تبليغاتX
اسلام ، آیین زندگی - مخالف بیفکری - وقتی عقل و خرد داریم، دیگر چه نیازی به دین هست؟

اسلام ، آیین زندگی - مخالف بیفکری

پاسخی به شبهات بیخدایان و افراد زندیق و افشای چهرۀ سکولاریسم

 سلام. یکی از شبهات افراد بی دین و غیرمذهبی را در این پست بررسی میکنیم:

 

شبهه: برنامه پيامبران در مقايسه با داوريهاي عقل از دو حالت بيرون نيست: اول: موافق با داوريهاي خرد است. دوم: مخالف با داوريهاي عقل است. در صورت نخست، نيازي به بعثت آنان نيست و در حقيقت بعثت پيامبران، كاري لغو و بيهوده به شمار مي‏رود. و در صورت دوم، برنامه‏هاي آنان قابل پذيرش نمي‏باشد. پس در کل ما باید پیرو عقل و خرد باشیم و نیازی به دین نیست.

 

پاسخ: این شبهه جدید نیست و از گذشتگان به ارث رسیده است زیرا بر خلاف اتفاق نظر پيروان تمام شرايع آسماني، گروهي به نام «براهمه» بعثت پيامبران را از جانب خدا امري غير ممكن و محال دانسته و دلائل موهون آنان در كتابهاي ملل و نحل و علم كلام مذكور است

۱. پاسخ اين استدلال بسيار روشن است. زيرا برنامه پيامبران قطعاً با داوري‏هاي عقل (آنجا كه عقل داوري دارد) موافق مي‏باشد، ولي آنچه را عقل در مورد آن، داوري دارد يك رشته قضاياي كلي است بدون اينكه جزئيات و مصاديق آن را بيان كند، مثلاً خرد مي گويد: بايد بدنبال كارهاي مفيد و سودمند رفت، و از كارهاي زيانبار دوري جست، اما اينكه كدام كار مفيد، و كدام كار مضر است، عقل در اين باره نظر روشني ندارد و غالبا دچار شك و ترديد مي‏گردد. آگاهي خرد تا آن حد گسترده نيست كه علاوه بر تبيين ضابطه كلي، صغريات و موضوعات را نيز بدون كم و زياد بيان كند، و از طرفي علم بشر نيز نمي تواند پاسخگوي اين مشكل باشد، زيرا اولاً مطالعات علمي بشر غالبا محدود به سود و زيانهاي جسمي است و ثانياً بُرد معرفت علمي در اين قلمرو نيز محدود است. در واقع دانش بشر همیشه نسبت به آینده ناقص است. از این گذشته در مورد برخی مسائل هم دانش بشری فاقد دسترسی است، مثل حیات بعد از مرگ.

 اعزام پيامبران براي تبيين موضوعات آن ضابطه كلي است كه عقل پيوسته به آن دعوت مي كند، توگوئي پيامبران بسان پزشكاني هستند كه به بيماران مي‏گويند: از آن غذا بخور كه مفيد است و از غذاي ديگر بپرهيز كه مضر است.

 

۲. سعادتمندي انسان در بعد نظري، در گروه دو مطلب است:
1ـ بيان ضوابط كلي و معيارهاي ثابت خوب و بد (حسن و قبح).
2ـ بيان مصاديق و موارد آن ضوابط كلي.

 مخالفان لزوم بعثت پيامبران در بخش نخست همان «براهمه» هستند كه به قضاوتهاي عقلي استناد مي كنند و مي‏گويند: فرد انساني در تبيين اين ضوابط كار آمد است و پاسخ آن اين است كه داده‎هاي شرع و ارمغانهاي رسالت اگر چه با قضاوتهاي عقل هماهنگ است ولي در اين مورد، خرد، با دو نوع نارسايي مواجه است: يكي در مورد بيان مصاديق و ديگري محدوديت داوريهاي عقل در زمينه ضوابط و معيار‏هاي كلي.

 و مخالفان لزوم اعزام رجال الهي، در بخش دوم به كاوشهاي علمي استناد مي‏جويند. ولي مطالعات و كاوشهاي علمي نيز با مشكل مهمي روبرو هستند وآن محدوديت قلمرو مباحث علمي و ره نيافتن آن به حقائق روحي و سود و زيانهاي فكري و معنوي است ، با آنكه بخش اصيل شخصيت انسان را روح و خواص روحي تشكيل مي‏دهند.

 

۳. ريشه اشتباه در اين استدلال آن است كه برنامه هاي پيامبران در دو نوع (موافق خرد و مخالف آن) خلاصه شده است در صورتي كه «ره آورد» وحي مي‏تواند چيزي غير از اين دو باشد يعني امكان دارد پيامبران در پرتو وحي برنامه‏اي را عرضه كنند كه مرغ انديشه هيچ دانشمندي هرچه هم بلند پرواز باشد، به آشيان آن نرسد، و با مراجعه به برنامه‏هاي شرايع پيامبران روشن مي‏شود كه آنان روي موضوعاتي فشار مي‏آورده‏اند كه مردم آن روز دچار اشتباه و گمراهي بودند آنان به يكتا‏پرستي و خداپرستي دعوت مي‏كردند در حالي كه بشر در منجلاب بت‏پرستي و شرك فرو رفته بود، بشر آن روز بازگشت انسان را به حيات جديد امري محال يا مستبعد تلقي مي‏كرد، در حالي كه تمام پيامبران پس از توحيد، معاد را ركن شريعت خود معرفي نموده، و دين را بدون اعتقاد به معاد، كاملا عقيم و بي ثمر مي‏انديشيدند. علاوه بر اين، آن دسته از تعاليم پيامبران كه ارشاد به حكم عقل مي‏باشد نيز عبث و بي فايده نخواهد بود، زيرا موجب تقويت و تأييد احكام و آراء عقلي مي‏باشد هم چنان كه بر يك مطلب نخست دليل عقلي اقامه مي‏گردد، آنگاه براي تأييد و تحكيم آن دلايل عقلي ديگري نيز آورده مي‏شود، بدون شك هيچ متفكري تعدد دلايل عقلي بر يك مطلب (و به ويژه مطلب مهم و حياتي) را عبث و بيهوده ندانسته، بلكه آن را مفيد و سودمند مي‏شمارد.

منبع:سایت پاسخگو

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 16:15  توسط مسلمان ایرانی  |