تبليغاتX
اسلام ، آیین زندگی - مخالف بیفکری - نمیتوانید مثل قرآن بیاورید(2): فرقان الحق

اسلام ، آیین زندگی - مخالف بیفکری

پاسخی به شبهات بیخدایان و افراد زندیق و افشای چهرۀ سکولاریسم

  سلام. پیشتر در مقاله ای به شبهات سایتهای الحادی و بیخدایی در مورد آوردن سوره ای مثل قرآن پرداختیم. از طرف دیگر در مسیحیان عرب زبان نیز در تلاشی مشابه سعی در نوشتن کتابی به نام فرقان الحق نموده اند و سعی کرده اند که مثل قرآن بیاورند. در ادامه مطلب پاسخ دوست عزیزمان محسن به چند سوره از این کتاب را میبینیم که نشان میدهد این کتاب مثل قرآن نیست بلکه فقط با جابجایی کلمات سعی یک تقلید از قرآن را آورده اند. پیشنهاد میکنم که پیش از خواندن ادامه مطلب پست قبلی را بخوانید.

-سوره البسمله

«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»

«همانا ما قرآن را فروفرستادیم و ما خود، بر آن نگهبانیم»

 

 

البسملهُ به نام خدا گفتن
قُل: بگو:
1) بسمِ الآبِ الکلمةِ الروحِ الالهِ الواحدِ الاُوحدِ 1) به نام پدر، کلمه، روح؛ خدای واحد یگانه
2) مُثْلثِ التّوحيدِ موحدِ التَثليثِ ما تعدّدَ 2) سه گانه گاه یگانگی، یگانه گاه سه گانگی؛ که شمارش نمی گردد
3) فهو آبٌ لم يَلدُ 3) پس او پدری است که نمی زاید
4) کلمةٌ لم يُولدُ 4) کلمه ای است که زاده نشده است
5) روحٌ لم يُفردُ 5) روحی است که جدا نمی گردد
6) خلّاقٌ لم يُخلقُ 6) بس آفریننده ای است که آفریده نشده است
7) فسبحانَ مالکِ الملکِ والقوةِ والمجدِ، من ازلِ الازلِ الی ابدِ الابدِ 7) پس پاک است دارنده ملک و نیرو و اقتدار، از ازال الازل، تا ابد الابد

 

اما بررسی بند های بالا و نشان دادن دزدی های ادبی:

 

الف.

اصولا، همین "به نام خدا" گفتن در آغاز هر سوره که در فرقان الحق نیز به کار گرفته شده، خود نوعی تقلید از قرآن کریم است و شیوه بیان آن که با "بسم ال..." شروع می شود تأییدی است بر آنچه گفته شد، اما در این کتاب ساختگی، در "به نام خدا گفتن»، از معارف مسیحیت استفاده شده است.

 

بسمِ الآبِ الکلمةِ الروحِ الالهِ الواحدِ الاُوحدِ     ----------->     به نام پدر، کلمه، روح؛ خدای واحد یگانه

بسمِ اللهِ الّرحمنِ الرّحیمِ                           ----------->     به نام خداوند بخشنده مهربان

 

اله الواحد در بند 1 از اله واحد در سوره بقره آیه 163 و الله الواحد در سوره ص آیه 65 گرفته شده است.

 

ب.

لم یلد و لم یولد در بند های 3 و 4 از لم یلد و لم یولد در سوره اخلاص آیه 3 گرفته شده است.

 

فهو آبٌ لم يَلدُ     ----------->     پس او ست پدری که نمی زاید

قُل هوَ اللهُ ... لم یَلِدْ     ----------->     بگو اوست الله ... [که] نمی زاید (اخلاص آیات 1 تا 3)

در بنده 3 نیز پس از «فهو ...» از کلمه «اب» استفاده شده و پس از «بسم ال...» نیز به همین صورت استفاده شده بود و در «الله» به «اب» تغییر یافته است.

 

ج.

فسبحانَ مالکِ الملکِ     ----------->     پس پاک است دارنده ملک

فسبحانَ الله                 ----------->     پس پاک است الله (روم 17)

مالک الملک نیز از مالک الملک در سوره آل عمران آیه 26 گرفته شده و به جای «الله» استفاده شده است

-سوره الفاتحه

 

الفَاتِحَه گشایشگر
بسمِ الآبِ الکلمةِ الروحِ الالهِ الواحدِ الاُوحدِ به نام پدر، کلمه، روح؛ خدای واحد یگانه
1) هُوذَا الفُرقانُ الحقُّ نُوحيهِ فَبَلغُهُ لِلضَّالينَ مِنْ عِبادِنا و للناسِ کَافّةَ وَ لاَ تخشَ القَومَ المُعْتَدينَ 1) این فرقان راستین است که آن را وحی می کنیم و به گمراهمان از بندگانمان و به همه مردمان ابلاغش می کنیم و و از قوم تجاوزکار مترس
2) مَهيمِن يَخطِمُ سَيْفَ الظُّلمِ بِکَفِّ العَدلِ و يَهدی الظَّالمينَ 2) ایمن کننده ای است که شمشیر ستمگری را بدست عدالت از میان می برد و ستمگران را هدایت می کند
3) وَ يَهْدِمُ صَرْحَ الکُفْرِ بِيَدِ الاِيمانِ و يَشيدُ مَوتِلاً لِلتائبينَ 3) و کاخ کفر را به دست ایمان نابود می سازد و برای توبه کنندگان بازگشتگاهی برپا می دارد
4) وَ يَنْزِعُ غِلَّ الصَّدْرِ بِشَدَّی المَحَبَّةِ وَ يَشْفي نُفوسَ الحاقدينَ 4) و دشمنی دل را به نیروی محبت فرومی ریزد و روح کینه جویان را پاک می سازد
5) وَ يَطهَرُ نَجسَ الزَّنَی بِماءِ العِفَّةِ وَ يُبْریءُ المُسافحينَ 5) و نجاست زنا را به آب عفت پاک می سازد و زناکاران را تبرئه می کند
6) وَ يَفْضَحُ قَوْلَ الإِفْکِ بِصَوْتِ الْحَقِّ يَکْشِفُ مَکْرَ الْمُفترينَ 6) و سخن دروغ را به ندای حق افشا می سازد و نیرنگ دروغگویان را آشکار می کند
7) فَيا اَيُّها الذينَ ضَلّوا مِنْ عِبادِنا تُّوبوا وَ آمِنوا فَاَبوابُ الجَنَّةِ مَفتوحةٌ لِلتائبينَ 7) پس ای کسانی از بندگان ما که گمراه شده اید توبه کنید و ایمان آورید؛ پس درهای بهشت برای توبه کنندگان گشوده است

 

اما بررسی بند های بالا و نشان دادن دزدی های ادبی: 

الف.

استفاده از صفحه "فاتحة" در آغاز فرقان الحق، خود نوعی تقلید از قرآن کریم است که با سوره "فاتحة" آغاز می گردد.

 

ب.

هُوذَا الفُرقانُ الحقُّ نُوحيهِ     ----------->     این فرقان راستین است که آن را وحی می کنیم

 

ذَالِکَ مِن أَنبَاءِ الغَیبِ نُوحیهِ   ----------->     آن از اخبار غیب است که آن را وحی می کنیم (آل عمران 44)

 

با دقت در عبارات بالا به سادگی می توان به دستکاری آیات قرآنی پی برد. تحریف «آن» به «این»، و تحریف «از اخبار غیب» به «فرقان الحق» به روشنی مشهود است.

 

فَبَلغُهُ لِلضَّالينَ مِنْ عِبادِنا و للناسِ کَافّةَ     ----------->     و به گمراهان از بندگان ما [بخوانید مسلمانان !!!] و به همه مردمان ابلاغش می کنیم

 

به آیات زیر دقت کنید:

 

هَذَا بَلاغٌ لِلنَّاس     ----------->     این، ابلاغی است به مردمان (ابراهیم 52)

وَلاَ الضَّالِّينَ     ----------->     و نه گمراهان (فاتحه 7). نکته جالب اینکه منظور از «گمراهان» در آیه 7 سوره فاتحه، به گفته مفسرین، مسیحیان هستند و در فرقان الحق که نوشته یک مسیحی است، منظور از «گمراهان"، مسلمانان می باشند.

فَوَجَدَا اعَبْدًا مِنْ عِبادِنا     ----------->     پس بنده ای از بندگان ما را یافتند (کهف 65)

وَ مَا ارسَلنَاکَ اِلَّا کَافَّةَ لِّلنَّاس     ----------->     و نفرستادیم تو را مگر برای همه مردمان (سبأ 28)

 

با دقت هر چه تمام تر می توان به ترکیب آیات بالا و ساختن آیه جعلی پی برد.

 

لا تخشَ القَومَ المُعْتَدينَ     ----------->     و از قوم تجاوزکار مترس

لا تخشو النّاس     ----------->     از مردم مترسید (مائده 44)

 

در قرآن عبارت «قوم المعتدین» نداریم اما در جای جای قرآن از «قوم الکافرین»، «قوم الظالمین»، «قوم الفاسقین»، «قوم الصالحین»، «قوم الظالمون»، «قوم الضالین»، «قوم المجرمین»، «قوم الخاسرون»، «قوم المفسدین» و «قوم الفاسقون» یاد شده است و ساختن چنین عبارتی - یعنی «قوم المعتدین» -  با استفاده از این الگو کار سختی نمی نماید ضمن آنکه در چند جا از قرآن عنوان شده است که «اللهُ لا یحبُ المعتدین».

 

ج.

مَهيمِن يَخطِمُ سَيْفَ الظُّلمِ بِکَفِّ العَدلِ و يَهدی الظَّالمينَ

 

مَهیمِن     ----------->     ایمن کننده (از آیه 23 سوره حشر گرفته شده است)

 

یَخطِمُ سَيْفَ الظُّلمِ بِکَفِّ العَدلِ     ----------->     شمشیر ستمگری را به دست عدالت از میان می برد

 

در قرآن کریم، چنین ترکیبی را می توان در آیات زیر مشاهده نمود:

لا تَلبِسُو الْحَقَّ بِالْباطل     ----------->     حق را به باطل میامیزید (بقره 42)

یَتَبَدَّلِ الْکُفرَ بِالایمانِ     ----------->     کفر را به ایمان تبدیل می کند (بقره 108)

تَلبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطل     -----------> حق را به باطل می آمیزید (آل عمران 71)

 

اما نکته بسیار مهم در بند 2 از صفحه «فاتحه» این می باشد که در آن آمده است:

يَهدی الظَّالمينَ     ----------->     ستمگران را هدایت می کند

این بند به طور کامل از برخی آیات قران گرفته شده که در آن به صراحت بیان شده است خداوند ستمگران را هدایت نمی کند:

 

لا یَهْدِی الْقَومَ الظّالمینَ -----------> [و الله] قوم ستمگر را هدایت نمی کند (بقره 258)

در بنده 2 از صفحه «فاتحه» تنها عبارات «لا» و «القوم» حذف گردیده است.

 

د.

بند های 3، 4، 5 و 6 نیز از همان ساختار بند 2 استفاده می کنند. اما نکته مهم در رابطه با بند 3 اینکه به کار بردن عبارت:

يَهْدِمُ صَرْحَ الکُفْرِ بِيَدِ الاِيمانِ     -----------> کاخ کفر را به دست ایمان نابود می سازد

این اندیشه را که این ساختار به احتمال زیاد از همان ساختار های عنوان شده در بند ب گرفته شده اند، تقویت می کند:

یَتَبَدَّلِ الْکُفرَ بِالایمانِ     ----------->     کفر را به ایمان تبدیل می کند (بقره 108)

 

چرا که در ساختار آیه جعلی، تنها اسم های «صرح» و «ید» افزوده شده است.

 

هـ.

و نیز ساختار زیر:

وَ يَشيدُ مَوتِلاً لِلتائبينَ     -----------> و برای توبه کنندگان بازگشتگاهی برپا می دارد

می تواند از آیه زیر گرفته شده باشد که می فرماید:

وَ [ما اللهُ] یُریدِ ظُلْماً للعَالَمِینَ     ----------->     و [خداوند] برای جهانیان ستمی نمی خواهد (آل عمران 108)

 

و.

 

فَيا اَيُّها الذينَ ضَلّوا مِنْ عِبادِنا تُّوبوا وَ آمِنوا فَاَبوابُ الجَنَّةِ مَفتوحةٌ لِلتائبينَ

پس ای کسانی که گمراه شده اید از بندگان ما، توبه کنید و ایمان آورید؛ پس درهای بهشت برای توبه کنندگان گشوده است

 

یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا     ----------->     ای کسانی که ایمان آورده اید (بقره 104 و بسیاری از دیگر آیات قران کریم)

فَوَجَدَا اعَبْدًا مِنْ عِبادِنا     ----------->     پس بنده ای از بندگان ما را یافتند (کهف 65)

 

فعل های امر «توبوا» و «آمنوا» در چندین جا از قرآن کریم به کار گرفته شده اند.

 

«ابواب الجنة» نیز برگرفته از «ابواب جهنم» است.

فَادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ     ----------->     پس از درهای جهنم وارد شوید

 -سوره المحبة

 

المَحَبَّةِ محبت
بسمِ الآبِ الکلمةِ الروحِ الالهِ الواحدِ الاُوحدِ به نام پدر، کلمه، روح؛ خدای واحد یگانه
1) يَا اَهْلَ البغضاءِ مِنْ عِبادِنا الضالينَ: إسْمَعوا وَ عُوا: إنَّ المحبةَ سُنّتُنا فَلو نَطقتمْ بألْسِنِة العالمينَ و بلغةِ البَلاغةِ و الإعْجازِ و مَا تکلْتمْ عَنِ المَحَبَّةِ فکلامُکم لغوٌ و خيرٌ لکمْ لَو بقيتمْ صَامتينَ 1) ای اهل دشمنی از بندگان گمراه ما، بشونید و دریابید: همانا محبت سنت ماست؛ پس اگر به زبان های جهانیان و زبان شیوا و اعجازگونه حرف بزنید ولی از محبت سخنی نگویید، پس سخنتان بی ارزش است و برایتان بهتر است اگر ساکت بمانید
2) وَ لوْ کنتمْ انْبياءَ و أوتيتمُ الحِکمةَ و الطّلعْتمْ علی الغيبِ و أتيتمْ بالمُعجزاتِ دُونَ مَحبَّةِ فَلا حَولَ لکمْ و لا مِنَّة و إنّما انْتمْ مُفترونَ 2) و اگر پیامبرانی باشید و به شما حکمت داده شده است و از غیب آگاه شده اید و معجزاتی بدون محبت انجام داده اید، پس شما را نه توانایی است و نه کار نیکی و همانا شما دروغگو هستید
3) وَ إنْ بددتمْ امْوالکمْ إحسَاناً و بذلتمْ نفوسکمْ مَعروفاً بدونِ محبّةِ فَکامَکمْ ما اعْطيتمْ شَيْاً و مَا کنتمْ مُحسنينَ 3) و اگر اموالتان را به نیکی تقسیم کنید و جان هایتان را در راه نیک فدا کنید [اما] بدون محبت، پس مثل این می ماند که چیزی نبخشیده اید و نیکوکار نبوده اید
4) فَالمحبّةُ صُبورةٌ علی عبادِنا رفيقةٌ بالبائسينَ 4) پس محبت بر بندگان ما شکیبایی و بر بینوایان مهربانی است
5) و لا تعرفُ الحَسَد و لا الکبرياءَ و المُجونَ 5) و نه حسد را می شناسد و نه خودبزرگ بینی را و نه بی شرمی را
6) وَ المحبَّةُ تُعاملُ الناسَ بالحسنی فَلا تَحتَدُّ و لَا تَسْعَی لِرغبةِ فهیَ قَنوعةٌ و لا شیءُ الظنَّ بالآخرينَ 6) و محبت با مردمان به نیکی رفتار می کند پس نه خشمگین می شود و نه امیالش را می جوید پس محبت خشنودی است و به دیگران تردید نمی ورزد
7) و لا تفرحُ بالظلم بِلْ بالقِسْطِ و تُصدقُ القَول و تُعرضُ عَنِ الجاهلينَ 7) و با ظلم به شادی نمی پردازد بلکه با عدل؛ و سخن را تصدیق می کند و از نادانان روی می گرداند
8) اَلمحبّةُ صَبُورةُ وَ خالدةٌ علی مَدی السّنينِ 8) محبت، شکیبایی و جاودانگی در طول سالیان دراز است
9) فَإِمّا بطلتِ النّبؤاتُ وَ خَرِسَتِ الألسُنُ وَ خَفَسْتِ الْاصواتُ فالمحبَّةُ قائمةٌ لا تَهونَ 9) پس آن گاه که پیامبری ها پایان پذیرد، و زبان ها گنگ شوند و نداها خاموش گردند، محبت هنوز پایدار است
10) و اذْ قالَ المؤمنونَ مِنْ عبادِنا بانّهم أبناؤنا و أحبّاؤنا فما کَفروا و مَا ظلموا انْفسَهمْ، فًعبادُنا أولادنُا و انّا نُحبُّ أولادَنا المُحينَ 10) و آنگاه که بندگان مؤمن ما گویند که آنها پسران و دوستداران مایند پس نه کفر ورزیده اند و نه به خودشان ستم کرده اند، پس بندگان ما فرزندان ما هستند و همانا ما فرزندان خداشناسمان را دوست داریم

 

اما بررسی بند های بالا و نشان دادن دزدی های ادبی:

 

 

الف.

يَا اَهْلَ البغضاءِ مِنْ عِبادِنا الضالينَ: إسْمَعوا وَ عُوا: إنَّ المحبةَ سُنّتُنا فَلو نَطقتمْ بألْسِنِة العالمينَ و بلغةِ البَلاغةِ و الإعْجازِ و مَا تکلْتمْ عَنِ المَحَبَّةِ فکلامُکم لغوٌ و خيرٌ لکمْ لَو بقيتمْ صَامتينَ

ای اهل دشمنی از بندگان گمراه ما، بشونید و دریابید: همانا محبت سنت ماست؛ پس اگر به زبان های جهانیان و زبان شیوا و اعجازگونه حرف بزنید ولی از محبت سخنی نگویید، پس سخنتان بی ارزش است و برایتان بهتر است اگر ساکت بمانید

 

مقایسه کنید با آیات زیر:

يَا أَهْلَ الْكِتَابِ     ----------->     ای اهل کتاب (آل عمران 65؛ تحریف «کتاب» و تغییر آن به «بغضاء» مشهود است)

مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ     ----------->     از بندگان مؤمن ما (صافات 111؛ تحریف «مؤمنین و تغییر آن به «ضالین» مشهود است)

أَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ     ----------->     اگر روزه بگیرید برایتان بهتر است

 

ب.

وَ لوْ کنتمْ انْبياءَ و أوتيتمُ الحِکمةَ و الطّلعْتمْ علی الغيبِ و أتيتمْ بالمُعجزاتِ دُونَ مَحبَّةِ فَلا حَولَ لکمْ و لا مِنَّة و إنّما انْتمْ مُفترونَ

و اگر پیامبرانی باشید و به شما حکمت داده شده است و از غیب آگاه شده اید و معجزاتی بدون محبت انجام داده اید، پس شما را نه توانایی است و نه کار نیکی و همانا شما دروغگو هستید

 

مقایسه کنید با آیات زیر:

لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ     ----------->     اگر در خانه هایتان باشید (آل عمران 154)

مَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً     ----------->     از علم مگر اندکی به شما داده نشده است (اسراء 85)

لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ     ----------->     تا از غیب آگاهتان سازد (آل عمران 179؛ «لِيُطْلِعَكُمْ» به «الطّلعْتمْ» تغییر یافته است)

آتَيْتُم بالْمَعْرُوفِ     ----------->     به نیکی بدهید (بقره 233؛ «بالمعروف» به «بالمعجزات» تغییر یافته است)

فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ     ----------->     پس بر آنان نه هراسی باشد (بقره 38؛ ساختار «فَلا حَولَ لکمْ» بسیار شبیه به ساختار «فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ» است)

أَنتُمْ إِلاَّ مُفْتَرُونَ     ----------->     شما جز دروغگو (چیز دیگری) نیستید (هود 50)

 

د.

فَالمحبّةُ صُبورةٌ علی عبادِنا رفيقةٌ بالبائسينَ

 

به نظر می رسد که ساختار بند بالا با ساختار آیه زیر بسیار شباهت دارد:

مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ (فتح 29)

 

هآ.

در آخر بند 7 آمده است:

تُعرضُ عَنِ الجاهلينَ     ----------->     از نادانان روی برمی گرداند

 

مقایسه کنید با:

أَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ     ----------->     از نادانان روی بگردان (اعراف 199)

 

و.

و اذْ قالَ المؤمنونَ مِنْ عبادِنا بانّهم أبناؤنا و أحبّاؤنا فما کَفروا و مَا ظلموا انْفسَهمْ، فًعبادُنا أولادنُا و انّا نُحبُّ أولادَنا المُحينَ

و آنگاه که بندگان مؤمن ما گفتند که آنها پسران و دوستداران مایند پس نه کفر ورزیدند و نه به خودشان ستم کردند، پس بندگان ما فرزندان ما هستند و همانا ما فرزندان خداشناسمان را دوست داریم

 

وَ إِذْ قَالَ رَبُّكَ     ----------->     و آنگاه که پروردگارت گفت (بقره 30)

إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ     ----------->     همانا او از بندگان مؤمن ماست (صافات 81)

وَ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ     ----------->     و به خود ستم کردند (سبأ 19)

 

-سوره النّور

 

النّورِ نور
بسمِ الآبِ الکلمةِ الروحِ الالهِ الواحدِ الاُوحدِ به نام پدر، کلمه، روح؛ خدای واحد یگانه
1) هُوَذا النّور الأقْدسُ قَدْ أشْرقَ فجاءَ الحقُّ وَ زَهَقَ الباطلُ فَلْيَهْتِدِ التّانهونَ 1) این نور اقدس است که برآمده است؛ پس حق آمد و باطل نابود شد، تا گمراهان هدایت شوند
2) وَاقْتَرَبتِ السُاعَةُ والنْشَقَ الباطِلُ فَلَا عَاصِمَ اليومَ مِن أمرنا فَوَيلٌ للمُفترينَ 2) قیامت نزدیک شد و باطل از هم شکافت؛ پس امروز هيچ نگهدارى در برابر فرمان ما نيست؛ پس وای بر افترا زنندگان
3) والتبلجَ الصُبْحُ فَلْيُبصِرِ العُمْيُ، وَ حَصْحَصَ الحَقُّ فَلْيُؤمِنِ الکَافرونَ 3) و صبح دمید؛ پس کوریان بینا می شوند، و حق آشکار شد؛ پس کافران ایمان می آورند
4) وَالذينَ طَمِسُوا علی أعْيُنْهِمْ بِاَيدِيهمْ لِئلَا يُبْصروا نُورَ الحقِّ فَهُمُ مُنافِقونَ جاهلونَ 4) و کسانی که چشمانشان را با دستانشان محو کردند تا نور حق را نبینند؛ پس آنان منافقان نادان هستند
5) وَالذينَ جَعَلوا أصَابَعهمْ في آذانِهمْ لِئلَا يَسْمَعوا کَلِمَةَ الحقِ فَهُمُ المَغْضُوْبُ عَليهمْ و هم الضَالّونَ 5) و کسانی که انگشتانشان را در گوشهایشان قرار داده اند تا کلمه حق را نشوند؛ پس بر آنان خشم گرفته و ایشان گمراهند
6) فَاَيُّها الذينَ ضلّوا مِنْ عِبادِنا، لَقَدْ جَاءَکمُ الفُرقانُ الحقُّ بَيّنَ لکمُ الرّشدَ مِنَ الغِیِّ فَلا إِکْراهَ في الدينِ أفلا تُؤمِنُونَ؟ 6) پس ای کسانی از بندگان ما که گمراه شده اید، فرقان الحق راه راست را از راه نادرست برایتان روشن کرده است؛ پس در کار دین اکراهی نیست آیا ایمان نمی آورید؟
7) إنَّا أنْزَلناهُ نُوراً علی قَلْبِ صَفِينا فَخَطَّهُ کَلِماً بِأعْيُنِنَا وَالْقَاهُ في أسْماعِکمْ وَابْصَارکمْ وَ في قُلُوبِکمْ وَ بينَ أيْديکُمْ لِيُطهِرَکُمْ مِنَ الکُفرِ وَ يُخرجَکُم مِنَ الظُلَماتِ إلی النورِ لَعَلَّکمْ تَهتدونَ 7) همانا ما آن را نوری بر قلب دوستمان فروفرستادیم، پس در حالیکه بر آن دیدبانی می کردیم آن را نوشت و آن را در گوش هایتان و چشم هایتان و در دلهایتان و در پیش رو و پشت سرتان القا کرد تا شما را از کفر پاک سازد و شا را از تاریکی به سوی روشنایی بیرون آورد باشد که هدایت شوید

 

اما بررسی بند های بالا و نشان دادن دزدی های ادبی:

 

 

الف.

هُوَذا النّور الأقْدسُ قَدْ أشْرقَ فجاءَ الحقُّ وَ زَهَقَ الباطلُ فَلْيَهْتِدِ التّانهونَ

 

قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ     ----------->     بگو حق آمد و باطل نابود شد (اسراء 81)

 

ب.

وَاقْتَرَبتِ السُاعَةُ والنْشَقَ الباطِلُ فَلَا عَاصِمَ اليومَ مِن أمرنا فَوَيلٌ للمُفترينَ

 

اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ     ----------->      قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت (قمر 1)

لاَ عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ     ----------->     امروز هيچ نگهدارى در برابر فرمان خدا نيست (هود 43)

فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ     ----------->     پس وای در این روز بر تکذیب کنندگان

 

ج.

والتبلجَ الصُبْحُ فَلْيُبصِرِ العُمْيُ، وَ حَصْحَصَ الحَقُّ فَلْيُؤمِنِ الکَافرونَ

 

حَصْحَصَ الْحَقُّ     ----------->     حق آشکار شد (یوسف 51)

 

د.

وَالذينَ طَمِسُوا علی أعْيُنْهِمْ بِاَيدِيهمْ لِئلَا يُبْصروا نُورَ الحقِّ فَهُمُ مُنافِقونَ جاهلونَ

 

وَ الَّذِينَ كَفَرواْ     ----------->     و کسانی که کفر ورزیدند (بقره 39)

لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْيُنِهِمْ     ----------->     چشمانشان را محو می کنیم (یس 66)

فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ     ----------->     پس وای بر کسانی که کتاب را به دستان خویش می نویسند (بقره 79)

فَهُم مُّسْلِمُونَ     ----------->     پس آنان مسلمانند (نمل 81)

 

هـ.

وَالذينَ جَعَلوا أصَابَعهمْ في آذانِهمْ لِئلَا يَسْمَعوا کَلِمَةَ الحقِ فَهُمُ المَغْضُوْبُ عَليهمْ و هم الضَالّونَ

 

وَ الَّذِينَ كَفَرواْ     ----------->     و کسانی که کفر ورزیدند (بقره 39)

جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ     ----------->     انگشتانشان را در گوشهایشان قرار داده اند (نوح 7)

غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَ لاَ الضَّالِّينَ     ----------->     نه کسانی که برشان خشم گرفتی و نه گمراهان (حمد 7)

 

و.

فَاَيُّها الذينَ ضلّوا مِنْ عِبادِنا، لَقَدْ جَاءَکمُ الفُرقانُ الحقُّ بَيّنَ لکمُ الرّشدَ مِنَ الغِیِّ فَلا إِکْراهَ في الدينِ أفلا تُؤمِنُونَ؟

 

یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا     ----------->     ای کسانی که ایمان آورده اید (بقره 104 و بسیاری از دیگر آیات قران کریم)

فَوَجَدَا اعَبْدًا مِنْ عِبادِنا     ----------->     پس بنده ای از بندگان ما را یافتند (کهف 65)

وَ لَقَدْ جَاءكُم مُّوسَى بِالْبَيِّنَاتِ     ----------->     و موسی بیناتی برایتان آورده است (بقره 92)

حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ     ----------->     تا رشته سفید را از رشته سیاه برایتان روشن سازد (بقره 187)

لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ     ----------->     در کار دین اکراهی نیست، راه درست از راه نادرشت روشن گردیده است (بقره 256)

أَفَلاَ تَعْقِلُونَ     ----------->     آیا نمی اندیشید (بقره 44)

 

ز.

إنَّا أنْزَلناهُ نُوراً علی قَلْبِ صَفِينا فَخَطَّهُ کَلِماً بِأعْيُنِنَا وَالْقَاهُ في أسْماعِکمْ وَابْصَارکمْ وَ في قُلُوبِکمْ وَ بينَ أيْديکُمْ لِيُطهِرَکُمْ مِنَ الکُفرِ وَ يُخرجَکُم مِنَ الظُلَماتِ إلی النورِ لَعَلَّکمْ تَهتدونَ

 

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا     ----------->     ما آن را قرانی عربی فروفرستادیم (یوسف 2)

فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ     ----------->     بیگمان خداوند قرآن را بر قلب تو فروفرستاده است (بقره 97)

إِنْ أَخَذَ اللّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَارَكُمْ     ----------->     اگر خداوند گوش و چشمهایتان را بگیرد (انعام 46)

اَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ     ----------->     هنوز ایمان در دلهایتان وارد نشده است (حجرات 14)

اتَّقُوا مَا بَيْنَ أَيْدِيكُمْ     ----------->     از آنچه پیش رو و پشت سر شماست پروا کنید (یس 45)

وَ لَكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ     ----------->     بلکه می خواهد شما را پاک کند (مائده 6)

لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ     ----------->     تا شما را از تاریکی به سوی روشنایی بیرون آورد (احزاب 43)

لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ     ----------->     باشد که هدایت شوید (بقره 53)

 

 -سوره السّلام

 

السّلامِ سلام (صلح و آشتی)
بسمِ الآبِ الکلمةِ الروحِ الالهِ الواحدِ الاُوحدِ به نام پدر، کلمه، روح؛ خدای واحد یگانه
1) يَايّها الذينَ ضَلوا مِنْ عِبادنا: إنَا أنزلناهُ فُرقَانَاً حقّاً بِلسانٍ عربیٍّ بيّنِ الاعجازِ لِتبَيِّنوا الضَلالِ مِنَ الهُدی و تَعلموا سُوءَ مَا کُنتمْ تَفعلونَ 1) ای کسانی از بندگان ما که گمراه شده اید: همانا ما آن را فرقانی به حق به زبان عربی و اعجازی آشکار فروفرستادیم تا گمراهی را از راهیابی روشن سازد و شما را از شر آنچه انجام می دادید آگاه می کند
2) فَقَدِ انتحلتمْ لِسَانَنا وافْتَريتمْ عَلينا کَذِباً بانَّا أوْحينا قَوْلاً لَمْ نَقلهُ وأتينا فِعلاً لَمْ تَفْعَلهُ و خدَعْتمُ الناسَ فَضَلَّ مَنْ صَدَّقکُم و کَفَرَ مَنْ آمَن بکمْ وَ خَابَ کُلُّ مُفتِر أثيمِ 2) زبان ما را برساختید و بر ما دروغ بستید که سخنی را وحی کرده ایم که هرگز بیانش نداشته ایم و کاری کرده ایم که هرگز انجامش نداده ایم؛ مردمان را به گمراهی کشاندید؛ پس هرکس که تصدیقتان کرد گمراه شد و هر کس به شما ایمان آورد، کافر گشت و هر افترازن گنهکاری نومید و نابود شد
3) والذينَ اشتروا الضَّلالةَ بالهُدی وأکْرَهوا عِبَادنا بالسَّيفٍ لِيکفروا بالحقِّ و يؤمنوا بالباطلِ اُولئکَ همْ أعداءُ الدّينِ القيّمِ وأعداءُ عِبادِنا المؤمنينَ 3) و کسانی که گمراهی را به بهای راهیابی خریدند و بندگانمان را با شمشیر اجبار کردند که به حق کفر بورزند و به باطل ایمان آورند آنانند که دشمنان دین پابرجا هستند و آنانند که دشمنان بندگان مؤمن ما هستند
4) وَ تَزْعُمُونَ بانَّا نُحبُّ الذّينَ يُقاتِلونَ في سَبيلنا و انّا کَتَبنا القِتالَ علی المؤمنينَ 4) و گمان کردید که ما کسانی را که در راهمان می جنگند دوست داریم و یا قتال را بر مؤمنان واجب کرده ایم
5) لَقَد اِفْکً المُفترونَ الذينَ يُرِدّدُونَ قًولً البَهثِ و خَابَ کُلُّ جَبَّارِ عنيدِ 5) افترازنانی که سخنان بیهوده را تکرار می کنند دروغ گفته اند و هر گردنکش منحرفى نوميد و نابود شد
6) فأنی يَکونُ القتلُ سبيلنا؟ وانی نکتُبُ علی عِبادنا المؤمنينَ بأنْ يکونوا کَفَرةَ مُجرمينَ؟ 6) پس آیا قتل راه ماست؟ و آیا ما بر بندگان مؤمنمان واجب گرداندیم که مجرمانی درنده خو باشند؟
7) و اذ قيلَ لِلذينَ کَفَروا بأنْ يؤمنوا بِما انْزلنا مِنَ الفُرقان الحقِّ کَما آمنَ عِبادِنا الصالحونَ قالوا: "أنؤمنُ کَما آمنَ السُفهاءُ المُشرکونَ؟" ألا إنّهم هُمُ السُفهاءُ المُشرکونَ و لکنَّهمْ لا يَعلمونَ 7) و آنگاه که به کسانی که کفر ورزیدند گفته شود که به آنچه از فرقان الحق که فروفرستاده شده است ایمان آورید همچنانکه بندگان شایسته ما ایمان آورده اند گویند آیا ایمان آوریم همچنانکه کم خردان ایمان آورده اند؟ بدانید که ایشان خود کم خردند ولی خود نمی دانند
8) ياايّها الناسُ لقدْ کنتم امْواتاً فاحيناکمْ بِکلمةِ الإِنجيلِ الحقِّ مَنْ آمَن بالکَلمةِ و ماتَ الکافرونَ ثمَّ نحيکم بنورِ الفُرقانِ الحقِّ مَن آمنَ بالنورِ و يموتُ الکافرونَ ثمَّ نُقيمُکمْ جميعاً يومَ الحِسابِ العظيمِ 8) ای مردمان، مرده بودید پس به کلمه انجیل حق زنده کردیم آنانی را که به کلمه ایمان آوردند و کافران مردند؛ سپس بنور فرقان الحق زنده می کنیم کسانی را که به نور ایمان آوردند و کافران می میرند سپس همگی تان را در روز حساب بزرگ برپا می داریم
9) و منکمْ فِنةٌ قَسَتْ قُلُوبهمْ مِنْ بعدِ ذَلکَ فَهيَ کالحجارةِ أوْ أشدُّ قسْوةٌ و انًّ مِنَ الحجارةِ لَما يتفجًّرُ منهُ الانهارُ فَتُوبوا وارْحَموا انفُسَکمْ لَعَلَّکمْ تُرحَمونَ و تُحشَرونَ معَ الصالحينَ 9) و برخی از شما، دلهاى شما بعد از اين واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، يا سخت‏تر! چرا که پاره‏اى از سنگها مى‏شکافد، و از آن نهرها جارى می‏شود؛ پس توبه کنید و به خودتان رحم کنید تا مشمول رحمت شوید و با صالحان محشور گردید
10) انما الإِيمانُ الحقُّ استِسْلامٌ لِمشيّتِنا و إطاعَةٌ لأمرنَا و إنَّ مشيّتنَا رحمةٌ وَ سَلامٌ و أمرنا محبَّةٌ و إخاءٌ فأنّی تُعارضونَ مَشِيتنَا وَ تَقْتُلونَ؟ وَ تَعْصُونَ امرَنا و تَنقِمونَ؟ 10) همانا ایمان حقیقی، گردن نهادن به مشیت ما و فرمانبرداری از فرمان ماست و همانا مشیت ما رحمت و صلح، و فرمان ما محبت و برادری است؛ پس آیا در برابر مشیت ما ایستادگی می کنید و می کشید؟ و بر فرمان ما سرکشی می کنید و انتقام می گیرید؟
11) لَقَدِ افتريتُمْ عَلينا کَذِباً بِأنّا حَرَّمنا القتالَ في الشهرِ الحَرامِ ثُمَّ نَسَخْنا ما حَرَّمنا فَحَلَّلنا فيهِ قِتالاً کثيراً 11) بر ما دروغ بستید به اینکه قتال در ماه حرام را حرام کرده ایم و سپس آنچه حرام کرده ایم را نسخ نمودیم و قتال بسیار را در آن حلال گرداندیم
12) و مَا حرَّمنا حَلالاً و مَا حلَّلنا حَراماً، أنَّ هوَ إِلَّا إفکٌ افْتريتُمُوهُ علی لِسَانِنا و إِنّه لا يُفلحُ المفترونَ 12) و حلالی را حرام نکرده ایم و حرامی را حرام ننموده ایم، همانا آن نیست جز دروغی که بر زبان ما برساخته اید و همانا او افترازنان را رستگار نمی کند
13) وَ وَصَيَّنا أنْ لا تَقْتُلوا وَ لا تسفِکوا دمَاً ثُمَّ أنتُمْ هَؤلاءِ تَقتلونَ إِخوانَکمْ مِن عِبادِنا الصّالحينَ إنّماً وَعُدواناً و تَسفکونَ دَمهمْ. فکَفرتُمْ بسُنَّتنا في الإِنجيلِ الحقِّ وَ مَا جَزاءُ الکافرينَ إِلّا خِزْیٌ في الدنيا و في الآخِرةُ يُرِدُّونَ إلی أشَدِّ العذابِ و مَا نحنُ بغافلينَ عمّا يَفْعلونَ 13) و سفارش کردیم که نکشید و خونی نریزید اما سپس برادرانتان از بندگان صالح ما را کشتید و این وعده ما نبود و شما خونشان را ریختید. پس به سنت ما در انجیل حق کفر ورزیدید و براى کافران، جز رسوايى در دنیا چيزى نخواهد بود، و در آخرت به شديدترين عذابها گرفتار می‏شوند و ما از آنچه انجام می‏دهيد غافل نيستیم
14) وَ حرضتمْ علی القِتالِ و اجتِنابِ السِّلمِ فَقُلتمْ: "لا تَهِتوا و تَدعوا الی السِّلمِ و انْتُمُ الأعلَونَ واللهُ معکُم و لنْ يَبرکمْ أعمَالکمْ" 14) و به جنگ و دوری از صلح تشویق کردید درحالی که می گفتید: "پس هرگز سست نشويد و به صلح دعوت نکنيد در حالى که شما برتريد، و الله با شماست و چيزى از اعمالتان را کم نمی‏کند"
15) انّا لا نَسِرُّ القَتلةَ و أعداءُ السِّلمِ أعمالَهمْ إِنَّما لَهمْ العَذابِ النَّارِ يَردُونَها وَ يُرَدُّونَ أسْفَلَ سَافِلينَ 15) همانا ما به اعمال جنایتکاران و دشمنان صلح پاداش نمی دهیم همانا ایشان را عذاب آتش است و به پایین ترین مرحله انداخته می شوند

 

اما بررسی بند های بالا و نشان دادن دزدی های ادبی:

 

الف.

يَايّها الذينَ ضَلوا مِنْ عِبادنا: إنَا أنزلناهُ فُرقَانَاً حقّاً بِلسانٍ عربیٍّ بيّنِ الاعجازِ لِتبَيِّنوا الضَلالِ مِنَ الهُدی و تَعلموا سُوءَ مَا کُنتمْ تَفعلونَ

 

یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا     ----------->     ای کسانی که ایمان آورده اید (بقره 104 و بسیاری از دیگر آیات قران کریم)

فَوَجَدَا اعَبْدًا مِنْ عِبادِنا     ----------->     پس بنده ای از بندگان ما را یافتند (کهف 65)

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا     ----------->     همانا ما آن را قرآنی عربی فروفرستادیم (یوسف 2)

بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ     ----------->     به زبان عربی روشن (شعراء 195)

قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ     ----------->     راه درست را از راه نادرست روشن ساخته است (بقره 256؛ در بنده 1 از صفحه "سلام" بر اساس همین ساختار نوشته شده است «لِتبَيِّنوا الضَلالِ مِنَ الهُدی». در واقع به جای "الرشد" از "هدی" و به جای "الغی" از "ضلال" استفاده گردیده است.

مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ     ----------->     آنچه کتمان می کردید (بقره 79)

 

ب.

فَقَدِ انتحلتمْ لِسَانَنا وافْتَريتمْ عَلينا کَذِباً بانَّا أوْحينا قَوْلاً لَمْ نَقلهُ وأتينا فِعلاً لَمْ تَفْعَلهُ و خدَعْتمُ الناسَ فَضَلَّ مَنْ صَدَّقکُم و کَفَرَ مَنْ آمَن بکمْ وَ خَابَ کُلُّ مُفتِر أثيمِ

 

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا     ----------->     و کیست ستمکارتر از کسی که به الله دروغ ببندد (انعام 21)

وَ خَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ     ----------->     هر گردنکش منحرفى نوميد و نابود شد (ابراهیم 15؛ روشن است که در بند بالا به جای "جبار عنید" از "مفتر اثیم" استفاده شده است)

َاللّهُ لاَ يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ     ----------->     و خداوند، هيچ انسانِ ناسپاسِ گنهکارى را دوست نمی‏دارد (بقره 276)

 

ج.

والذينَ اشتروا الضَّلالةَ بالهُدی وأکْرَهوا عِبَادنا بالسَّيفٍ لِيکفروا بالحقِّ و يؤمنوا بالباطلِ اُولئکَ همْ أعداءُ الدّينِ القيّمِ وأعداءُ عِبادِنا المؤمنينَ

 

أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى     ----------->     آنها کسانی هستند که گمراهی را به بهای راهیابی خریدند (بقره 16)

أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ     ----------->     آنانند که رستگارند (بقره 5)

ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ     ----------->     آن دین پابرجاست (توبه 36)

إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ     ----------->     همانا او از بندگان مؤمن ماست (صافات 81)

 

د.

وَ تَزْعُمُونَ بانَّا نُحبُّ الذّينَ يُقاتِلونَ في سَبيلنا و انّا کَتَبنا القِتالَ علی المؤمنينَ

 

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ     ----------->     آیا ندیدی کسانی را که گمان می کنند (نساء 60)

ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله     ----------->     همانا الله کسانی را که در راهش می جنگند دوست دارد (صف 4)

كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ     ----------->     قتال بر شما واجب گشت (بقره 216)

 

هـ.

لَقَد اِفْکً المُفترونَ الذينَ يُرِدّدُونَ قًولً البَهثِ و خَابَ کُلُّ جَبَّارِ عنيدِ

 

وَ خَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ     ----------->     هر گردنکش منحرفى نوميد و نابود شد (ابراهیم 15)

 

و.

و اذ قيلَ لِلذينَ کَفَروا بأنْ يؤمنوا بِما انْزلنا مِنَ الفُرقان الحقِّ کَما آمنَ عِبادِنا الصالحونَ قالوا: "أنؤمنُ کَما آمنَ السُفهاءُ المُشرکونَ؟" ألا إنّهم هُمُ السُفهاءُ المُشرکونَ و لکنَّهمْ لا يَعلمونَ

 

وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ يَعْلَمُونَ     ----------->     و هنگامی که بهشان گفته شود ایمان آورید همچنانکه مردمان ایمان آورده اند گویند آیا ایمان آوریم همچنانکه کم خردان ایمان آورده اند بدانید که آنها خود کم خردند ولی نمی دانند (بقره 13)

 

هر خواننده ای می تواند براحتی هر چه تمام تر متوجه شود که آیه جعلی (بند 7 از صفحه "سلام") چیزی نیست جز تقلیدی به تمام معنا از آیه 13 سوره بقره و صرفا تغییراتی چند در آن داده شده است از جمله:

1) "لهم" برداشته شده و به جای آن "للذین کفروا" گذاشته شده است

2) عبارت "بما انزلنا من الفرقان الحق" در آیه اصلی نبوده و افزوده شده است و جالت است بدانیم که این خود از آیه زیر گرفته شده است:

وَ إِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ     ----------->     و هنگامی که بهشان گفته شود ایمان آورید به آنچه الله فروفرستاده است (بقره 91)

3) "الناس" برداشته شده و به جای آن "عبادنا الصالحون" گذاشته شده است.

4) عبارت "المشرکون" در آیه اصلی نبوده و افزوده شده است.

5) در آیه اصلی "لکن" آمده است اما در آیه جعلی "لکنّهم" قرار داده شده است.

 

ز.

ياايّها الناسُ لقدْ کنتم امْواتاً فاحيناکمْ بِکلمةِ الإِنجيلِ الحقِّ مَنْ آمَن بالکَلمةِ و ماتَ الکافرونَ ثمَّ نحيکم بنورِ الفُرقانِ الحقِّ مَن آمنَ بالنورِ و يموتُ الکافرونَ ثمَّ نُقيمُکمْ جميعاً يومَ الحِسابِ العظيمِ

 

كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنتُمْ أَمْوَاتاً فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ     ----------->     چگونه به الله کفر می ورزید حال آنکه مرده بودید و زندتان کرد سپس می میراندتان سپس زندتان می کند سپس بسویش بازگردانده می شونید (بقره 28)

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ     ----------->     ای مردمان پروردگارتان را بندگی کنید (بقره 21)

 

روشن است که عبارات "بِکلمةِ الإِنجيلِ الحقِّ مَنْ آمَن بالکَلمةِ و ماتَ الکافرونَ" و "بنورِ الفُرقانِ الحقِّ مَن آمنَ بالنورِ و يموتُ الکافرونَ" افزوده شده اند.

 

"نُقيمُکمْ جمیعاً" نیز می تواند برگرفته از این آیه قرآن کریم است که می فرماید:

يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا     ----------->     روزی که الله همگی (آنها را) برمی انگیزد (مجادله 18)

 

هـ.

و منکمْ فِنةٌ قَسَتْ قُلُوبهمْ مِنْ بعدِ ذَلکَ فَهيَ کالحجارةِ أوْ أشدُّ قسْوةٌ و انًّ مِنَ الحجارةِ لَما يتفجًّرُ منهُ الانهارُ فَتُوبوا وارْحَموا انفُسَکمْ لَعَلَّکمْ تُرحَمونَ و تُحشَرونَ معَ الصالحينَ

 

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ     ----------->     سپس دلهاى شما بعد از اين واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، يا سخت‏تر! چرا که پاره‏اى از سنگها مى‏شکافد، و از آن نهرها جارى می‏شود (بقره 74)

وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ     ----------->     و خدا و پيامبر را اطاعت کنيد، تا مشمول رحمت شويد! (آل عمران 132)

 

و.

لَقَدِ افتريتُمْ عَلينا کَذِباً بِأنّا حَرَّمنا القتالَ في الشهرِ الحَرامِ ثُمَّ نَسَخْنا ما حَرَّمنا فَحَلَّلنا فيهِ قِتالاً کثيراً

 

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا     ----------->     و کیست ستمکارتر از کسی که به الله دروغ ببندد (انعام 21)

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ     ----------->     از تو درباره قتال در شهر حرام می پرسند (بقره 217)

 

ز.

و مَا حرَّمنا حَلالاً و مَا حلَّلنا حَراماً، أنَّ هوَ إِلَّا إفکٌ افْتريتُمُوهُ علی لِسَانِنا و إِنّه لا يُفلحُ المفترونَ

 

اِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ     ----------->     این نیست جز دروغی که برساخته است (فرقان 4)

اِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ     ----------->     همانا او ستمگران را رستگار نمی کند (انعام 21؛ البته خداوند متعال در دیگر جاهای قرآن کریم اعلام داشته است که مجرمان (یونس 17)، جادوگران (یونس 77) و کافران (قصص 82) را نیز رستگار نمیکند)

 

ح.

وَ وَصَيَّنا أنْ لا تَقْتُلوا وَ لا تسفِکوا دمَاً ثُمَّ أنتُمْ هَؤلاءِ تَقتلونَ إِخوانَکمْ مِن عِبادِنا الصّالحينَ إنّماً وَعُدواناً و تَسفکونَ دَمهمْ. فکَفرتُمْ بسُنَّتنا في الإِنجيلِ الحقِّ وَ مَا جَزاءُ الکافرينَ إِلّا خِزْیٌ في الدنيا و في الآخِرةُ يُرِدُّونَ إلی أشَدِّ العذابِ و مَا نحنُ بغافلينَ عمّا يَفْعلونَ

 

این نوع سفارش کردن تقلیدی است از قرآن کریم که در چندین جا به کسانی که به آنها کتاب آسمانی داده شده است (نساء 131)، به انسان (عنکبوت 8 و لقمان 14 و احقاف 15) به کار رفته است.

وَ صَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ     ----------->     و سفارش کردیم به کسانی که به آنها کتاب داده شده است (نساء 131)

و اذ اخذنا ميثاقکم لا تسفکون دماءکم     ----------->     و هنگامى را که از شما پيمان گرفتيم که خون هم را نريزيد (بقره 84)

إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ     ----------->     همانا او از بندگان مؤمن ماست (صافات 81)

فما جزاء من يفعل ذلک منکم الا خزي في الحياة الدنيا و يوم القيامة يردون الى اشد العذاب و ما الله بغافل عما تعملون     ----------->     براى کسى از شما که اين عمل را انجام دهد، جز رسوايى در زندگانی دنیوی، چيزى نخواهد بود، و روز رستاخيز به شديدترين عذابها گرفتار می‏شوند. و خداوند از آنچه انجام می‏دهيد غافل نيست (بقره 85)

 

وَ حرضتمْ علی القِتالِ و اجتِنابِ السِّلمِ فَقُلتمْ: "لا تَهِتوا و تَدعوا الی السِّلمِ و انْتُمُ الأعلَونَ واللهُ معکُم و لنْ يَترکمْ أعمَالکمْ"

 

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ     ----------->     اى پيامبر! مؤمنان را به جنگ تشويق کن (انفال 65)

فلا تهنوا و تدعوا الى السلم و انتم الاعلون و الله معکم و لن يترکم اعمالکم     ----------->     پس هرگز سست نشويد و به صلح دعوت نکنيد در حالى که شما برتريد، و خداوند با شماست و چيزى از اعمالتان را کم نمی‏کند (محمد 35)

 

ط.

انّا لا نَسِرُّ القَتلةَ و أعداءُ السِّلمِ أعمالَهمْ إِنَّما لَهمْ العَذابِ النَّارِ يَردُونَها وَ يُرَدُّونَ أسْفَلَ سَافِلينَ

 

لَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ     ----------->     ایشان را عذابی بس بزرگ است (بقره 7)

ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ     ----------->     سپس او را به پايين‏ترين مرحله بازگردانديم (تین 5)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 14:7  توسط مسلمان ایرانی  |