شبهه افکن:-مهدی پس از یک دوره سختی و بلا ظهور میکند و این اولین نشانی آخرالزمان است.
-تا نخست آن عصیان واقع نشود و آن مرد بیدین که فرزند هلاکت است به ظهور نرسد، آن روز فرا نخواهد رسید(دوم تسالونیکیان3:2)
پاسخ: تعجب میکنم از این همه غرضورزی! سختی و بلای مردم پیش از ظهور مهدی(عج) چه ربطی به عصیان و ظهور دجال دارد؟ ما هم پیش از قیام آخرالزمان به خروج مردی بیدین به نام دجال اعتقاد داریم و معتقدیم که خروج دجال از نشانیهای پیش از ظهور حضرت مهدی است، پس این سخن کتاب مقدس مسیحیان، در مورد دجال است که از دیدگاه ما نیز بیدین است و نه در مورد حضرت مهدی(عج) که دیندار و خداباور است. از این گذشته حضرت مهدی(عج) را نمیتوان فرزند هلاک خواند زیرا مهدی طبق روایات برکات آسمان و زمین را بر زمینیان میگشاید و عنوان فرزند هلاک برای دشمن او یعنی دجال مناسب است که کفر و ظلم و ستم را نشر میدهد. کاش شبهه سازان مسیحی، توجه میکردند که ما نیز به وجود دجالی که بیدین است اعتقاد داریم و کفر و ظلم را از سوی او میدانیم و مهدی(عج) کسی است که بر علیه او قیام میکند و ریشۀ ظلم او را میخشکاند.
شبهه افکن:-مهدی با رومیان(غرب) قرارداد 7 ساله میبندد(الطبرانی به نقل از زبیر علی، ص43، 36.4772سنن ابوداوود)
-دجال با افراد زیادی عهد 7 ساله میبندد(دانیال27:9)
پاسخ: شبهه افکن، آشکارا به دروغگویی توسل میکند، در کتاب مقدس مسیحیان(دانیال27:9) از عهد 7 روزه سخن رفته است و نه 7 ساله!! پس این عهد 7 روزۀ دجال با عهد 7 سالۀ امام زمان تناسبی ندارد. پس این شبهه هم وارد نیست.
شبهه افکن:-مهدی عهد خود را خواهد شکست
-دجال عهد خود را خواهد شکست(دانیال27:9)
پاسخ: ما جایی در اسناد و مدارک نداریم که حضرت مهدی(عج) عهد خود را بشکند، ولی این مسئله که رومیان(غرب) عهد خود را پس از دو یا سه سال، میشکنند در روایات وجود دارد(معجم احادیث الامام مهدی، علی الکورانی، ج1، ص340).
پس این ادعا نیز باطل است و حضرت مهدی هرگز مثل دجال عهد خود را نمیشکند. اساساً اهل بیت عصمت و طهارت هرگز پیمان شکنی نمیکنند و امام اگر پیمان خود را بشکند دیگر امام نیست.
شبهه افکن:-مرکز خلافت اسلامی خاور میانه است
-کانون امپراتوری دجال خاور میانه خواهد بود(مکاشفه یوحنا2:13)
پاسخ: شبهه افکن آشکارا دروغ میگوید، در مکاشفات یوحنا باب 13 آیۀ 2 از برآمدن یک وحش از دریا سخن آمده است و بعد در مورد شکل ظاهر او توضیح میدهد و ابداً نمیگوید کانون حکومت این وحش خاورمیانه(!) است.
اگر در مکاشفات یوحنا چنین سخنی آمده بود هم میگفتیم که با همین حساب باید دجال بر زمین حکومت خواهد کرد و طبق اعتقاد مسیحیان، حضرت عیسی(ع) نیز حکومت زمین را در دست خواهد گرفت پس العیاذبالله، حضرت عیسی(ع) هم دجال است!!!!!!
آیا صرف اینکه دو نفر در یک جا حکومت میکنند، دال بر این است، که این دو نفر یکی هستند؟ آیا نزدیک بودن زمان حکمرانی این دو نفر بر یک محل دال بر یکی بودن آنهاست؟ با این حساب باید گفت که دو رئیس جمهور یک کشور هم که در دو دورۀ پیاپی بر یک کشور حکومت میکنند، بخاطر نزدیک بودن دورانشان و یکی بودن محل حکومتشان، یکی هستند!!!
در ضمن از خاطر نبریم، حتی اگر مکاشفات گفته بود که دجال در خاور میانه خواهد بود، وقتی که دجال به جنگ اسلام بیاید(توجه کنید که دین ستیزی در عالم امروز فقط در مبارزه با اسلام معنی دارد زیرا دین ستیزان همین امروز و بدون حضور دجال هم دین و دینداری را در کلیساها و کنیسه ها و معابد حبس کرده اند و تنها اسلام است که در برابر تحرک بیدینی از خود حرکتی نشان میدهد.) مناطقی از جهان اسلام را تصرف میکند و چون بیشتر از هر جایی از اینجا احساس خطر میکند، مرکز حکومتش را کشورهای اسلامی که محل ظهور منجی است، قرار میدهد.
در ضمن اصطلاح «خاور میانه» در روایات اسلامی و کتاب مقدس نیامده است و توسط انگلیسیهای استعمارگر در جنگ جهانی دوم مصطلح شده است! این اصطلاح نه در روایات اسلامی یافت میشود و نه در کتاب مقدس مسیحیان.
شبهه افکن:-مهدی بر تمام جهان مسلط خواهد شد(بحارالانوار، جج51، ص78)
-دجال بر تمام جهان مسلط خواهد شد(مکاشفه یوحنا7:13)
پاسخ: اگر این وجه تشابه باعث میشود که مهدی همان دجال باشد که خب با این حساب حضرت مسیح(ع) نیز طبق اعتقاد همین مسیحیان، بر تمام جهان مسلط خواهد شد، پس باید حضرت مسیح را نیز دجال بخوانند. چه راست فرمود حضرت عیسی که«چگونه پر کاهی را در چشم برادرت میبینی ولی چوبی را در چشم خودت نمیبینی؟»(لوقا41:6)
خب مسلم است، وقتی حضرت مهدی(عج)، دجال را شکست بدهد، بر متصرفات او دست خواهد یافت. آیا صرف اینکه سابقاً دجال بر زمین حکمفرما بوده است، هر کس بر زمین حکومت کند همان دجال است؟ کدام عاقلی این را میپذیرد؟
بله وقتی حضرت مهدی(عج) ظهور میفرمایند، ظلم و ستم بر تمام جهان گسترش یافته است و حضرت با حکومت جهانی خود، عدل و داد را جایگزین آن میکنند. فرق حکومت دجال و مهدی(عج) در این است که دجال تمام جهان را غرق ظلم میکند و مهدی(عج) ظلم او را از بین برده، عدل و داد را جایگزینش میکند. چه باهوش هستند کسانی که فرق ایندو را نمیدانند.
شبهه افکن:-مهدی به سرزمین مقدس اسرائیل، بیت المقدس حمله خواهد کرد(صحیح بخاری، جلد3، کتاب 43، حدیث656)
- دجال به سرزمین مقدس اسرائیل، بیت المقدس حمله خواهد کرد.(حزقیال9:38)
پاسخ: اولاً کتاب مقدس در حزقیال9:38 حمله به بیت المقدس را به دجال نسبت نداده است بلکه آنرا به جوج پادشاه ماشک و توبال نسبت میدهد.(البته روایات اسلامی تهاجم دجال به بیت المقدس را پیشگویی میکنند)
ثانیاً اگر شبهه سازان مسیحی درست روایات اسلامی را میخواندند، میدیدند که در روایات آمده است که ابتدا دجال مؤمنین را در بیت المقدس به محاصره میندازد و مهدی(عج) ظهور میفرماید و آنها را از چنگال دجال نجات میدهد(به نظرتان این پیشگویی تا میزان زیادی محقق نشده است؟) پس حملۀ حضرت مهدی(عج) به بیت المقدس، برای نجات مؤمنین از چنگال دجال است.
شبهه افکن:-بیت المقدس مقر حکومت مهدی خواهد بود(آیت الله ابراهیم امینی-امام مهدی امام عادل بشر)
- بیت المقدس مقر حکومت دجال خواهد بود(متی15:24)
پاسخ: اولاً ما در کتاب فوق الذکر از آیت الله امینی چنین سخن گزافی را نیافتیم و اگر ایشان چنین گفته باشند نیز اشتباه میکنند چون روایات اسلامی ضد اینرا میگویند. چنانکه در روایات آمده است مقر حکومت حضرت مهدی(عج) کوفه است و نه بیت المقدس؛ برای مثال حضرت امام صادق(ع) میفرمایند:«مرکز حکومت او کوفه است»(بحارالانوار،ج53،ص11) پس شبهه افکن آشکارا دروغ گفته است.
ثانیاً در متی15:24 نیز نیامده است که مقر حکومت دجال بیت المقدس است، بلکه آمده است که «پس چون آنچه را دانیال نبی "مکروه ویرانگر" نامیده در مکان مقدس برپا بینید». چقدر جالب است که این افراد شبهه ساز هنوز فرق مکان مقدس را با شهری که نامش بیت المقدس است نمیدانند!
در ضمن شبهه سازان مسیحی توجه کنند که اگر این شباهت میخواست نشانگر دجال بودن فردی باشد که بر بیت المقدس حکومت میکند، دال بر دجال بودن حضرت مسیح(ع) بود(العیاذ بالله) زیرا این مسیح(ع) است که از دید مسیحیان بر بیت المقدس حکومت میکند و پاداشاه آن است و نه مهدی(عج) که کوفه را مرکز حکومت میکند.
شبهه افکن:-موجودی از زمین به همراه مهدی خواهد آمد(تفسیرهای مربوط به نمل:83)
-موجودی از زمین(سنبل نبی کاذب) به همراه دجال خواهد آمد(مکاشفه یوحنا11:13)
پاسخ: در مورد آیۀ 82 از سورۀ نمل،(که شبهه افکن اشتباهاً آیۀ 83 را نوشته است) گفته نشده است که این موجود با امام زمان(ع) میاید. این موجود که قرآن از آن سخن میگوید کسی است که وقت خاصی میاید و با مردم حرف میزند، حالا برخی تفاسیر میگویند این موجود جداکنندۀ پیروان حق از پیروان باطل است، حضرت مهدی(عج) خواهد بود، برخی هم آنرا به روز قیامت نسبت میدهند... پس حتی اگر این موجود در این آیه در مورد آخرالزمان باشد، نیز موجودی نیست که همراه مهدی(عج) میاید بلکه خود اوست و قرار نیست کار بدی بکند(!) بلکه حق را از باطل هم جدا میکند.
اما در مورد اینکه موجودی که با دجال بیرون میاید که به اعتقاد شبهه افکن نماد نبی کاذب است، باید بگوییم که از روایات خروج دجال استفاده میشود که خلاف حرکت ولیعصر(عج) نیز حرکتی وجود دارد. اگر این چیزها را بخواهید وجه شباهت مهدی(عج) و دجال بدانیم که خب میتوانیم بگوییم مهدی و دجال هر دو پیروانی دارند! مهدی و دجال هر دو غذا میخورند! و... آری این شباهتها هست ولی پیروان مهدی(عج) صالحین هستند و پیروان دجال فاسقین، مهدی(عج) از غذای حلال میخورد و دجال از خوردنیهای حرام،... کاش شبهه سازان فضای نقد را اینگونه با سفسطه خراب نمیکردند...
شبهه افکن:-مهدی معجزاتی خواهد داشت(الطبرانی به نقل از عزت عارف، ص9)
-دجال معجزات کاذبی خواهد داشت(دوم تسالونیان2: 9-8)
پاسخ: این شباهت، دیگر خنده آورترین شباهتی است که شبهه افکن یافته است!! با توجه به این شباهت باید العیاذ بالله تمام انبیاء و حتی حضرت عیسی را نیز دجال بدانیم! آیا غیر از این است که به اعتقاد خود مسیحیان وقتی مسیح(ع) آمد با معجزات مسیح بودن خود را به مردم ثابت کرد؟ بدون شک نیز در آخرالزمان با همین معجزات باید مسیح بودن خود را به مردم ثابت کند، آیا این شبهه سازان میپذیرند که بخاطر این شباهت مسیح(ع) را دجال بنامند؟
در ضمن نسبت دادن معجزه به پیامبران دروغین و دجال که در کتاب مقدس آمده است از نقاط ضعف آشکار کتاب مقدس است. کتاب مقدس از یک طرف قبول دارد که این افراد دروغگو «معجزه» دارند و از طرف دیگر انتظار دارد این افراد با وجود رؤیت معجزات گمراه نشوند. کتاب مقدس در تثنیه باب13 به مردم میگوید که اگر کسی با معجزاتی آمد از آنها خواست خدای دیگری را بپرستند، قبول نکنند ولی طبق ادعای خودشان حضرت مسیح با معجزاتی آمد و باز طبق ادعای خودشان خواسته او را خدا بدانند و بپرستند(هر چند حتی با کتاب مقدس خودشان هم نمیتوانند این ادعا را ثابت کنند-توضیحات بیشتر) و مسیحیان هم بخاطر معجزات سخنان او را قبول میکنند! اساساً اینگونه تناقضات داخلی در مسیحیت به فراوانی یافت میشود. معجزه اگر معجزه باشد، هرگز نمیتواند توسط پیامبر دروغین و دجال ارائه شود، بلکه برای مردمان عادی انجامش محال است و حداکثر آنچه دروغگویان میتوانند بیاورند سحر است که در برابر معجزه شکست میخورد چنان که عصای موسی مار شد و بساط سحر ساحران را بلعید. پس نسبت دادن معجزه به دجال از اشتباهات فاحش کتاب مقدس است و اگر پیامبران دروغین و دجال هم بتوانند معجزه بیاورند، هدایتگری خدا زیر سؤال میرود و مردم دیگر قادر به هدایت نیستند و نمیدانند کدام راه حق است و کدام باطل.
شبهه افکن:-قطع کردن باران از معجزات مهدی است(Shaykh Muhammad salihal Munajjid-The great trial of dijjal)
- قطع کردن باران از معجزات دجال است(مکاشفه یوحنا11: 6-3)
پاسخ: کتابی که شبهه افکن معرفی میکند در مورد دجال است و نه مهدی؛ و از منابع دسته اول نیست و اگر چنین ادعایی بکند باید از روی اسناد دسته اول باشد و ما هیچ روایتی نداریم که بگوید مهدی(عج) باران را قطع میکند. البته طبق نظر ما شیعیان به اذن خدا، کراماتی به هر پیامبر و امامی داده میشود که به اذن خدا میتوانند در طبیعت دخالت کنند چنانکه حضرت موسی(ع) آب را به اذن شکافت تا بنی اسرائیل بتوانند از آن عبور کنند ولی این امر همانطور که گفتیم به اذن خدا است و باز هم عرض میکنیم جایی نیامده است که مهدی(عج) باران را قطع میکند بلکه برعکس اینطور آمده است که وقتی او بیاید آسمان و زمین برکات خود را به روی مردم میگشایند.
اما شبهه افکن در مورد مکاشفات یوحنا11: 6-3 نیز دروغ میگوید. این آیات قطع باران را به پیامبران خدا پیش از آمدن وحش نسبت میدهند و بدون شک اگر کتاب مقدس قطع باران را به دجال نسبت میداد نقطه ضعفی برای خود این کتاب بود که خدا را آنقدر ناتوان میداند که موجود شیطان صفتی میتواند کنترل ابرها و بارش بارانها را در اختیار خودش بگیرد.
شبهه افکن:-یگانه پرستی از تعالیم مهدی است(بقره:255)
-یگانه پرستی از تعالیم دجال است(دانیال11: 38-37)
پاسخ: اولاً یگانه پرستی فقط از تعالیم مهدی(عج) نیست و تمام انبیاء چنین تعلیمی به بشر داده اند. تورات(که بخشی از کتاب مقدس مسیحیان نیز هست) فرمان میدهد هر کس در مقابل خدایی جز یهوه به سجده بیفتد باید سنگسار شود.(تثنیه، باب 17، آیات 2 به بعد) پس اگر این شباهت میتوانست وارد داشته باشد، باید تمام پیامبران را دجال میخواندیم!!!
ثانیاً گویا جناب شبهه افکن اساساً با مفهوم یکتاپرستی آشنا نیستند. یکتاپرستی که مهدی(عج) طبق تعالیم الهی آموزش میدهد یعنی پرستش یک خدای غیرقابل رؤیت که همه جا حاضر است و هیچ عیب و ایرادی ندارد و سراسر کمال است، ولی در دانیال، باب11، آیات 37 و 38، میگوید پادشاه سوریه، از بین تمام بتها فقط یک بت را میپرستد. آیا بین بتی که این پادشاه میپرستد و خدای یگانه که انبیاء معرفی میکنند و حضرت مهدی(عج) هم به پرستش او دعوت میفرماید، تناسبی هست؟
ثالثاً شبهه افکن که به هر آیه ای دست دراز میکند تا ادعاهای پوچ خودش را ثابت کند اینجا به شدت دچار گمراهی شده است، قرآن در بقره:255 از مهدی(عج) سخن نگفته است و سخنی در مورد او نیست و فقط از صفات خدا سخن میگوید و کتاب مقدس نیز در دانیال، باب11، آیات 37 و 38، در مورد دجال سخن نمیگوید بلکه در مورد پادشاه شرور سوریه سخن میگوید. آیا شبهه افکن فراموش کرده است که بیت المقدس که به ادعای خودش مقر حکومت دجال است، در سوریه قرار ندارد، بلکه در فلسطین است؟
شبهه افکن:-زن ستیزی از تعالیم مهدی است(بقره:228)
-زن ستیزی از تعالیم دجال است(دانیال37:11)
پاسخ: باز دروغ میگوید حضرت مهدی(عج) هرگز زن ستیزی نمیکند و هیچ کجا سخنی در این مورد نیست. قرآن در بقره:228 که شبهه افکن بدان اشاره میکند، فقط در مورد قوانین مربوط به زنان مطلقه سخن میفرماید و بحث این آیات بر سر این است که زنان مطلقه باید تا مدتی بعد از طلاق ازدواج نکنند که این مسئله بدون شک ستیز با زنان نیست و ارتباط با بیش از یک مرد در زمان کوتاه نیز برای یک زن مضر است در ضمن اگر نطفه در رحم داشته باشد در این مدت آشکار میشود و مشخص میشود که از شوهر پیشین بوده است. در ضمن اسلام به انسان حق طلاق را میدهد ولی مسیحیت با ازدواج مخالف است که هیچ، با طلاق هم مخالف است(البته منظور بنده مسیحیت است و نه پروتستانیسم که مسیحیت استحاله شده است. اگر به پروتستانها باشد که ازدواج مرد با مرد و زن با زن و ازدواج با حیوانات هم در محیط کلیساهایشان صورت میگیرد و بلامانع است!!)
همچنین دانیال37:11 نیز سخنی از زن ستیزی دجال نمیگوید بلکه میگوید که پادشاه سوریه بتی که محبوب زنان است را نمیپرستد، این مطلب چه ربطی به زن ستیزی دارد؟
اینجا نیز شبهه افکن دروغگویی را از حد گذرانده است زیرا در بقره:228 در مورد مهدی(عج) سخن نگفته است و دانیال37:11 از دجال سخنی به میان نیاورده است. مقر حکومت دجال در بیت المقدس است و نه سوریه(طبق ادعای خودش در بالا)
شبهه افکن:-مهدی تثلیث، خدا بودن مسیح و پدر بودن خدا را رد میکند(توبه:31)
- دجال تثلیث، خدا بودن مسیح و پدر بودن خدا را رد میکند(رساله اول یوحنا22:2)
پاسخ: اولاً رد تثلیث و الوهیت مسیح و پدر نامیدن خدا، را فقط مهدی(عج) رد نمیفرمایند، بلکه هر آدم عاقلی آنرا رد میکند. لفظ تثلیث در هیچکجای کتاب مقدس دیده نمیشود و از مصنوعات مسیحیان تثلیثی است. الوهیت حضرت مسیح(ع) طبق کتاب مقدس رد میشود. حضرت عیسی(ع) چگونه خدایی است که نمیتواند خود را از بلای صلیب نجات دهد و حال آنکه به شدت نگران مصلوب شدن است و در درگاه خدا به خاک میفتد و التماس میکند که او را از صلیب نجات دهد(اناجیل مرقس، متی و لوقا هر سه به این مسئله اشاره دارند) همچنین وقتی از زمان قیامت میپرسند میگوید من نمیدانم و فقط خدا(به اصطلاح اناجیل "پدر") میداند(متی36:24) پس چگونه خدایی است که علمش نسبت به خدا نقصان دارد؟! همچنین خود را از خدا کوچکتر میداند(یوحنا28:14) و نیز میفرماید من را نیکو ننامید، تنها کسی که نیکو است خداست(مرقس18:10)! آیا یک خدای واقعی از چیزی میترسد، همانطور که عیسی(ع) از خدا میترسد؟(اشعیا2:11) پس مسیح نمیتواند با خالق جهان یکی باشد و ما دو راه بیشتر نداریم یا باید بگوییم که عیسی مسیح(ع) خدا نبود که باور مسلمانان و یهودیان نیز همین است یا باید بگوییم خدا بود ولی خدایی کوچکتر از خالق جهان(!) که شرک است این هم باور برخی فرق التقاطی مسیحیت است. راه سوم این است که مثل مسیحیان تثلیثی بگوییم که مسیح همان خالق جهان است و با او یکی است و تجسم اوست که چنانکه گفتیم این ادعای باطلی است و حتی با کتاب مقدس خودشان هم در تضاد است!
اساساً بسیاری از فرقه های مسیحیتی، از همان ابتدای مسیحیت با تثلیث مخالف بودند. ابیونیها، بسیلیدیها، کپوکراتیان و ... از مسیحیان اولیه بودند که هرگز تثلیث را نپذیرفتند. موشیم مورخ در جلد اول تاریخ خود، در مورد ابیونیها میگوید که این افراد در قرن اول مسیحیت، حضرت عیسی(ع) را فقط انسان میدانستند. فقط انسان بودن مسیح(ع) در باور این افراد نشان میدهد که حتی بین مسیحیان نیز وجود داشته اند کسانی که مخالف تصلیث باشند چنانکه امروزه نیز گروههایی چون شاهدان یهوه معتقد به تثلیث نیستند ولی خب طرفداران تثلیث توانستند به قدرت دست یابند و امپراتور روم را با خود همراه کنند و به همین خاطر توانستند باورهای غلط خود را در اروپا نشر دهند.
ثانیاً شبهه افکن برای اینکه سخنش بدون سند نباشد، ادعای خود را در مورد حضرت مهدی(عج) به توبه:31 نسبت میدهد و حال آنکه این آیه اصلاً در مورد حضرت مهدی(عج) نیست، بلکه نقد تفکرات یهودیان و مسیحیان است.
ثالثاً اینکه رساله اول یوحنا بگوید هر کس خدا بودن مسیح را نفی کند، ضدمسیح و دجال است، این نظر برای ما ملاک نیست. کتاب مقدس میگوید هرکس هر معجزه ای آورد و گفت خدای دیگری را بپرستید، قبول نکنید(تثنیه، باب13) حال این سخن از دهان یوحنا در آمده است و ما طبق کتاب مقدس خودشان میگوییم این سخن باطل است. البته رسالات یوحنا مثل سایر بخشهای کتاب مقدس ضعف سندی نیز دارند و مسیحیان نمیتوانند ثابت کنند که این سخن از یوحنا است. در نهایت اگر این سخن از یوحنا باشد، این فرمایش با سایر بخشهای کتاب مقدس در تناقض است و غیرقابل قبول است. زیرا دیدیم که مسیح(ع) طبق کتاب مقدس نه ارادۀ الهی دارد، نه علم خدا را دارد و هم از خدا کوچکتر است و هم از او میترسد و دهها مورد دیگر که نشان میدهد او هیچیک از صفات خدا را ندارد.
شبهه افکن:-مهدی تقویم اسلامی و شریعت اسلامی را اجرا خواهد کرد
-دجال زمان و قوانین جهان را تغییر خواهد داد(دانیال25:7)
پاسخ: سخن شبهه افکن فاقد سند است و قابل قبول نیست. البته به نظر من که عاقلانه نمیاید که حضرت مهدی(عج) در حکومت خود از تاریخ مسیحیان استفاده کنند. تاریخی بی پایه و فاقداساس که هیچ ارتباطی با میلاد مسیح ندارد. اما در مورد شریعت اسلام در جهان، این شریعت همان شریعت حضرت موسی(ع) و پیامبران پیشین است که مسیحیان به بهانۀ پوچ قربانی شدن مسیح، شریعت را تعطیل کردند و گفتند او به جای ما قربانی شد تا گناهان ما را ببخشد(!) و ما دیگر هیچ وظیفه ای نداریم. پیامبران پیشین نیز این احکام را بر زمین اجرا میکردند، پس حضرت مهدی(عج) قوانین جهان را دگرگون نمیکند بلکه بدعتها را از قوانین جهان حذف میکند.
از این گذشته دانیال25:7 میگوید که دجال میکوشد که تمام اعیاد و قوانین مذهبی را دگرگون کند که این سخن بر مسیحیان وارد است و نه بر مهدی(عج) و مسلمانان؛ چراکه این مسیحیان بودند به جای ختنه، تعمید را جایگزین کردند، حرام بودن گوشت خوک و احکام نجاسات و طهارات که در شریعت حضرت موسی(ع) بود را کنار گذاشتند و اعیاد مذهبی خود را نیز متفاوت از آن قرار دادند. اساساً مصداق این سخن دانیال نبی(ع) بیشتر پولس است تا دجال.(البته نظر به اینکه در هر زمانی دجالی بوده است، میشود گفت که پولس دجال زمان خود بوده است.)
پاسخ به شبهات وهابیان در مورد امام زمان(عج): بخش اول و بخش دوم
