پیشتر عرض کردیم که یکی از ترفندهای شبهه افکنها تفسیر به رأی قرآن آنهم به بدترین شکل ممکن است. اینگونه که اسلامستیزان از قرآن سوءبرداشتهای غرضورزانه میکنند، هر کس که با حقیقت آشنا نباشد ممکن است خیال کند که این افراد در ادعاهایشان صادقند.
1.قرآن در آیه 148 سوره اعراف و ۸۸ طاها میگوید گوسالۀ طلای سامری از خود صدای گاو در میاورده است، آخر کدام عاقلی میتواند باور کند که گوساله طلایی نعره گاو داشت و بانگ میکرد؟
در پاسخ به این سؤال، سخنان مختلفی میتوان گفت. طبق روایات و تفاسیر معتبر هرگز ادعا نمیشود که این صدا از خود گوساله بوده است:
1. طبق برخی روایات، این صدا به فرمان خود خداوند، از گوسااله در میامد تا خداوند یهودیان را آزمایش نماید و هر کس میزان ایمانش را نشان دهد. به روایات زیر به نقل از تفسیر بیان السعادة توجه فرمایید:
از امام باقر عليه السّلام روايت شده است: در چيزهائى كه موسى با پروردگارش مناجات مىكرد اين مطلب بود كه گفت: پروردگارا اين سامرى، گوساله را ساخته است، و آيا اين صدا از ساخته سامرى است؟ پس خداوند به او وحى كرد كه اى موسى آن آزمايش من است و از آن جستجو و تفحّص نكن.
و از امام صادق عليه السّلام است كه موسى گفت پروردگارا چه كسى بت را به صدا در آورد؟ خداى تعالى فرمود: اى موسى من آن را به صدا در آوردم، پس موسى عليه السّلام گفت: آن نيست مگر آزمايش تو...
ادامه آیه میفرماید که آیا اینها ندیدند که این گوساله طلایی مانند خداوند یکتا با آنها سخن نمیگوید؟ در واقع این امتحانی دشوار از بنی اسرائیل بود که بعد از دیدن آن همه معجزه و غرق شدن سپاه فرعون در مقابل چشمانشان، بخاطر دیدن یک گوسالۀ عجیب گروهی از آنها گمراه شدند...
2.برخی تفاسیر اشاره میکنند که طبق برخی روایات سامری از خاک پای جبرئیل در دهان گوساله ریخت، و گوساله زنده شد. چنین روایاتی بخاطر تضاد زیادی که با عقل سلیم دارند، قابل قبول نیستند. مگر خاک پای جبرئیل خاصیت زنده کردن اجسام را دارد؟ البته چنانکه در قرآن آمده خود سامری این بهانه را آورده است و این نشان میدهد که این روایات جعلی به شکلی داستانسازی بر اساس سایر آیات قرآن بوده است. پس این تفسیر قابل قبول نیست مگر اینکه بخواهیم آنرا در جهت پاسخ اول استفاده کنیم و بگوییم: سامری قصد داشت با خاک جای پای جبرئیل جادو کند و خداوند برای آزمایش قوم کاری کرد که آنچه او میخواست بشود و ...
3.طبق برخی تفاسیر، سامری مجسمه را طوری تعبیه کرده بود که هوا در آن ایجاد صدا میکرد.
این تفسیر، قابل قبول است و امروزه نیز ما مثالهای زیادی از این میبینیم. برای نمونه زمانی را فرض کنید که صدای باد از جدار پنجره ایجاد صدایی خاص را میکند.
4.برخی تفاسیر هم میگویند که سامری یکی از همفکران خود را، داخل مجسمه گذاشته بود(مثل ماجرای اسب تروا!!) و او این صداها را در میاورد.
پس میبینیم که توجیهات زیادی برای این صدا وجود دارد، و نیاز نیست بگوییم گوساله از خود صدا در میاورده است. به نظر من از همه بهتر مورد 1 و 3 هستند، که اتفاقا یکدیگر را نقض هم نمیکنند، زیرا بسیارند امتحاناتی که خداوند به وسیله عوامل طبیعی از ما گرفته است.
2.قرآن میگوید سامری، از خاک پای جبرئیل در گوساله ریخت و او به صدا در آمد، آیا این با عقل انسان همخوان است؟
قرآن میگوید که این توجیه از طرف سامری بیان شده است و قرآن آنرا تنها نقل قول فرموده است. پس بهتر است کسانی که این سؤال را دارند، خود سامری را بیابند و از او بپرسند!!