مجدداً از طرف پاسخگوی گزافه گوی پروتستان که پیشتر به بنده پاسخ داده بود، پاسخی گزافتر از پاسخ پیشین داده شده است که خب ما هم پاسخ را لازم میدهیم.
ایشان به ابتدا به دفاع از فرقۀ ضالۀ پروتستانیسم پرداخته و با مغالطاتی سعی در دفاع از این کیش منحرف دارد که خب ما دلایل کافی بر ضاله بودن این کیش را پیشتر آوردیم. او سپس ادعا میکند که منظور من از مسیحیان واقعی، انصار حزب الله و لباس شخصیهاست!!! به ایشان نخندید! هر کس بر مبنای میزان اندیشه خود سخن میگوید!
ایشان همچنین گله فرموده اند که چرا من لینک پاسخشان را قرار نداده ام!!! باید عرض کنم که اولاً صرف اینکه بنده پاسخ ایشان را میدهم، اصلاً به مفهوم این نیست که این فرد را به چیزی شمرده ام. این پاسخ صرفاً برای هدایت افرادی است که در وبلاگ این فرد پاسخی غیرعقلانی به پست من دیده اند و میخواهند پاسخ من را بدانند، بنده ایشان را لایق مناظره نمیدانم که حالا بخواهم لینکی از وی اینجا قرار دهم. ثانیاً ایشان فرد بسیار بی ادب و بینزاکتی هستند بارها مسلمانان را وحشی نامیده اند. حتی وقتی به من پاسخ دادند در جایی نوشتند که میترسند که من سر به نیستشان بکنم! به نظر شما صحیح است که لینک وبلاگ چنین فرد متوهم و بینزاکتی را که به خود اجازه میدهد به خانوادۀ من و به مقدساتم و به تمام مسلمین توهین کند را روی وبلاگ قرار دهم؟ در بینزاکتی ایشان همین بس که پاسخ اخیرشان را با این بهانه که میخواهند مخاطبین وبشان کمی بخندند روی وبشان قرار داده اند!!
ایشان در عین حال اعتراض دارند که چرا سخنانشان را کامل قرار نداده ام!!! در پاسخ باید عرض کنم که اگر بخشهایی از مغالطات ایشان هست که از سوی بنده بی پاسخ مانده است که خوش به حال ایشان؛ از این گذشته بنده استدلالات ایشان را آوردم و در واقع اصل مطلب را ذکر کردم، زیرا وقت مخاطبین این وبلاگ ارزش دارد و دوست ندارم وقتشان را با داستانسراییهای فرد هتاک و بینزاکتی چون ایشان حرام کنند.
ایشان سپس بر سر پاسخهای استدلالی میرود و سعی در وجاهت دادن به پاسخ خود میکند. ایشان در مورد تفسیر احسن الحدیث که استدلالش را مبتذل نامیده بود، اینبار اینگونه استدلال میکند:
جوابیه: ایشان به جای اینکه از متن و سیاق آیه نشان دهد که منظور از آنچه به موسی داده شده است، کلیات تورات است(نه خود تورات)، نوشته است:«چون تورات فلان جور است، پس آیه به همان چیز معنا میدهد». معنای یک کلام عاقلانه باید از سیاق کلی بیان مشخص باشد نباید فرض گرفت که معنای سخن، وابسته به عواقب و نتایج آن تغییر میکند.
پاسخ ما به جوابیه: ایشان ما مسلمانان را کندذهن و نادان و... خطاب میکنند ولی خود چنین سخن میگویند. منظور قرآن باید بر اساس سایر آیات بررسی شود. قرآن در جاهای دیگر بر تحریف تورات تأکید دارد و تحریف لفظی را نیز مد نظر دارد، پس بدون شک وقتی قرآن در آیه 49 سورۀ قصص از آنچه بر موسی داده شده است، سخن میگوید منظورش بخشهای بدون تحریف تورات است که همان کلیات تورات است. برای توضیحات بیشتر اینجا کلیک کنید.
اما در مورد فرمایش ایشان در مورد سیاق کلی کلام قرآن، که نباید بسته به عواقب و نتایجش تغییر کند، یک ادعای غلط و بی اساس است که ما اینطور معنی کردیم و این سخن ایشان مغالطۀ "حمله به آدم پوشالین" است. ما نگفتیم که معنی وابسته به عواقب و نتایج است بلکه گفتیم که آیات قرآن در کنار هم معنی دارند و باید در کنار یک سخن قرآن سایر سخنان را نیز دید تا مشخص شود منظور چیست و این سخنی منطقی است. بدون شک شما با خواندن یک جمله یا یک بند یا یک فصل از یک کتاب نمیتوانید، نظر کلی آن کتاب را مورد یک مسئله درک کنید و باید کل مطالب را با هم بخوانید. برای مثال بسیاری از کتب هستند که وقتی میخواهند چیزی را نقد کنند ابتدا نقاط قوت را میگویند و بعد نقاط ضعف را؛ آیا عاقلانه است که ما با خواندن بخشی که نقاط قوت را معرفی میکند، خیال کنیم که کتاب هیچ ایرادی را بر آن چیز مورد نقد وارد ندانسته است؟
در مورد قرآن هم چنین است. نظرات قرآن باید در کنار هم معنا پیدا کنند. وقتی قرآن رسماً کافر شدن سلیمان را نفی میکند(بقره:102) در حالی که عهد عتیق در اول پادشاهان باب 11 میگوید که او به پرستش بتان پرداخت و یا مثلا قرآن بارها تأکید کرده که خدا هیچ فرزندی برای خود قرار نداده است(بقره:116، یونس:68، اسراء:111و...) ولی میبینیم که در تورات در خروج22:4، اسرائیل(حضرت یعقوب) را فرزند خدا میخواند؛ همچنین قرآن تأکید کرده که کسانی هستند که کتاب مقدس را با دستان خود مینویسند(بقره:79) پس همین امر نشان میدهد که قرآن در جاهای دیگری متن تورات را زیر سؤال میبرد و آنچه در آن نوشته شده است را قبول ندارد و فقط کلیات تورات را میپذیرد.(برای توضیحات بیشتر اینجا کلیک کنید)
ایشان در مورد اینکه من تأکید دارم که منظور از آوردن کتاب هادیتر از تورات و قرآن، تحدی نیست بلکه با توجه به هدایتگری خدا، میگوید با این حساب که خدا بشر را هدایت میکند، کتاب هدایتگرتری بیاورید(طبق تفسیر المیزان، ج16، ص73) ادعا میکند که پاسخ من را مفصلاً داده است!! خب ما هم پاسخ این پاسخ مفصل ایشان را در همان پاسخ پیشینمان عرض کرده بودیم!!! ایشان در ادامه سعی دارد بگوید که منظور من از این سخن مقایسۀ تورات با اوستا و انجیل است که خب ما توضیح واضحات دادیم و عرض کردیم که این آیه از مشرکین میخواهد که کتابی از سوی خدا بیاورند که هدایتگرتر از قرآن و تورات باشد؛ اینجا ممکن است گفته شود که مشرکین میتوانستند که انجیل یا اوستا را بیاورند، عرض کردیم که اگر آنرا میاوردند نیز آن کتابها به خاطر غوطه ور شدن در شرکیات، در هدایتگری از تورات پایینتر بودند، امیدوارم اینبار دوزاری ایشان افتاده باشد!
ایشان در پاسخ به ادعای من که داستانهای قرآن و تضادشان با داستانهای تورات نشانگر اینست که قرآن بخشهای زیادی از تورات را قبول ندارد، میفرمایند:
ادامه جوابیه: در هیچ کجای قرآن شاهدی یافت نمیشود که ثابت کند که هدف قرآن، از روایت روایاتی که اصلشان در تورات موجودند، زیر سؤال بردن داستانهای تورات باشد. قرآن تنها این این داستانها را برای مخاطبینش روایت نموده است. با توجه به اینکه قرآن تورات را بارها و بارها تصدیق و تأیید نموده و هیچ اشارۀ منفی به آنها در قرآن نمیتوان یافت نتیجه گیری معقول و منصفانه آنستکه: دست اندرکاران پیدایش و تکامل قرآن از محتوای اصلی این متون آگاهی درستی نداشتند و برای همین از این اختلافها و تناقضات بیخبر بودند. آنها داستانهای تورات را ناآگاهانه به شکل مخدوشی(نسبت به اصلشان) روایت کردند. به نگرم شواهد فراوانی در این مورد، چه در داخل قرآن و چه در خارج آن موجود است.
ادامه پاسخ ما به جوابیه:
اولاً اینکه میگوید هیچ شاهدی در قرآن پیدا نمیشود که قرآن این روایات را برای زیر سؤال بردن تورات مطرح کرده باشد، سخن گزافی است. قرآن خودش بارها در برابر ادعاهای پوچ تورات تحریف شدۀ امروزی، ایستاده است: قرآن رسماً کافر شدن سلیمان را نفی میکند(بقره:102) در حالی که عهد عتیق در اول پادشاهان باب 11 میگوید که او به پرستش بتان پرداخت و یا مثلاً قرآن بارها تأکید کرده که خدا هیچ فرزندی برای خود قرار نداده است(بقره:116، یونس:68، اسراء:111و...) ولی میبینیم که در تورات در خروج22:4، اسرائیل(حضرت یعقوب) را فرزند خدا میخواند؛ همچنین قرآن تأکید کرده که کسانی هستند که کتاب مقدس را با دستان خود مینویسند(بقره:79) پس همین امر نشان میدهد که قرآن در جاهای دیگری متن تورات را زیر سؤال میبرد و آنچه در آن نوشته شده است را قبول ندارد و فقط کلیات تورات را میپذیرد، خب وقتی قرآن بارها و بارها مطالب این کتاب را زیر سؤال ببرد، این به چه معناست؟ یعنی مطالبی در تورات هست که قبول ندارد، حال وقتی قرآن با تورات در زمینه هایی تضاد دارد، یعنی اینکه در این موارد نیز تورات را قبول ندارد.
ثانیاً بله قرآن داستانها را برای عبرت گرفتن مردمان نقل میفرماید ولی کسی نگفته است که این تنها هدف قرآن است
ثالثاً اینکه میگوید این تضادها نشانگر این است که نگارندگان قرآن از متن تورات خبر نداشتند نمونۀ بارز مغالطۀ مصادره به مطلوب است.ایشان هیچ دلیلی ندارد که قرآن بر اساس تورات و انجیل نوشته شده است ولی ما محال بودن این امر را ثابت میکنیم: ابتدا باید توجه داشت که این ادعا زمانی میتوانست درست باشد، که قرآن نسبت به مطالب تورات تجاهل کند، در حالی که بارها مطالب آنرا مستقیماً زیر سؤال برده است مثل اینکه قرآن رسماً کافر شدن سلیمان را نفی میکند(بقره:102) این در مقابل عهد عتیق در اول پادشاهان باب 11، است که میگوید او به پرستش بتان پرداخت و یا مثلاً قرآن بارها تأکید کرده که خدا هیچ فرزندی برای خود قرار نداده است(بقره:116، یونس:68، اسراء:111و...) این نیز در مقابل تورات در خروج22:4، که میگوید اسرائیل(حضرت یعقوب) را فرزند خدا میخواند، است. دومین نکته اینکه ما برای الهی بودن قرآن دلایل کافی داریم و جنبه های اعجاز قرآن، نشان از الهی بودن آن دارد و مسلم است که خدا از متن تورات خبر دارد و سومین نکته این است که پیامبر هیچ امکانی برای دسترسی به تورات و انجیل یا علمای یهود و نصارا نداشته است که دلایلش اینجا مطرح شده است. پس اینکه حضرت محمد(ص) قرآن را نمیتوانسته از نزد مسیحیان و یهودیان بیاورد و نیز اینکه قرآن الهی است، نشان میدهد که تضاد تورات امروزی با قرآن، نشان از تضاد تورات با سخن خدا دارد که نشانگر وجود تحریف در تورات است.
ایشان در ادامه به بحثی در مورد برتری اسلام بر مسیحیت در قرآن اشاره میکنند، که بنده هم توجه ایشان را به این لینک جلب میکنم.
ایشان، در ادامه به خیال اینکه با حلوا، حلوا گفتن دهان شیرین میشود، میگوید که اینکه قرآن متونی را که با آن تضاد دارد را تأیید میکند، برایش مرگبار است!!!! در پاسخ باید عرض کنیم که البته ما پاسخ این سخن را داده ایم که بدبختانه برخی سعی دارند با تجاهل آنرا نادیده بگیرند. عرض شد که قرآن فقط کلیات تورات را تأیید میکند و نه تمام جزئیات آنرا. آیا نمیبینید که قرآن بارها مطالبی از متن تورات را انکار میکند؟
ایشان در پاسخ به این عرض بنده که گفتم علت مخالفت مشرکین با تورات و قرآن بخاطر این بوده این کتابها در نقد بت پرستی سخنانی دارند میفرماید:
ادامه جوابیه: توضیح دادم که مشرکین زمانی تورات و قرآن را جادو نامیدند که پنداشتند که ایندو از هم پشتیبانی میکنند.این فرد اسلامگرا ادعا میکند که انتقاد مشرکین از قرآن تنها بخاطر دستوراتی چون منع بت پرست در آن بود، به روشنی ادعایی گزاف است.چون به سادگی میتوان فهمید که مسائلی چون صحت محتوای داستانهای قرآن هم مورد توجه آنها بود(مشرکان داستانهای قرآن را اساطیر الاولین مینامیدند)
طبیعی است که با توجه به اعتبار یهودیان در بین اعراب، محمد در مقام دفاع از محتویات و ادعاهای قرآنش چه در کلیات و چه در روایات، تورات را پشتیبانی برای قرآن خوانده باشد.
اینکه ایشان بحث ادعای کفار در مورد اساطیر اولین را وسط کشیدند، یک فرافکنی مذبوحانه است. کفار بخاطر اینکه قرآن به قول آنها اساطیر الاولین(افسانۀ پیشینیان) را نقل میکرد آنرا سحر و جادو و شعر ننامیدند بلکه مشکلشان سر بحثهای فکری قرآن بود وگرنه بین کفار هم کسانی بودند که داستانهای سرزمینهای اطراف را میگفتند ولی هرگز ساحر نامیده نشدند. از این گذشته صورت داستان نشان میدهد که مشرکین با مباحث عقیدتی تورات و قرآن مشکل دارند که به آن اظهار کفر کردند وگرنه چند داستان که کفر ورزیدن ندارد. اساساً باید پرسید که داستانهای قرآن و تورات چه آسیبی به کافران میرساند که بخواهند آنرا سحر بخوانند؟
اما اینکه میگوید که پیامبر برای وجاهت قرآن تورات را به پشتیبانی برگزیده است هم ادعایی پوچ است زیرا چنانکه در اصل ماجرا آمده است خود مشرکین برای محکوم کردن پیامبر سعی کردند از تورات کمک بگیرند ولی وقتی دیدند که تورات هم آنها را محکوم میکند، آنرا نیز مانند قرآن سحر نامیدند.
ایشان در ادامه مجددا در پاسخ به آیاتی از قرآن که تحریف تورات را تأیید میکنند، ادعای خودش مبنی بر اینکه منظور قرآن از تحریف تورات، تحریف معنوی است و نه لفظی تکرار میکند و ما پاسخ این ادعا را در اینجا داده ایم و مشخص کرده ایم که منظور قرآن تحریف لفظی است.
ایشان در ادامه ادعا میکنند که اگر در جاهای دیگر قرآن بر تحریف تورات تأکید شده است پس این آیات با آیۀ 49 سورۀ قصص تناقض دارند و این یک تناقض در قرآن است!!!! باید خدمت ایشان عرض کنم که این در صورتی بود که قرآن در آیۀ 49 سورۀ قصص سخنی در مورد عدم تحریف تورات و یا اینکه این کتاب کاملاً وجیه و درست است سخنی میگفت که اگر چشمتان را باز کنید، چنین سخنی نمیبینید، پس این تناقض نیز از توهمات دیگر شماست.
ایشان در ادامه مجدداً بر حسب بی ادبی، به قرآن توهین میکند و میگوید برای تورات نیازی نیست که قرآن تأییدش کند و چون قرآن نامعتبر است(!!!) تأیید آن نمیتواند وجاهتی به تورات بدهد و میگوید که خواسته است، حقیقت را بیان کند!!!!! خب اولاً اگر قرآن وجاهتی ندارد که اینهمه دست و پا زدن برای استناد به آن نکنید و اما حقیقت که فرمودید دیدیم که ادعیتان پوچ است و شما حقیقت را نگفتید بلکه حقیقت را وارونه جلوه دادید. ایشان میگوید اگر تورات پر از خرافات است پس وای به حال قرآن که آنرا تأیید میکند!!! این سخنشان هم یک رجزخوانی مضحک است، ثابت کردیم که قرآن فقط کلیات تورات را تأیید کرده است و نه جزئیات غلط و خرافی آنرا، در ضمن اگر قرآن خرافاتی دارد، بگویند این خرافات را.
ایشان در ادامه من را نفهم مینامند و میگویند بحث بر سر چیستی تورات نیست بلکه بر سر اینستکه قرآن در مورد تورات چه میندیشد!!! در پاسخ باید عرض کنم که برعکس نفهمی از طرف خود ایشان است که نمیفهمد که بنده پاسخ نظر قرآن در مورد تورات را داده ام، ولی در عین حال ایرادهای تورات نیز مطرح شد تا ایشان بداند که کتابی که به آن توسل میکند، پر از خرافات و خطا و تناقض است.
ایشان در ادامۀ جوابیۀ غرّایشان در پاسخ به عرض من که گفتم که دین برای هدایت بشر است و دانش بشر هر چند وجود خدا را درک میکند ولی در شناخت او دچار خطا میشود و خورشیدپرستی و سایر گمراهیها نیز ناشی از آن است میفرمایند:
ادامه جوابیه: صرف اینکه یک عده گاو میپرستند، دلیلی مبنی بر این نیست که عقل انسان نمیتواند تشخیص دهد که یک یکتاپرست برتر از یک گاوپرست است(البته مگر اینکه آن فرد اسلامگرا باشد)... دین تنها یک ضامن برای اخلاقیات نیست بلکه بدون اعتقاد خدا نیز میتوان به اخلاقمدار بود(خب البته اخلاقیات اسلامی که حسابش جداست و چه بسا جناب خیر الماکرین خود بهترین ضامن برای چنین اخلاقی باشد)
ادامه پاسخ ما به جوابیه: اولاً به نظر من بهتر است که در مورد یکتاپرستی افراد موحد و یکتاپرست صحبت کنند و نه مشرکین تثلیثی و آنهم آندسته از مشکرین که از سوی سایر همکیشانشان نیز مرتد شناخته میشوند، ثانیاً ایشان خود را به نفهمیدن زده است. ما عرض نکردیم که عقل انسان نمیرسد که گاوپرستی بدتر از یکتاپرستی است، بلکه بحث سر نیاز به وجود هدایت است. اگر صرف عقل داشتن کافی بود، چرا هر گوشه از دنیا دینی هست و هر گروه هم دین خود را برتر و عاقلانه تر میدانند(توضیحات بیشتر)
اما در مورد اخلاقیات فرمایش ایشان اصلاً عجیب نیست، چرا که یک پروتستان واقعاً اینگونه میندیشد! از دید او اساساً دین یعنی تثلیث باوری ولی حقیقت این است که افراد سکولار علیرغم ادعای اخلاقیات که دارند حتی در حرف زدن هم نمیتوانند جلوی دهانشان را بگیرند و به اخلاقیات پایبند باشند چه رسد در اعمال...
ایشان باز سخن علامه طباطبایی در ج4،ص75 از المیزان را ذکر میکند که گویا باز هم چشمانش نمیبینید که علامه از "تورات نازل بر موسی" سخن گفته است. تأکید بر نازل بر موسی بودن تورات، آیا غیر از این است که تورات امروزی را قبول ندارد؟
ایشان در پاسخ به اینکه عرض شد که تحدی زمانی مفهوم دارد که از مشرکین خواسته شود که از نزد خودشان کتابی بیاورند و نه از نزد خدا میگوید:
ادامه جوابیه: اینکه فرد اسلامگرا میگوید که عبارت "از نزد خدا" نشان میدهد که این آیه بیانگر تحدی نیست، آیه میبایست میگفت "از نزد خودشان" به روشنی سخنی بیهوده است. کاملا آشکار است که منکران در این آیه، به مبارزه دعوت شده اند که اگر راست میگویند، برای اثبات آن میتوانند کتابی بیاورند و این کتاب باید از تورات و قرآن هادیتر باشد. وقتی قرآن فصاحت و بلاغت متن خود را به تحدی گذاشته است، طبیعتا به این معناست که در عالم بشریت، خود را در حد اعلا و کمال مطلق میداند. به ادعای قرآن هیچ بشری نمیتواند متنی فصیحتر از قرآن بیاورد، مسلما چنین است هادی بودن تورات از نگر قرآن وقتی ادعا شده که منکران اگر راست میگویند، بایستی بتوانند کتابی هادیتر از آن بیاورند. یعنی، بشر نمیتواند کتابی بیاورد که "واقع را بهتر از تورات بیان کند".
ادامه پاسخ ما به جوابیه: خیلی مضحک است که این فرد با این میزان هوش، مسلمانان را نادان میخواند! نمیدانم چرا برای این فرد اینقدر سخت است که بفهمد تحدی زمانی معنا پیدا میکند که از منکرین خواسته شود که مثل چیزی را بیاورند و نه بهتر از آن چیز را؟ همچنین آیا درک این مسئله که وقتی قرآن دعوت به تحدی میکند، همیشه از منکرین خواسته است که مثل قرآن را بدون دخالت خدا و با دستان خودشان بیاورند، اینقدر سخت است؟
برای بار سوم میگویم و میدانم که باز هم پیروان جهل نمیتوانند بفهمند که قرآن در زمان تحدی از منکران میخواهد که از نزد خودشان کتابی مثل قرآن بیاورند ولی در آیۀ 49 سورۀ قصص، از منکرین خواسته شده است که از نزد خدا کتابی هدایتگرتر از تورات و قرآن بیاورند. نکته مهم اینستکه در آیات تحدی تکیۀ قرآن بر اعجاز است و میگوید که نمیتوانید مثل این بیاورید، ولی در آیۀ 49 قصص اصلاً بحث سر این مسئله نیست، بلکه میفرماید که حالا که میگویید این دو کتاب سحر(و عامل گمراهی) هستند کتاب بهتری بیاورید تا از آن پیروی کنیم؛ باز قرآن در آیات تحدی نشان میدهد که قصد نشان دادن الهی بودن قرآن را دارد مثلا در سورۀ بقره، آیۀ 23، میفرماید اگر شکی در آنچه بر بندۀ خود نازل کرده ایم دارید یک سوره مثل آن بیاورید یا در سورۀ اسراء، آیۀ 88، میفرماید که اگر جن و انس جمع شوند نمیتوانند مثل قرآن بیاورند که نشان از اعجاز است و اعجاز در اصل از عجز میاید و این آیه نیز عجز جن و انس را در آوردن مثل قرآن را نشان میدهد ولی در آیۀ 49 از سورۀ قصص اصلاً بدین منوال نیست و فقط یک پاسخ جدلی در کار است، که به منکران میفرماید که حالا که این دو راسحر میدانید، از نزد خدا کتابی بیاورید که بهتر هدایت کند تا ما نیز از آن پیروی کنیم.
دوستان عنایت داشته باشند که این آیه اساساً از منکرین نخواسته است که هدایتگرتر از یکی از این دو کتاب بیاورند، بلکه از آنها خواسته است که کتابی بیاورند که از هر دوی قرآن و تورات هدایتگرتر باشد، پس نیازی نیست که مسیحیان و یهودیان عزیز زیاد این آیه را برای خود مایۀ مباهات قرار دهند.
ایشان، در پاسخ به مثال بنده که عرض کردم تورات در بین سایر کتبی که الهی خوانده میشدند(غیر از قرآن) مثل یک خودروی ژیان بود که تندروتر از دوچرخه است ولی خودش خودروی تندرویی نیست، میفرماید:
ادامه جوابیه: تنها یک قیاس مع الفارق است. اگر تورات، از دید قرآن، یک کتاب پر از ایراد در جزئیات بود، مسلماً هیچگاه هادی بودن آن را به رخ منکران نمیکشید. زیرا در این صورت کافی بود منکران، «نوشته ای با دست خود بنویسند، سپس بگویند:"این از طرف خداست"»و این کتاب در جزئیات دارای ایرادهای کمتری باشد...
ادامه پاسخ ما به جوابیه: یک موقع هست که فرد خواب است و یک موقع است که خودش را به خواب زده است. ما این همه آیه در بالا معرفی کردیم که نشان میدهد که قرآن جزئیاتی از تورات را مستقیماً رد کرده است ولی ایشان هنوز در این مورد برای ما با اما و اگر صحبت میکند!!! جالب اینکه ایشان همچنان به جای هادیتر بودن، از هادی بودن سخن میگوید!!!
اما اینکه میفرمایند که منکران میتوانستند خودشان یک کتاب بنویسند که کمتر ایراد داشته باشد و بگویند از سوی خداست و هادیتر است، نیز یک استدلال مضحک است زیرا اولاً منکران باید کتابی میاوردند که از سوی خدا باشد و در نتیجه باید از سوی خدا بودنش را ثابت میکردند و ثانیاً شاید میشد کتابی نوشت که ایراداتش از تورات کمتر باشد ولی منکران باید کتابی میاوردند که از هر دوی تورات و قرآن، هدایتگرتر باشد و این همانجایی است که آنها به دام میفتادند وگرنه همین الان هم برتری بی چون و چرای کتابهایی مثل نهج البلاغه، صحیفۀ سجادیه و... بر مطالب تورات بدیهی و غیر قابل انکار است، ولی این کتابها هیچگونه برتری به قرآن ندارند و از این گذشته ادعای الهی بودنشان نیز مطرح نشده و قابل اثبات هم نیست.
ایشان در مورد اینکه بنده عرض کردم که در نقل قولشان از علامه طباطبایی به اینکه تورات نازل شده بر موسی مورد نظر بوده و نه توراتی که دست یهودیان بوده است، سخن من را حمله به آدم پوشالین میخوانند(!!!!) و یک لینک معرفی میکنند که پاسخ لینکشان در اینجا داده شده است.
ایشان در ادامۀ ادعای خودشان بر تحدی بودن این آیه برای تورات سعی در این دارند که آنرا یک تحدی برای همۀ زمانها بداند:
ادامه جوابیه: روشن است که صرف اینکه خطاب این آیه متوجه منکران زمان نزول آن است، ثابت نمیشود که آیه خطابش تنها این افراد بودند. سایر تحدیهای قرآن نیز ظاهراً خطاب به اعراب قریش که صحت نبوت محمد را زیر سؤال برده بودند بیان میشد.همچنین ایشان به قدری خام اندیش است که پنداشته تنها با اختراع یک معنای "از نزد خدا" در این آیه، میتواند معنای آشکار آنرا به کلی پنهان کند و مخاطبانش را نیز با خود همنگر سازد.
ادامه پاسخ ما به جوابیه: اولاً این ادعای پوچ که این آیه تحدی دارد را پاسخ گفتیم و این ادعای ایشان پوچ است. ثانیاً ایشان بسیار بی اطلاع هستند که خیال میکنند که مسلمانان الزاماً معتقد به تحدی در تمام دورانها هستند، گروهی از علمای اسلام نیز ادعا میکنند که تحدی تنها مربوط به زمان پیامبر بوده است(توضیحات بیشتر)
اما اینکه ایشان میگوید من به اختراع معنی پرداخته ام نمیدانم، منظورش چیست، سخن من بر اساس نص صریح آیه است هم بحث هدایتگرتر بودن و هم بحث از نزد خدا آوردن. اینها اختراع من نیست.
ایشان در پاسخ به عرض من که اگر هم مشرکین کتابی از نزد خدا(!) میاوردند که مثل تورات به توحید و نبوت امر کند، خود مشرکین زیر سؤال میرفتند، میفرماید:
ادامه جوابیه: جالب اینجاست که این ادعای خود فرد اسلامگرا بود که منظور از هادی بودن در این آیه مسائلی چون توحید و نبوت است. ما تنها به این ادعا پاسخ دادیم و گفتیم که حتی در اینصورت باز نتیجه مطلوب فرد اسلامگرا حاصل نمیشود
ادامه پاسخ ما به جوابیه: ابتدا باید احسنت بگویم به این همه اعتماد به نفس ایشان که خیال میکند بخاطر سفسطه نمودنش مقصود ما حاصل نمیشود، سپس باید عرض کنم که بنده از هادی بودن سخن نگفتم و ایشان متأسفانه هنوز هم متوجه نشده است که سخن آیه از هادیتر بودن است، و اما در مورد اینکه ادعای خود من بوده که منظور توحید و نبوت است، خیر بنده قرآن را تفسیر برأی نمیکنم، تفسیر احسن الحدیث، ج8، ص62، این ادعا را مطرح نموده است، که البته نشان دادیم که با توجه به سایر آیات قرآن تفسیر صحیحی است. اما سخن من به هیچ وجه آن ادعا را زیر سؤال نمیبرد؛ ای کاش اینقدر که برای رد کردن نظر ما تلاش میکنید، برای فهمیدن تلاش میکردید
.
ایشان در انتهای جوابیه، در پاسخ به عرض بنده که گفتم که ایشان از مغالطه خودت هم سود برده است(فرموده بودند اگر تورات تحریف شده پس قرآن هم اشتباه کرده است!)، میفرمایند:
بخش پایانی جوابیه: آنچه ما گفتیم، چنین بود:«اگر ثابت شود که تورات، «آنچه به موسی داده شده» نیست، این نیز ثابت شده که قرآن هم مانند اهل کتاب، در این زمینه، در اشتباه بوده است.» حال اینکه کجای سخن ما در بردارندۀ مغالطۀ "خودت هم(همینطور)" بوده است، را ما متوجه نمیشویم.(نمیفهمم این چه شباهتی به این مغالطه دارد اصلا)
بخش پایانی پاسخ ما به جوابیه: از آنجا که ایشان عادت دارند در برابر چنین پرسشی بفرمایند:"ایراد از فهم خود شماست"؛ خب من هم فکر میکنم، بهتر است همین را در گوش خود زمزمه کنند. حتی اگر ادعای من غلط باشد و ایشان مرتکب این مغالطه نشده باشند هم باز ادعایشان پوچ است. در پاسخ پیشین نیز در پاسخ به این ادعا عرض شد که: « این سخن سخنی بسیار باطل است و از برداشت سوء این فرد از این آیه برمیگردد و همینکه قرآن بارها و بارها سخنان تورات را چه در مورد داستانهای تورات، چه در مورد اخلاق انبیاء، رد کرده است و هرگز تورات را تأیید نکرده است، نشان میدهد که تحریف شده بودن تورات را قبول دارد.»
در عین حال از ایشان دعوت میشود که به لینک زیر هم پاسخ دهند:
