تبليغاتX
اسلام ، آیین زندگی - مخالف بیفکری

اسلام ، آیین زندگی - مخالف بیفکری

پاسخی به شبهات بیخدایان و افراد زندیق و افشای چهرۀ سکولاریسم

 

  وام گرفتن فرهنگ از همسایگان امری عادی و طبیعی در گذشته و حال است. برخی میخواهند تلقین کنند که جهان هر چه علم و دانش دارد، بدهکار ایرانیان است!! البته این سخن تا حدودی درست است ولی نه اینکه بشریت دار و ندارش را مدیون ایرانیان باشد. در حقیقت آریاییها خود وارث فرهنگ و دانش مردم بومی فلات ایران و سایر سرزمینها که توسط کوروش، کمبوجیه و داریوش اشغال شد، شدند؛ خود این دانش را تا حدودی تکامل دادند و به سایرین منتقل کردند. در ادوار مختلف تاریخی مردم سرزمینهای مختلف در پیشبرد علم و دانش و تکامل فرهنگ جهان نقش داشتند. اینکه ایرانیان را صاحب تمام این جنبش بدانیم و یا اینکه نقش ایرانیان را در این امر نفی کنیم، هر دو گزافه گویی است.

 

  اما بحث امروز ما در مورد، خدایی است که به نام خدای ایرانیان معروف است: اهورامزدا یا اورمزد. برخی نشانیها وجود دارند که این گمان که ایرانیان اهورامزدا را از آشوریها گرفته اند و این خدا یکی از ربّ النوعهای آن سرزمین باشد که سرزمین بخش است، قوت میبخشد.

 

به بررسی دلایل میپردازیم:

 

1)بحث زبانی:

 

  در ترجمه نام اورمزد یا اهورامزدا، زرتشتیان همواره سعی در آوردن بهترین معنا را دارند و گاهی آنرا به «مینوی هستی بخش» ترجمه میکنند و گاهی به «خدای خرد» برگردان مینمایند، البته من در جایی هم معنی «خدای نورانی» را دیدم که فکر نمیکنم موثق باشد. همچنین برخی منتقدین نیز جزء اهورا از این اسم را به هور و خورشید نسبت میدهند، بعد آن را به خدای روشنایی معنی میکنند.

 

  امّا در کتیبه بیستون، اسم خدای ایرانیان با تلفظ اهورامزدا نیامده است و این نام را خاورشناسان به اشتباه اینگونه تلفظ میکنند. اگر تلفظ صحیح کلمه را در نظر بگیریم، آنگاه معنای دیگری از این کلمه برای ما مکشوف میشود که به این برداشت ما کمک فراوان میکند.

 

  تلفظ صحیح آنچه به خط میخی در کتیبه بیستون آمده است چنین است:

 اُرمَزدَ (Or-Mazda)

 

 حال بیایید به موشکافی معنی این کلمه بپردازیم. این واژه ترکیبی توصیفی است از دو واژۀ « اُر» و «مَزدَ».

 

  جزء نخست این ترکیب از واژه های شناخته شده در غرب ایران کهن و بین النهرین و به معنای «شهر و سرزمین» است. این کلمه را با پسوندهای مختلف بر مناطق جغرافیایی مختلف و شهرهای متعدد پیدا میکنیم. برای مثل "اورشلیم" به معنای سرزمین و شهر آشنایی و سلامت، "ارومیه(اورمیه)" به معنای شهر و سرزمین پرآب، "ارامان(اورامان)" به معنای شهر امنیت و "اربیل(اوربیل)" به معنای شهری در میان کوهها، میباشند. این نام را ابتدای بیش از بیست شهر و خطۀ دیگر در بین النهرین و غرب ایران همراه پسوندی دیگر میبینیم: اوراشنو، اوریدو، اوراش، اورکیش، اورتنا، اوریکاتو، اوریاکی، اوراندوش، اوربیلوم، اورزبابه، اورنانشه، اورغه، اورکاگینه، اورارتو، اورها، اوریدو، اریحا، ارزانا و از همه معروفتر شهر "اور" که محل تولد حضرت ابراهیم(ع) است. در زبان بابلی و آشوری، «ار=ur» و «اری=uri» به معنای مطلق شهر و یا یک شهر است.

 

  جزء دوم این ترکیب یعنی «مَزدَ» همان کلمه ای است که در فارسی جدید به «مُزد» تبدیل شده است که خاورشناسان آن را به خطا «muzd» مینویسند. این کلمه در اوستایی «میژد» آمده است و در پارسی مانوی آنرا بدون هیچ هجایی(mzd) میبینیم. در فرهنگ پهلوی به صورتهای «mozd» و «mizd» و به معنای پاداش و اجر و اجاره بها، آورده اند. این کلمه حتی در زبان گوتیک و زبان اوستی نیز به صورت mizd و mizdō و باز هم به معنای پاداش و اجر آمده است.

 

  اینک معنی اُرمَزدَ مورد اشارۀ داریوش کامل میشود و این صفتی است برای خدای داریوش که در اصل آشوری است: خداوندی که شهرها و سرزمینها را به عنوان اجر و پاداش میدهد، یعنی خدای «سرزمین بخش».

 

2)توصیفات داریوش و شاهان هخامنشی از اورمزد(اهورامزدا):

 

  داریوش و دیگر شاهان هخامنشی از این خدا بیشتر در جایی یاد میکنند که به تصرف سرزمینها و شکست دشمنان و یا فهرست متصرفات خود، اشاره میکنند:

 

«داریوش شاه گوید: این است قلمروی پادشاهی من: از سکائیه تا سغدیان تا مملکت کوس(نوبیه)، از سند تا سارد. اهورامزدا آن را به من واگذار کرده است. او که بزرگترین خدایان است و مرا و خاندان مرا پشتیبان است.»(Dph به نقل از پی یر بریان، تاریخ امپراتوری هخامنشی، ص386)

 

«آریارمن شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه پارس، پسر چیش پیش شاه، نوۀ هخامنش. آریارمن میگوید: این کشور پارسی که من دارم دارای اسبان خوب و مردان خوب(است). خدای بزرگ اهورامزدا آن را به من داد. به خواست اهورامزدا من شاه در این در کشور هستم»(کتیبۀ آریارمن، به نقل از شارپ، ص21)

 

  تکیه کلام داریوش در کتیبه بیستون و به هنگام جنگ بر سر تصرف شهرها و سرزمینها و به هنگام فتح و تصرف سرمینها این است: «اُرمَزدَ مرا یاری داد»

 

  پس اینجا نیز میبینیم که کار اورمزد در این کتیبه ها و دستنوشته ها، دادن سرزمین به شاهان است، که باز هم نظر وام گرفته شده بودن این خدا از خدای سرزمین بخش آشوریان را تقویت میکند.

 

3)شباهت تصویر اهورامزدا و خدای آشوریان در کهنترین کتیبه ها:

 

  البته در کتیبه های زمان ساسانیان اهورامزدا مردی است که بر اسب سوار است ولی در یک کاشی متعلق به قرن نهم پیش از میلاد، اهورامزدای ایرانیان را به شکل مردی بالدار میبینیم که بالاتنه اش مرد و پایین تنه اش پرنده است و به طرز شگفتی در یک مهر آشوری متعلق به قرن نهم پیش از میلاد نیز، همچین موجودی بالداری با بالاتنۀ مرد و پایین تنۀ پرنده میبینیم که از خورشید برآمده و ناظر بر مراسم است(تصویر این دو را میتوانید در کتاب جیمز.پ.پریکاردو، شرق میانۀ باستان، صفحه 180 و صفحۀ 223 ببنید)

 

  جای پرسش است که سنبل اهورامزدای ایرانیان در میان سنگنوشته های آشوریان که زرتشتی نبودند چه میکند؟

 

منبع متن: دوازده قرن سکوت

تذکر: بدون شک زرتشتیان با نویسندۀ کتاب دوازده قرن سکوت که متن ما برگرفته از آن است مشکل دارند. خب بنده هم با بسیاری از سخنان این نویسنده مشکل دارم(!) ولی نباید صرف اینکه با سخنان کسی مخالفیم سخنانش را نادیده بگیریم. ما استدلالات را میخوانیم و هر آنچه از آن درست باشد را میپذیریم.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 0:3  توسط مسلمان ایرانی  | 

پذيرش توبه شرايط خاصى دارد. هر گاه آن شرايط محقق گشت، توبه نيز مورد قبول حق تعالى قرار مى گيرد.(1) خداوند در آيات كثيرى به گناهكاران و كسانى كه به نفس خويش ستم كردند و آن را در معرض معصيت قرار دادند، توصيه كرده است كه توبه كنند ورابطه بين خود و خدا را اصلاح كنند:

"قل يا عبادي الّذين اسرفوا علي انفسهم لا تقنطوا مِن رحمة الله إنّ الله يغفر الذّنوب جميعاً إنّه هو الغفور الرّحيم و أنيبوا‌ إلي ربّكم؛[2] اي بندگان خدا كه بر خود اسراف و ستم كرده ايد، از رحمت خداوند نا اميد نشويد كه خدا همة گناهان را مي آمرزد و به درگاه پروردگارتان انابه كنيد".


در آیه دیگر مى فرمايد: مگر كسانى كه توبه كردند و به اصلاح كارهاى فاسد خود پرداختند و آن چه را كتمان كرده بودند بيان كنند. در اين صورت توبه آن‏ها را مى پذيرم و من بسيار عذرپذير و قبول كننده توبه و مهربانم.(3)

چه كسى در وفاى به عهد راستگوتر از خداوند است؟ قرآن مجيد وعده داده كه خداوند توبه را از بندگانش مى پذيرد.(4) بنابراين گناهكارى كه به گناه خويش اعتراف دارد و از آن پشيمان است و عزم جدّى بر ترك گناه و جبران گناهان گذشته از حق النّاس و حق اللَّه دارد،بايد به قبولى توبه خويش و رحمت و مغفرت خداوند اميدوار باشد. پس از انجام توبه هيچ حالت انتظاري براي قبولي توبه نيست.


امام علي (ع) مي فرمايد: به هركس چهار چيز اعطا شد از چهار چيز محروم نگردد: هركس دعا كرد از اجابتش محروم نشد و هركس توبه كرد از قبولي آن محروم نگرديد و هركس استغفار كرد ازبخشش محروم نشد وهركس شكر فرستاد از افزون شدن محروم نخواهد شد.(5)

آيات قرآن بر غفران و عفو دلالت دارند. غفران و عفو در لغت به معناي پاك كردن و محو كردن آثار (گناه) است.[6]

در روايات از پيامبر(ص) نقل شده است: "التائب من الذنب كمن لا ذنب له؛ كسي كه از گناه توبه كند، مثل كسي است كه گناهي نكرده است".[7] بنابراين توبه كردن از گناهان باعث زدودن و گناه و پاك شدن مي شود و در روز قيامت از گناه بازخواست نمي شود.


از چند طريق انسان مى‏تواند تا حدودى دريابد كه توبه او مورد پذيرش واقع گرديده است يا نه:

الف) احساس بهجت و آرامش خاصى كه پس از دعا و توبه به انسان دست مى‏دهد يا به تعبير ديگر احساس سبكى از گناهان وآلودگى‏ها.
ب ) هر قدر انسان از گناهان خود به طور جدى پشيمان شده و با تضرع و التجاى بيشترى خدا را بخواند توبه او مقبول‏تر است. بنابراين ميزان انقلاب روحى انسان در حال استغفار نيز مى‏تواند به عنوان يك علامتى به كار آيد.
ج ) ميزان اعتماد به وعده‏هاى نيكوى الهى قابليت و عنايات الهى را افزون مى‏سازد. بنابر اين هر اندازه خدا باورى و توكل و اعتماد به وعده‏هاى اورا در خود افزون يافتيم ، مى‏توانيم بيشتر اميد يابيم كه ما را پذيرا گشته است.
د ) هر قدر آثار واقعى توبه در اعمال و كنش‏هاى ما بيشتر هويدا گردد. يعنى رغبت كمترى به گناه و اراده و عزم راسخ‏ترى در اطاعت پروردگاريابيم نشان مى‏دهد كه توبه ما توبه واقعى‏ترى بود و به همين نسبت مقبول‏تر واقع گرديده است.

یکی از علمای اسلام مى‏فرمودند: اگر بعد از ماه مبارك رمضان تغييرى در حالات خود يافتيد به همان نسبت وارد ضيافت‏الله شده‏ايد ، ولى اگر دگرگونى در شما پديد نيامد از آن بى‏بهره مانديد. نكته مهمى كه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه آيا ما توانسته‏ايم همه شرايط لازم توبه را محقق سازيم؟ آيا حلاوت و شيرينى گناه از جان ما به طور كامل رخت بر بسته است؟ اين مسئله است كه ما را پيوسته در حال خوف و رجا نگه مى دارد. هم اميدوار به لطف و رحمت الهى باشيم و هم خوف و واهمه از اين كه مبادا برخى از شرايط توبه را محقق نساخته باشيم.
***

پى نوشت‏ها:
1- زمر(39) آية‌53 و 54.
2- جهت آگاهى از توبه و مسائل آن كتاب »توبه از ديدگاه قرآن و حديث« نوشته عليرضا حسنى ، نیز پرسمان توبه از این مرکز را مطالعه كنيد.
3- بقره آيه 160
4- شوري آيه25
5- نهج البلاغه قصار 130
6- المنجد مادة غفر و عفو.
7- بحار الانوار ج 16 ص 75
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 14:23  توسط مسلمان ایرانی  |