تعیین کند. این آیه و سایر آیات قرآن، کلام خدا و نه سخن حضرت محمد(ص) هستند.

ثانیاً در این آیه و آیۀ قبل هیچ سخنی از تورات نیست و خدا از آنچه بر موسی نازل کرده است سخن میگوید و نه کتاب تورات موجود که حتی برخی مسائل بعد از مرگ حضرت موسی را نیز در آن میبینیم(چگونه این تورات نازل شده از سوی خدا به موسی است که ماجراهای بعد از مرگ حضرت موسی در سفر تثنیه از این کتاب دیده میشود؟ آیا بخشی از این کتاب را خدا بعد از مرگ حضرت موسی به ایشان نازل کرده است؟ پس لابد اگر اینطور باشد ایشان هم دوباره زنده شده است و آنها را به تورات اضافه کرده است و بعد دوباره مرده است!!!!) برای اطلاعات بیشتر از تورات سفر تثنیه 34: 9-7 را بنگرید. همچنین اگر این همان تورات است چگونه حضرت یوشع(ع) طبق سند یوشع32:8، آنرا بر 12 سنگ مینویسد و حال آنکه تورات امروزی آنقدر حجیم است که چنین امری محال است؟

ثالثاً شبهه افکن دروغ میگوید که تورات را سندی بر نبوت خود گرفته است. این آیه در کجایش تورات و حتی طبق سخن خودش آنچه بر موسی نازل شده است را مؤید نبوت پیامبر دانسته است؟ بدبختانه این فرد مغرض احتجاجات قرآن با یهودیان در سوره های دیگر، را در این بحث خلط کرده است؛ قرآن به یهودیان و مسیحیان میفرماید که شما خودتان از روی کتابتان پیامبر را میشناسید همانطور که کودکانتان را میشناسید ولی اینجا آن حرف را نمیزند و تورات را پشتیبان خود معرفی نمیکند.

رابعاً کسی نگفته کل تورات نابود شده است. بلکه ما ادعای تحریف داریم که البته صحیح است؛ ولی خب برخی حقایق تورات حفظ شده است مانند یگانگی خدا که کفار هم با همین مشکل داشتند و آنرا تکذیب کردند وگرنه داستانسراییهای تورات که باعث تکذیب کفار نمیشد؛ بخاطر وجود این حقایق باقی مانده هم هست که قرآن آنرا به هدایتگری قبول دارد، وگرنه قرآن به تحریف تورات صراحت دارد: بقره:75، نساء:46 و انعام:91.

خامساً قرآن نگفته است هدایت بخش ترین کتاب برای انسان تورات است، بلکه از قرآن و آنچه بر موسی نازل شده است سخن میگوید، در واقع بله قرآن و بخشهای دست نخوردۀ تورات لایق هدایتبخشی هستند.

سادساً ایشان فراموش کرده است که عبارت، عبارتی مقایسه ای است و قرآن نمیگوید که برای هدایت تورات کافی است بلکه بخشهای سالم تورات(طبق سخن خود قرآن آنچه به موسی داده شد) را نسبت به آنچه غیر از قرآن به اسم کتاب آسمانی معرفی میشود هدایتگرتر میداند؛ چنانکه ما هم عرض کردیم که وضعیت تورات با تمام تحریفاتش از کتب آلوده به شرکی چون انجیل و اوستا بهتر است.

شبهه3: چگونه می‌توان کتابی که منکران قرار است ارائه دهند را با یک کتابِ مفقود و معدوم قیاس نمود! آیا غیر از این است که در صورتِ مفقود بودن توراتِ موردِ نظرِ این آیه، به ‌کل غیرعقلانی و غیرمنطقی می‌باشد؟

پاسخ: بله غیر از این است! به این سخن در علم منطق مغالطۀ "حمله به آدم پوشالی" میگویند. ایشان ادعایی که ما نداریم را به ما نسبت داده است و ما را محکوم میکند. ما هرگز نمیگوییم که تورات اصلی مفقود شده است بلکه میگوییم تحریف شده است، یعنی چیزهایی از آن کم و چیزهایی بدان اضافه شده است. البته وجود داستانهای مربوط به بعد از مرگ حضرت موسی تحریف این کتاب را که مثلاً باید تألیف حضرت موسی(یا به عبارت صحیحتر آیات نازل شده بر حضرت موسی) باشد به خوبی ثابت میکند.

بخشی از تورات اصلی که آیات نازل شده از سوی خدا بر موسی است، با وجود تحریف باقی مانده است و قرآن هم بدان اشاره دارد؛ چنانکه میبینیم نمیگوید تورات بلکه میگوید آنچه به موسی داده شده است. وجود همین بخشهای مصون مانده از تحریف که توحید را تبلیغ و پرستش بت را محکوم میکند، باعث شد که قرآن آنرا از سایر کتب به غیر از خودش هدایتگرتر بداند و باز به همین خاطر بود که کفار آن را سحر نامیدند. پس بخشهایی از آنچه بر موسی نازل شده است در این کتاب باقی بوده است و سخن آیه غیرمنطقی نیست. ضمن اینکه باز میگویم که این آیه یک سخن در مقام مقایسه میگوید و این دو کتاب را هدایتگرتر میداند و این در مقایسه با سایر کتب غیر از قرآن است و هرگز نگفته است که تورات برای هدایت کافی است. پس آشکار شد که این شبهه هم وارد نیست.


لینک مرتبط: چرا قرآن از اهل کتاب میخواهد پیرو کتاب تحریف شدۀ خود باشند؟

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 23:0  توسط مسلمان ایرانی