تبليغاتX
اسلام ، آیین زندگی - مخالف بیفکری

اسلام ، آیین زندگی - مخالف بیفکری

پاسخی به شبهات بیخدایان و افراد زندیق و افشای چهرۀ سکولاریسم

یکی از ترفندهای معروف بیخدایان علیه خداباوران این است که آنها نیز موجودی عجیب غریب مثل "هیولای اسپاگتی" یا سنگ سخنگو" یا چیزی شبیه آن را معرفی میکنند و میگویند ما میگوییم اینها خدا هستند! بعد میگویند هر دلیلی که شما بر خدا نبودن اینها بیاورید، ما نیز برای خدا نبودن خدای شما میاوریم.

  بدون شک، این استدلال سفسطه ای بیش نیست. در بحث زیر با یک بیخدا به نام کوروش، به این شبهه پاسخ داده ایم.

  بحث من و ایشان بسیار طولانی و مفصل است و بیشتر در مورد برهان امکان وجوب بوده است و بحث اینکه آیا چنین چیزهایی در تعریف خدا میگنجد بحثی حاشیه ای در کنار بحث است، که از آنجایی شروع شد که ایشان از من خواستند خدا را تعریف کنم:

مسلمان ایرانی:

تعريف خدا:

خداوند آفريدگار جهان، هستي نامحدود و جامع تمام کمالات است. هستي او عين ذات اوست. موجودات مخلوق خدا هستند، هستي خويش را از او ميگيرند و هيچگونه استقلالي ندارند. هيچ نقص و عيبي در ذات خدا راه ندارد. خداوند، هستي و وجود نامتناهي است و هيچ چيز وجود او را محدود نميکند.



کوروش:


دوست خوبم، يکی از ایراداتی که در استدلال خدا پرستان وجود دارد, در هم کردن مفاهيم است:

يکی از بزرگترين اشتباهات این است که آنچه ميخواهيم ثابت کنيم را در تعريف بياوريم. این ميشود سفسطه.[۱]
حالا يک روش شناسايی این سفسطه ها آنست که مورد بحث را با موردی ديگر جابجا کنيم. کمی توضيح دهم:
اینجا شما تعريف انجام ميدهی از خدا که قسمتی از آن تعريف است, قسمتی سفسطه. برای آشکار شدن سفسطه به جای "خدا", "اسب شاخدار" بگذار:

خداوند آفريدگار جهان، هستي نامحدود و جامع تمام کمالات است. هستي او عين ذات اوست. موجودات مخلوق خدا هستند، هستي خويش را از او ميگيرند و هيچگونه استقلالي ندارند. هيچ نقص و عيبي در ذات خدا راه ندارد. خداوند، هستي و وجود نامتناهي است و هيچ چيز وجود او را محدود نميکند.

---
اسب شاخدار اسبی است با يک شاخ وسط پيشانی و بدون نقص بدنی و هستی او عين ذات او...


سفسطه را ديدی؟ شما ميخواهی ثابت کنی خدا هست. پس نميتوانی در تعريف بگويی که بودنش ذاتش است.
اگر اینگونه بود, بودن اسب شاخدار هم ثابت شده بود!!

 

 

مسلمان ایرانی:


  کوروش گرامي، خسته نباشيد.


در مورد تکشاخ يا اسب شاخدار؛ خير اينها در تعريف خدا نميگنجند زيرا نه خالق "همه چيز" هستند و نه جامع تمام کمالات. بگذاريد در اين مورد هم در بحث صفات خدا بحث کنيم.

 

 

کوروش:

 

  اتفاقاً مثال اسب شاخدار عين همان تعريفی هست که شما آوردی. آنچه معادل هست در این دو تعريف را اینجا مياورم:

الف: خدا --> اسب شاخدار

ب: هستی نامحدود و جامع تمام کمالات --> بدون نقص بدنی

ج: هستی او عين ذات او --> هستی او عين ذات او

پس تعريف من با تعريف شما از خدا فرقی ندارد. خدای شما هم بايد ثابت شود که خالق همه چيز است و جامع تمام کمالات.

مشکل اینجاست که اولی را ثابت نکرده در تعريف ميگذاريد, دومی را اصلاً تعريف نميکنيد (جامع تمام کمالات نياز به تعريف يا تمثيل دارد چون برای من بديهی نيست)[۲]

 

 

مسلمان ایرانی:

 

   اگر ما اين اسب شاخدار را معدوم فرض کنيم، هيچ محالي لازم نمياید، پس وجود برايش ضروري نيست. وجود فقط براي وجودِ خالص ضروري است چون اگر عدم فرضش کنيم محال لازم مياید و محالش هم اجتماع نقيضين است. از نبود اسب شاخدار چنين محالي لازم مياید؟

کوروش:

 

در اینجا ميگوييد که اگر اسب شاخدار را معدوم فرض کنيم, هيچ محالی لازم نميايد. من قبول دارم و همين ایراد را از خدا ميگيرم:

شما بايد ثابت کنيد عدم خدا محال است.

 

 

مسلمان ایرانی:

 

  ما استدلال خویش را اقامه کرده ایم و الان هم داریم پیرامونش سخن میگوییم، پس اینکه هر بار سعی کنید توپ را به زمین ما بیندازید سودی ندارد. اساساً اینجا شما مدعی هستید نه من. من دارم با شما بحث میکنم بر سر اینکه اگر واجب الوجود نباشد، جهانی نیست؛ خب شما هم اگر میتوانید ثابت کنید اگر تکشاخ نباشد، جهانی نیست یا به هر طریقی ثابت کنید نبودنش محال است. من استدلالم را بیان کرده ام شما اگر میتوانید با استدلال من ثابت کنید که نبودن تک شاخ محال است، خب این کار را بکنید، فقط کافی است ثابت کنید که سلسله علل باید الزاما به یک تکشاخ ختم شود.[۳]

 

 

کوروش:

 

در این بحث شما ميخواهيد ثابت کنيد خدا وجود دارد, پس شما مدعی هستيد نه من.
اینکه داريد سعی ميکنيد که ثابت کنيد نبود خدا محال است درست: پس به بحث بپردازيم.

 

 

مسلمان ایرانی:

 هر طور شما صلاح بدانید، ولی خدا بودن تکشاخ منتفی است.

 

پی نوشت:

۱و۲.این ایراد ایشان بر من وارد نبود زیرا اولاً خود ایشان از من خواستند که ابتدا خدا را برایشان تعریف کنم و ثانیاً کنار همین بحث، بحث سنگینی در مورد برهان امکان و وجوب بین من و ایشان در جریان بود.

۳.منظور این است که ما در برهان امکان و وجوب، ما ثابت میکنیم که سلسلۀ علل باید به یک واجب الوجود ختم شود و در غیر اینصورت عدم پیش میاید، یعنی باید جهان هستی هم وجود نداشته باشد. ایشان نیز برای اثبات خدا بودن "اسب شاخدار"، باید ثابت میکردند که سلسلۀ علل باید به یک اسب شاخدار ختم شود که ابداً نمیتوانستند ثابت کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 18:13  توسط مسلمان ایرانی  | 

  خب پیشتر نقدهایی را بر مرام سکولاریسم و بی دینی آوردیم که از سوی افراد پیرو این عقیده نقدهای مؤدبانۀ ما با پاسخهای حاوی توهین و به دور از منطق آنها روبرو شد. به هر حال من همچنان به نقد آنها میپردازم و اهانتهایشان هم برایم مهم نیست.

  یک مسئلۀ خیلی مهم در سکولاریسم این است که افرادی که به سوی سکولاریسم میروند، همیشه دم از آزادی میزنند!! اما آیا این شعار حقیقت دارد؟ آیا سکولاریسم و مکاتب دین گریز و خداستیز برای آزادی میجنگند؟

  به نظر من، این افراد در حال فریب بشریت هستند و به هیچ وجه به دنبال آزادی نیستند بلکه به دنبال راحتی هستند. در واقع اینکه شما "بتوانی هر کار دلت میخواهد بکنی به شرط اینکه به دیگران آسیب نرسانی" به هیچ وجه به معنای آزادی نیست، بلکه به معنای گریز از مسئولیت است.

   سکولاریسم به هیچ وجه جامعه را به شکل یک جامعه نمیبیند. بشریت را یک مجموعۀ هدفمند نمیداند. بلکه بشریت را به شکل حیواناتی میبیند که فرقشان با سایر حیوانات در هوششان است و در نتیجه ممکن است تفریحاتشان با سایر جانوران فرق داشته باشد. به همین خاطر این دستۀ هوشمند حیوانات نیز باید مثل سایر حیوانات در هر کاری از روابط جنسی گرفته تا هر امری که به آزادی دیگران لطمه نزند، آزاد باشند. سکولاریسم فقط در یک زمینه بشر را هدفمند میشمارد و آن هم در سکولاریزه کردن مردم است.

به همین جهت است که بنده میگویم که سکولاریسم به دنبال آزادی نیست بلکه به دنبال راحتی است. افراد سکولار برای اینکه راحت باشند به دنبال دلایلی میگردند که بشود با آنها در دین شک کرد. در واقع این افراد به خاطر نقد و بررسی از دین و مذهب فاصله نمیگیرند بلکه بخاطر سختی دستورات دین سعی میکنند دلایلی برای رد دین و دینداری پیدا کنند.

  من افراد سکولار را در جامعه به کودکان تنبل در یک مدرسه تشبیه میکنم. در حالی که محصلین همگی باید به دنبال کسب علم باشند این دانش آموزان تنبل به خاطر اینکه درس خواندن را سخت میدانند از آن میگریزند!! درست مثل افراد سکولار که دینداری را سخت میدانند و از آن فرار میکنند.

  اما در مورد استدلالات نیز همین شباهت برقرار است. افراد سکولار هرگز استدلالی واقعی بر علیه دین ندارند بلکه همیشه در برابر دین «بهانه» میاورند؛ درست مثل کودکان تنبل که برای درس نخواندن خود هزاران بهانه میاورند که یکی از آنها هم منطقی نیست. شما خیلی سخت میتوانید با حرف، یک کودک تنبل را به درس خواندن وادارید. او مدام در برابر استدلالات شما بهانه هایی میاورد...

  شباهت سکولاریسم و تنبلی در همین است که هر دو ابتدا راهشان را مشخص میکنند و بعد برای اینکه در مسیرشان بمانند هزاران بهانه میاورند. البته وعده های خوبی هم به اطرافیان میدهند: راحتی، دوری از این احساس مسئولیتهای الکی و از آنجا که میدانند آخر و عاقبت کارشان تباهی است سعی میکنند این آخر و عاقبت را نفی کنند. مثلا کودکان تنبل برای درس نخواندن بیکار ماندن گروهی از افرادی که تحصیلات را تا آخر پیش میبرند را بهانه میکنند و میگویند درس خواندن عبث است! افراد سکولار هم با بهانه های دیگری سعی در نفی معاد دارند. البته عرض کردم که تمام اینها بهانه است. جالب اینکه افراد سکولار همیشه مثل کودکان تنبل به دنبال افرادی چون خود میگردند تا بخاطر تنبلیشان سرزنش نشوند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 17:39  توسط مسلمان ایرانی  | 

سلام. از حدود ده سال پیش در سطح اینترنت سایتهایی ایجاد شدند که به زبان فارسی با نام بیخدایی به تبلیغ بر ضد اسلام پرداختند. این افراد از هر حربۀ ممکن برای محکوم کردن اسلام استفاده میکردند ولی برای اینکه معلوم نشود که از کجا تغذیه میشوند، اینگونه شعار میدادند:

"ما مخالف هر دینی، به خصوص ادیان ابراهیمی و در رأی آنها اسلام هستیم. ما خدا را یکی از توهمات بشر میدانیم و به جای پرستش خدا شما را به خردگرایی دعوت میکنیم"

این شعار که سعی داشت منشأ این تلاش ضداسلام این سایتها را مخفی کند، چندان هم خوب به بار ننشست و به مرور زمان مدارکی دال بر تغذیۀ فکری و حمایت مالی آنها از سوی رژیم اشغالگر قدس برملا شد. هر چند تلاشهای آنها برای محکوم کردن این ادعا همچنان ادامه دارد ولی حمایتهای همیشگی آنها از رژیم صهیونیستی(که طبق تفکر سکولاریستی خود، باید مخالف آن نیز باشند، زیرا این رژیم، حکومتی دینی است) و آمریکا، این حقیقت را بصورت کامل آشکار کرده است که آنها به هیچوجه قصد محکوم کردن یهودیت را ندارند.

نویسندۀ آنها در توجیه جنایات بیشمار رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳روزه، میگوید:«لبنانیها از روی خانه هایی که مردم در آنها زندگی میکردند بر سر اسرائیلیها موشک میریختند انها هم مجبور میشدند(!) خانه ها را منهدم کنند»!!! ضمن گزاف و دروغ بودن این ادعای این مزدور خودفروخته باید بگویم: نخست اینکه حتی اگر هم چنین بود برای یهودیان این حق ایجاد نمیشد که بر سر مردم غیرمسلح مشوک بریزند. انها قصد گرفتن شهرها را داشتند و در جنگ شهری برای کشتن مبارزین خانه ها را ویران میکردند دوم اینکه مردم روستایی که هواپیماهای صهیونیست آنرا با خاک یکسان کردند چه گناهی داشتند؟ آیا از روی سقف آن منازل هم بر سر یهودیان موشک میریختند؟

 

گوشه ای از جنایات یهود

 

در حالی که در تورات و کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان از کشتارهای دسته جمعی توسط انبیاء سخن رفته است، آنهم کشتاری که در آن زنان و کودکان را نیز از دم تیغ میگذرانند، این افراد به آیات جهاد در قرآن ایراد میگیرند! در کل این سایتها حتی یک کلمه در محکومیت مسیحیت و یهودیت یافت نمیشود.

 

از سویی مدارکی نیز در دست هست که آشکار میکند که بیخدایان مزدور صهیونیسم برا مبارزه با اسلام هستند.

 

اما چیزی که اخیرا پیش آمد ماجرای رسول دارامروئی، یکی از دوستان ناآگاه این افراد بود که در سایت گفتگویشان با آنها صحبت میکرد و با بسیاری از آنان دوست بود. رسول بعداز مدتها توهین به مقدسات اسلام بخاطر مسائل و مشکلات شخصی و خانودگیش پی برد که کسی را جز خدا ندارد و به همین خاطر به ایران بازگشت و دوباره مسلمان شد و حتی به شهر قم رفت که عکسهای او نیز در انجا موجود است؛ جالب اینکه مزدوران سایت بیخدایان ادعا کردند که این عکسها کار فوتوشاپ است!! اما این دروغی بیش نیست زیرا پیش از مسلمان شدن رسول فقط یک عکس تمام رخ کوچک از او روی آن سایت بود و ساختن عکسهای بزرگ و نیمرخ از او با فوتوشاپ و هیچ نرم افزاری ممکن نیست.

رسول در افشاگریهای تکان دهندۀ خود گفت که ارتباط او با بیخدایان از طریق سفارت اسرائیل در ترکیه برقرار میشده است و نیز گفت که آنها از سوی اسرائیل تأمین میشوند.

 

به نوکران اسرائیل میگوییم که دستتان برای ما رو شده است، پس خودتان را بیدلیل خسته نکنید.



گویا این مطلب من مورد توجه سایت بیخداها قرار گرفته و مدیر این سایت در پاسخ به این مقاله من را ابله نامیده است!! او همچنین در سایت گفتگویش برای چندمین بار به یکی از کاربران توهین کرده و ادعا کرده است که من آن کاربر هستم و به عنوان پاسخ به من او را ابله نامیده است. این هم منطق مخالفین اسلام. جناب بیخدا جای فحاشی بگو چرا علارغم سکولار بودنت طرفدار حکومت مذهبی-یهودی رژیم صهیونیستی هستی؟

نویسندۀ بیخدای سایت بیخداها در پاسخ بسیار توهین آمیزی که به نظر من مهر تأیید دیگری بر پست ناسازگاری بیخدایی و سکولاریسم با خرد و اخلاق زده است. پیش از پاسخ به جوابیۀ ایشان توهینات متن پاسخشون رو ببینید:

پاسخ به یک حزب الله ابله:
http://antimajus.blogfa.com/post-90.aspx

البته از یک مسلمان یاوه گو نمیشه انتظار داشت...

حزب الله لبنان هم مثل حزب الله ایران یک مشت حیوان کثیف هستند ... این قهرمانان خیالی شما اینقدر پست و حیوان صفت بودند و چون یارای جنگ مردانه و واقعی در مقابل اسرائیل را نداشتند اینطور حقیرانه و سفاکانه میجنگیدند.

شما دچار گوسفندوارگی فکری هستید و نشنیدی

این روش احمقانه رو پیش بگیره اینه که سخن شما هم همین هست => احمقانه!

مدرکت رو رو کن و الا یک آدم یاوه گوی دروغگو و کثیف هستی.

شما عقلتون در حدی نیست که بفهمید سند و مدارک یعنی چی عقل شما در حد همون اعتقاد به بهشت و جهنم و امام زمان و خر پرنده پیغمبرتون هست.

یهودیها و مسیحیا مثل مسلمانان آنقدر احمق نیستند که این کتابها رو مبنای رفتار خودشون قرار بدهند

فهمیدی گوسفند؟

اینکار بزدلانه و نشانه حقیر بودن شما است

اگر باورتون نمیشه که حزب الله لبنان اینقدر حقیر و پست و کثیف باشه به حقارت و پستی و کثیفی خودتون نگاه کنید بعد به این نتیجه میرسید که نه، ممکنه حزب الله لبنان هم مثل ماها باشه.

خب دوستان اینها توهینات رئیس سایت بیخداهاست به من و مسلمین. این بیانات نشان میدهد که این بیخدا و سایر پیروانش بویی از خرد نبرده اند.

اما پاسخهای ایشون رو در زیر به صورت خلاصه و با حذف توهینات ببینید (به همراه پاسخ من) مسلم است چنین فردی با این شخصیت پایین ارزش آنرا ندارد تا پاسخهایش را کامل اینجا بگذاریم:

بیخدا: حکومت اسرائیل حکومتی سکولار است و خاخامها در ان هیچ مقامی ندارند و دین یهود در قوانین آن نقشی ندارد ...

 پاسخ: دروغگویی از یک بیخدای بی ادب چون تو بعید نیست. شما که مدام گریبان کاربران تالار گفتگویت را میگیری و انها را به جای من دشنام میدهی حق هم داری که صداقتی در سخنانت نباشد.

 هر کسی از جمله خودت میدانید که موجودیت اسرائیل را یهودیت باعث شده است. هر جاهلی میداند.همین یهودیت است که باعث این همه ظلم به مردم مظلوم فلسطین است. دوستان جهت کسب اطلاعات بیشتر به پست خطر یهود مراجعه فرمایند.

بیخدا: منابع خبری شما فقط منابع خبری اسلامگرایان است. کدام روستا را یهودیان ویران کردند؟

پاسخ: البته اینطور نیست ولی منابع خبری شما جز خبرگزاریهای یهود و وابستگانشان چیزی نیست.به هر حال دوستان جهت کسب اطلاعات بیشتر به لینکهای پایین پست اسلام، دین شمشیر نیست(۲) نگاه کنند.

بیخدا:اسرائیل اگر قصد گرفتن شهر ها را داشته باشد میتواند در ده دقیقه تمام لبنان و مصر و فلسطین و ایران و غیره رو با خاک یکسان کنه

پاسخ: البته از جیره خواری چون تو چنین ادعایی بعید نیست ... ولی اگر اسرائیل جونتو عموسام تغذیه نمیکرد؛ ظرف سه سوت ساقط میشد. خدمت رئیس و رؤساتون بفرمایید یک فکری به حال موشکهای شهاب بکنند؛ تسخیر ایران پیشکش!

بیخدا:دلیلش اینه که یهودیها و مسیحیا مثل مسلمانان آنقدر احمق نیستند که این کتابها رو مبنای رفتار خودشون قرار بدهند، دیدگاه یهودیان و مسیحیان نسبت به کتابهای دینیشان با مسلمانها خیلی فرق میکنه

پاسخ: بله آنها مثل ما احمق نیستند بلکه مثل شما نفهمند! چقدر مضحک است که گروهی دیندار آنچه را از سوی خدا میداند را رها کند، آنهم در حالی که معتقد است باید برای پایبندیش به دین در روز قیامت پاسخ دهد. نخیر این از حماقت ما نیست از جهالت شما و آنهاست.

در ضمن این فرد هتاک، دروغ میگوید. یهودیان و مسیحیان خیلی نسبت به تورات و کتاب مقدس حساسند و آنها را خالی از تحریف میدانند.(هر چند ما عکسش را ثابت میکنیم!)

بیخدا:یهودیت مثل سردرده ولی اسلام مثل سرطانه

پاسخ: زاویه دید شما ایراد دارد. برای یک باکتری یا ویروس، گلبولهای سفید خون، یادآور ناقوس مرگ یا به قول شما سرطان برای انسانهاست. همین است که موجودات خردستیزی چون تو که دین حق را که خردگرایی اصیل است و به منزلۀ مرگ بیخردی است را برای خود، به منزلۀ سرطان میدانید.

بیخدا: رسول دارامروئی را شما دستگیر و وادار به این حرفها کرده اید هر چند او عینا تصدیق حرفهایت را نکرده است

پاسخ: رجزخوانی بس است، از نظر شما ملحد شدن یک مسلمان ممکن و توبه کردن یک بیخدا محال است؟

وای از این همه عقل گریزی.

در ضمن او سخنان من را تأیید کرد و شما کوری که ببینی.

بیخدا: برای سخنت(مبنی بر جیره خوار) بودنم سند بیاور

پاسخ: این دست و پا زدن های مذبوحانه سودی ندارد. دیگر برای اکثر کسانی که میشناسندت مزدور بودنت بدیهی است. اسناد و مدارک آن را من در کتابخانه ام حاضر ندارم تا اسکن کنم و اینجا قرار بدهم از این گذشته قرار دادن سند، سودی ندارد زیرا آنرا کار فوتوشاپ مینامی؛ ولی خیالت راحت که دیگر الان خیلیها میدانند کی هستی.(تعداد دوستان توبه کرده ات بیشتر از این حرفهاست!!)

اما برای اینکه سخنانم را مستدل کنم برایت بخشهایی از سخنان خودت را میاورم:

من به هیچ عنوان قباحتی در دریافت کمک های مالی از امریکا و اسرائیل نمیبینم. هر کسی در راه مبارزه با اسلام و جمهوری اسلامی از هر کشور دیگری پول بگیرد و این پول را هزینه کند از نگر من کاملاً کار درست و اخلاقی کرده است و درود بر شرفش! ما مخالفان جمهوری اسلامی و اسلامگرایی به هیچ عنوان نباید نگران اتهامات یک مشت کمونیست و اسلامگرای نفهم باشیم بلکه باید به این فکر کنیم که چطور میتوانیم بیشترین ضربه را به این دشمن وارد کنیم. وارد کردن این ضربه هم هزینه دارد و هرکس این هزینه را فراهم کند باید دست او را بوسید.

اگر اسرائیل فردا به من 10 میلیارد دلار پول بدهد من پس فردا خود ارتشی فراهم خواهم کرد و به ایران حمله خواهم کرد...

از این سخنان حقیقت جیره خوار بودنت آشکار است(هرچند ایشون در ادامه سعی میکند دریافت همچین کمکی را انکار کند!!!!!) این همه حمایت از رژیم صهیونیستی برای چیست، آقای بیخدا؟

در ضمن جناب بیخدای بی ادب، من یک حزب اللّهی نیستم. آخوند و طلبه هم نیستم. من یک مسلمان ایرانی هستم و بسیار خوشحالم که خاری در چشمانت هستم.

در ضمن به بسیاری از مقالاتت در این سایت پاسخ داده شده است. بهتر است به جای فحاشی به فکر اون پاسخهای دندانشکن باشی.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 15:3  توسط مسلمان ایرانی  | 

سلام. امروز میخواهیم به بخشی از شبهات بیدینها بپردازیم، که در دفاع از خود و بیان جایگزینی برای دین مطرح مینمایند.

 

 یکی از سفسطه‌های معمول بیدینها و بیخدایان این است که میگویند که ما به جای دینگرائی سراغ انسانگرایی و خردگرایی میرویم. اما آیا این ادعا درست است؟

 

 خب بیایید به بررسی ابعاد خردگرایی این افراد، بپردازیم. من در زیر چند مثال از یکی از سردمداران بیخدایی و اسلامستیزی را برایتان میاورم:

 

خردگرائی و انصاف

 

 یک انسان خردگرا باید دارای انصاف باشد و در ضدیتهای و طرفداریهایش با عدالت و بیطرفانه برخورد کند. مثلا این افراد بیدین اگر واقعا بیدین هستند چرا فقط با اسلام به جنگ میپردازند؟

 

در یکی از سایتهای بیخدا و اسلامستیز که مدام سعی میکند مسلمانان را جنایتکار جلوه دهد در پاسخ به این سؤال که چرا به جنایات پیروان دینهای دیگر نمیپردازید؟ اینگونه پاسخ داده شده است:

 

ما بیطرف و بیغرض نیستیم و کاملا مغرض و هدفمند عمل میکنیم. این تارنما برای نشان دادن چهره زشت و خوی بربریت و توحش وافر اسلام و اسلامگرایان و نشان دادن خرافی و باطل بودن باورهای آنان تلاش میکند اهداف این تارنما را میتوانید در برگبطور کامل بررسی کنید، بنابر این تارنمای ما بسیار مغرض و هدفمند است.

مبارزه با اسلامگرایی یک حرکت جهانی است و بطوری سازمانیافته و دقیق برنامه ریزی میشود.

 

خب حالا بیایید همین جملات را بررسی کنیم:

 

- آیا یک موجود خردمند از سر غرض سخن میگوید؟

 

- آیا یک انسان خردمند گروهی از انسانها را بخاطر طرز فکرشان وحشی مینامد؟

 

- آیا این انسان خردمند نمیداند که اسلام کمتر از هر دین دیگری در خرافات فرورفته است که حال بین خرافات این همه دین تحریف نشده آمده گریبان خرافات موجود در اسلام(!) را گرفته است؟

 

- آیا یک انسان خردگرا نمیداند که تجزیه و تحلیلی که فاقد بیطرفی لازم باشد ارزشی ندارد؟

 

 

خردگرایی و تحمل مخالف

 

 جالبه که همین نویسندۀ فوق الذکر وقتی یکی از مخاطبینش با رنگ سبز برایش پیام گذاشته بود به او گفته بود دیگر اینکار را نکن وگرنه از گفتگوداتکام اخراجت میکنم!!! اینهمه نفرت از رنگ سبز برای چیست:

 

 یه بار دیگر هم بهت گفتم با این سایز و این رنگ ننویس، این دیگه خیلی چیز ساده ایه، چجوری بایت برایت توضیح بدم که اینرو قشنگ متوجه بشی؟ این آخرین هشدارت هست، من میدونم هدفت چیه، دوست داری یکجوری رفتار کنی که از تارنما اخراج شی، بعد به دلیل عقده های روانی و کمبودهای درونیت بهت احساس شهید شدن دست میده فکر میکنی در راه اسلام جانت رو از دست دادی و شاد میشی، این مسئله رو هم با روانپزشکت در میون بگذار.( 02-14-2007, 07:44 PM)

 

 میبینید که استفاده از رنگ سبز در یک پیام آن هم در یک سایت گفتگو(!) چگونه خشم این آقا را که هر جا میرود فقط دم از خرد میزند را برمینگیزد و بخاطر یک رنگ چقدر به این شخص توهین میکند.

 

همچنین ساعتها بحث و گفتگو با این افراد، به من نشان داده است که این افراد به هیچ وجه قادر به تحمل افراد مؤمن نیستند و معمولا با تمسخر و توهین سعی در راندن دینداران از تالارهای بحث و گفتگو دارند.

 

 از سوی دیگر اگر روزی در بین این گروه از افراد نکته‌اي مثبت و نیکو از اسلام یا دینداری را مطرح کنیم فوری سعی میکنند با تمسخر یا بیان شبهات سخن ما را بی‌اثر کنند.

 

 

خردگرائی و ادب

 

 یکی از نشانه های خردمندی مؤدب بودن است. در همین دو مثال که از این آقای بیخدا زدم عدم وجود ادب و تربیت در این فرد را میبینیم. متأسفانه بخاطر حفظ حرمت وبلاگ نمیتوانم نمونه‌هاي بیشتری از فحشهای جنسی و ناموسی این افراد را به مسلمانان و پیامبران و معصومین و حتی خدا(!)، برای روشن شدن ذهن مخاطبین مثال بزنم، ولی فقط اینرا بگویم که این افراد آنقدر در این وبلاگ فحش دادند و توهین کردند که مجبور شدم نظرات وبلاگ را ببندم.

 

 

خردگرایی و منطق

 

 یکی دیگر از نشانه‌های خردگرا بودن اینستکه فرد خردگرا، سفسطه نمیکند و جعل سند و دروغ در کارش پیدا نمیشود، حال آنکه هر کسی این وبلاگ را خوانده باشد در بین شبهات اسلامستیزان میتواند دهها مورد دروغ، سفسطه و جعل سند را ببیند.

 

جمع بندی

 

با توجه به آنچه گذشت باید بپذیریم که افراد بی‌دین و بی‌خدا برعکس ادعایشان نه تنها خردگرا نیستند بلکه به علت اینکه رفتارهای بی‌ادبانه و به دور از انصاف و سفسطه‌گرانه برخلاف انسانیت است، باید بگوییم که انسانگرا هم نیستند.

 

پاسخ به سفسطه‌ها

 

 به هر روی بي‌خدایان در سفسطه‌های خود سعی میکنند، با هزار دوز و کلک، بگویند که سکولاریسم با اخلاقیات در تعارض نیست و حتی دینداران را محکوم میکنند که اگر دستور دین نبود اینها اخلاقیات را رعایت نمیکردند!!!

 

 در پاسخ به این سفسطه‌ها، میگوییم که سخن این افراد مثل اینستکه در روشنایی روز ادعا کنند که شب است. در حالی که افراد سکولار، بي‌دین و بي‌خدا تا خرخره در بي‌اخلاقی و فساد فرو رفته‌اند، این ادعای پوچ هیچ اثری در ما ندارد، ما چیزی که هویدا و اظهر من الشمس است را بخاطر این سفسطه‌ها رد نمیکنیم.

 

 

در پایان به این افراد میگویم که اگر شما خردمند بودید دین را رها نمیکردید.

پاسخ به جوابیه:

 

از سوی سایتی که دو بند از مطالب آن را آوردیم، جوابی به ما داده شده است که بنده جواب نویسنده را به اختصار آورده و  پاسخ میگویم.

 

ایشان میفرمایند که بیشتر مردم ایران مسلمانند و لذا باید بر ضد اسلام سخن بگوییم و انرژیمان را صرف سایر مکاتب نمیکنیم!

 

پاسخ: نخیر دوست عزیز، دروغ میگویید. دشمنی شما با اسلام یخاطر دشمنی با جمهوری اسلامی است. از این گذشته ما این همه هم میهن مسیحی، کلیمی و زرتشتی داریم. چرا به فکر آگاه کردن(!) آنها نیستید؟ از این گذشته شما اگر هدفتان فرار از خرافات بود این مکاتب و همچنین مکتب خودتان(سکولاریسم و آتئیسم) سرشار کژفکری و خرافات است. شما خود را یخاطر فرار از دین خردگرا مینامید در حالی که جهان را فاقد خالق میدانید و این با عرض پوزش، کاملا احمقانه است. من استدلالات شما و دوستانتان را در سایتهای ز، د، س و ا خوانده ام و فقط میتوانم بگویم غیرعقلانی است. شما اگر قصد مبارزه با خرافه را دارید تفکر خود در مورد منشأ جهان را اصلاح بفرمایید.

 

ایشان در ادامه نقد غرای خود میفرمایند خردمند هم مغرضانه سخن میگوید و بعد هم منرا محکوم میکند که در مورد اسلام بیطرف نیستم!

 

پاسخ: نخیر دوست عزیز، من کاملا بیطرف هستم وگرنه چه نیازی بود سخنان غیرمنطقی شما را مطالعه کنم. شما از سوی ما احساس خطر میکنید من که از سوی شما احساس خطر نمیکنم. من فقط برای این سخنان شما را میخوانم که با نظر مخالفین آشنا شوم. گاهی هم تحت تأثیر قرار میگیرم ولی افسوس که خرد و اندیشه به سرعت مشت شما و سفسطه‌هایتان را برایم میگشایند. نخیر دوست عزیز من کاملا بیطرف هستم و اگر روزی به عدم حقانیت اسلام پی ببرم در همین وبلاگ آنرا اعلان خواهم کرد.

 

ایشان سپس دست به دامن سفسطه میشوند و در مورد سؤال من که: آیا یک انسان خردمند گروهی از انسانها را بخاطر طرز فکرشان وحشی مینامد؟ میفرمایند ایا شما به تفکرات ادمخواران احترام میگذارید؟!!

 

پاسخ: دوست سفسطه‌گر، آدمخواران بر مبنای ایدئولوژی به خوردن انسانها نمیپردازند آنها به این عمل خو گرفته‌اند. هر چند کاهنانشان هم این عمل را تأیید میکنند ولی بیشک آنها به حکم یک ایدئولوژی به خوردن انسانها نمیپردازند و اینکار را از والدینشان میاموزند.(در واقع آنها گوشت هر چیزی را میخورند و برای خوردن انسان ممنوعیتی ندارند و این هم در بین آنها یک عرف است نه یک مسئلۀ شرعی!) شما فراموش کردید که آنها برای غیر خود هیچ حقی قائل نیستند ولی اسلام حقوق زیادی برای اهل کتاب قائل است و حتی اگر از آنها جزیه میگرفت به جای خمس و زکاتشان بود و از این گذشته این جزیه از مالیاتی که آنها به حکومتهایشان میدادند کمتر بود. در ضمن حکومتهای مسلمان به آنها حق تبلیغ کیش خود را داده بودند.

کاملا آشکار است که اگر شماها در ایران سر کار بیایید همان بلایی را به سر مسلمانان میاورید که اتاترک به سر مسلمین ترکیه اورد و بلکه بدتر؛ پس خواهشا ادعای مفت نفرمایید. اینکه شما هنوز مجالی برای وحشیگری نیافته‌اید دلیل بر درستکاری شما نیست. راستی چرا از حکومت بیخداها در شوروی یادی نمیکنید؟رهبر فقیدتان(!) استالین را که دین را تریاک میدانست و وحشیگریهایش را چرا ذکر نمیکنید؟

از این گذشته مگر ایدئولوژی اسلام چه میگوید؟ وحدانیت خدا، اعتقاد به قیامت و نبوت پیامبر خدا. اینها اصول است ما این اصول را با دلایل محکم میپذیریم و شبهات شما را نیز پاسخ میگوییم. سپس با توجه به حقانیت اصول فوق احکام اسلام را میپذیریم. در مورد تاریخ اسلام هم بیشتر آنچه شما میگویید سفسطه و تحریف تاریخ است و ما به همگی دیر یا زود پاسخهای دندانشکن خواهیم داد.

 از این گذشته سخنان اسلام به یهودیت و مسیحیت بسیار نزدیک است چرا یکبار برای نمونه آنها را وحشی ننامیدید؟

 

ایشان در ادامه منرا محکوم میکنند که به جای نقد نوشته ها اشخاص را نقد میکنم.

 

پاسخ: اول اینکه تهمت است.دوم هم اینکه در آرشیو موضوعی روی «پاسخ به شبهات» کلیک کنید تا پاسخ نوشته هایتان را هم ببینید. پاسخ بقیه را نیز به زودی میدهم.ان شاء الله.

 

ایشان سپس بحث رنگ سبز که در بالا امد را وسط کشیده میفرمایند: بحث سر رنگ سبز نبوده و همه باید از رنگ مشکل استفاده کنند و به هر کس خلاف این عمل کند تذکر میگیرد.

 

پاسخ: نخیر دروغ میگویید. اول اینکه رنگ و فونتی که در سایتتان ممنوع است قرمز زخیم است که مخصوص مدیران سایتتان است و در مورد بقیه ممنوعیتی نیست. دوم اینکه چرا الان به کسانی که از رنگهای مختلف استفاده میکنند تذکر نمیدهید. سوم اینکه شما به آن نوشته نگاه کنید تا ببینید این یک تذکر است یا یک فحشنامه!

 

پس از این سخنان ایشان میفرمایند که چرا قایم شدی(چرا در سایت گفتگوی ما مطلب مینویسی ولی خودت را نشان نمیدهی)

 

پاسخ: قرار نیست هر کاربری خودش را معرفی کند. دیدید که دوستی به نام سعید از جولای 2006 در سایت شما ثبت نام کرده بود و پریروز اولین پست خود را در سایت قرار داد. از این گذشته شما با امثال آقای فاتح که با شما بحث میکردند چه کردید؟ همین الان با مسلمانان فعال چگونه رفتار میکنید؟ نخیر شما اگر قصد گفتگو دارید منرا در جای دیگری ببینید و با هم بحث کنیم. شما در سایتتان  برای مسلمین هیچ حرمتی قائل نیستید و توهین به عقاید و مقدسات آنها را آزاد میدانید در یک کلام شما ارزش بحث و گفتگو را ندارید

 

در مورد این سخن من که گفتم: یخاطر فحاشی کامنتها را بستم ایشان با کنایه منرا محکوم به ترس میکنند!

 

پاسخ: خود شما چرا کاربرانی که فحاشی میکنند(آنهم با فحشهای بسیار مؤدبانه‌تر!!) را اخراج میکنید؟ از این گدشته من تازه دوهفته است که کامنتها را بسته‌ام چرا قبلش برایم کامنت نمیگذاشتید ... اصلا بگذارید ببینم، نکنه اون کسی که مدام با اسمهای مختلف فحش میداد شما بودی؟!

 

ایشان در ادامه میگویند این که کسانی به اسم ما در سایت شما فحش میدهند دلیل بر بی‌ادب بودن ما نیست. از این گذشته برخی مسلمانان هم به ما فحش میدهند.

 

پاسخ: سفسطه میکنید شما خود شخصا بارها به اسلام و مسلمین فحش دادید ولی چون این فحاشیها برایتان عادیست و کسی هم حق اعتراض ندارد برایتان بیانشان عادیست. سایت شما مملو از توهین است. شما چگونه اینقدر راحت حاشا میکنید؟؟

 در مورد مسلمانانی که توهین میکنند هم اولا خیلی غلط میکنند(اگر خودم هم باشم همینطور!) طرز فکر ما توهین را مردود میداند ولی طرز فکر شما تأییدش میکند. از این گذشته حق دارند زیرا شما بیشتر به آنها توهین میکنید تا انها به شما. ضمن اینکه فحشهای آنها با فحشهای جنسی و ناموسی شما قابل مقایسه نیست. از این گذشته هم دروغ میگویید زیرا شما آنها را فوری اخراج میکنید فقط یک مسلمان در سایت شما فحش داده و آنهم آقای ز بود که تمام پستهایش را پاک کردید و دو پستی هم که با آن تاپیک را آغاز کرده بود و قابل حذف نبود را نیز خالی کردید آنهم فقط بخواطر یک پست حاوی فحش! اینقدر وحشت از یک کاربر برای چیست؟

 

ایشان در ادامه سخن من در مورد فحاشی دوستانشان به خدا را دروغ پنداشته و میگویند فحش جنسی به خدا خیلی باید جالب باشد

 

پاسخ: خب همفکران شما هستند و ادعای خرد میکنند دیگر! چکارشان میتوان کرد؟ وقتی فحش به خدا میدهند من هم بازگو میکنم.

 

ایشان در نهایت در پاسخ به جمله آخر من میفرمایند شما اگر خرد داشتید بیدین میشدید!!

 

پاسخ: باشد! پس با این حساب معلوم شد که منظور شما از خرد، حماقت است!! مگر میشود این جهان به این عظمت را بیهدف بدانم که بیدین شوم؟

 

به هر حال از آنجا که این وبلاگ، محل مناظره نیست به شبهات بعدی این فرد در مورد این پست، پاسخ نمیگویم. از ایشان دعوت میکنم که یک آیدی معرفی کند تا با هم بحث کنیم(در یاهو)

 

خب لازم میدانم به آخرین پاسخهای این مخاطب سکولار و خردگرا(!!!) خیلی گذرا پاسخ دهم:

 

فرموده‌اند مخاطبین من گوسفندند، پس لابد خودشان هم گرگ تشریف دارند!

 

فرموده‌اند من چوب لای چرخ خردگراییشون میکنم که باید اصلاح کنم که من چوب لای چرخ بیخردی آنها میکنم

فرموده‌اند یکی از خرافات موجود در آتئیسم را بگو! چه خرافه ای احمقانه تر از فاقد ناظم و خالق دانستن این جهان عظیم؟ اصلا چه کسی به شما فکر و قوای تعقل داده تا بخواهی راهی را برگزینی و راهی را رها کنی؟ چه خرافه ای بالاتر از اینکه شما ابتدا منافع پست دنیوی خودتان را هدف میگیرید و سپس بر مبنای آن ایدئولوژی مناسب که همان مکتب کثیف سکولاریسم است را برمیگزینید؟

 

فرموده‌اند از دمی تفکر میترسم که باید عرض کنم ماجرا برعکس است، شما وجود تفکر را ندارید.

 

فرموده‌اند ما همگی روزی مثل شما شیعه بودیم! من هم عرض میکنم گویا بیخدایان مقطوع النسل هستند زیرا ما با هر بیخدا و بیدینی که حرف میزنیم خودش مسلمانزاده بوده، روزی حافظ قرآن بوده و یک مشت از این خالیبندیها. میپرسم ماتریالیستها از آنهمه سال پیش تا به حال حتی یک بچه هم نداشته اند؟ میگویید اونهایی که در ایران بودند را حکومت میگرفت آنها که در خارج بودند چطور؟

 

فرموده‌اند منظورم از آدمخوار این بود که شما هم حیوانات را برای خدا سر میبرید! باید عرض کنم که این سخن از عدم آگاهی دائمی شماها برمیخیزد وگرنه هر کسی میداند که این گوشتها بین فقرا و یتمیان تقسیم میشوند.

 

فرموده‌اند شما بیخدایان را کمونیست میدانید(در مورد شوروی) من هم باید بگم که شما بهتر است جای مغلطه و سفسطه تسلیم حقیقت شوید، همه میدانند که گردانندگان کمونیست شوروی، بیخدا بودند.

 

فرموده‌اند در مورد رنگ سبز برو فلان پست را ببین من هم میگویم یک پست برایم دلیل نیست. خودتان را گول میزنید نه من را! شما به رنگ نوشته ها اهمیت نمیدهید. اون کسی هم که این گیرو داده بود شما نبودی بلکه همونی بود که پیشنهاد کرده به من جواب بدید.

 

 

فرموده‌اند توهینهای ما به خدا را بیاورید من هم عرض میکنم که به بخش دفتر سایت منحوستان بروید و توهین و حتی فحش جنسی به خدا را ببینید. باید حتما نام ببرم؟ خب من مثل شما دهن دریده نیستم که هر چیزی را بگویم یا در این وبلاگ بنویسم.

 

فرموده‌اند نه من وقت دارم پاسخت را بدهم نه اصلا اهمیتی دارد من هم میگویم پس شما بیخود کردید که شروع به پاسخگویی به من نمودید.

 

فرموده‌اند یاهو ناامن است(!!) بیایید پالتاک! اول اینکه یاهو اگر خطرناک باشد برای کسانی خطرناک است که مقیم ایرانند نه امثال تو که در آنسوی جهان قرار داری دوم اینکه پالتاک را هم به روی ایرانیان بسته اند.

 

خب فکر میکنم تا همینجا هم پاسخ به این بیخدای کوچولو شأن ما را پایین آورده. از این به بعد جواب ایشان خاموشیست.(قصد توهین ندارم ولی ایشان در پاسخهای ثانویۀ خود نشان داده است که ادب بحث و گفتگو را ندارد)

 

آرشیو موضوعی: پاسخ به سکولاریسم، بیخدایی و بی دینی

 

نظر دهید

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 18:40  توسط مسلمان ایرانی  |