تبليغاتX
اسلام ، آیین زندگی - مخالف بیفکری

اسلام ، آیین زندگی - مخالف بیفکری

پاسخی به شبهات بیخدایان و افراد زندیق و افشای چهرۀ سکولاریسم

  یکی عواملی که منجر به فرار مسیحیان غرب از دین و بیدار شدن دیو سکولاریسم شد، زورگوییهایی بود که به اسم دین حضرت مسیح(ع) در حق مردم روا میشد. لیستهای بلند و بالای آدمسوزیها و یهودکشی و مسلمان کشی که در کارنامۀ مسیحیان قرون وسطی جای گرفته است، که در نهایت با ظهور پروتستانیسم و کشتارهای فراوان بر سر مذهب به حال روز امروزین رسید که در غرب دین فقط در داخل کلیسا تعریف میشود و مردم غرب هیچ تمایلی به اینکه حکومتی دینی داشته باشند ندارند. بدون شک میزان تمایل به مسیحیت هم در میان مردمی که با تاریخ سیاه قرون وسطی آشنا هستند،بسیار پایین است.

  در این میان مسیحیان پروتستان، سعی میکنند با ابراز انزجار از پاپ و کلیسای کاتولیک و ارتدوکس، که گاهی به فحاشی به پاپ نیز منجر میشود، مسیحیت را دینی سراسر محبت و انسانیت جلوه دهند. لازم به ذکر است که مسیحیت پروتستانی فرق زیادی با سکولاریسم ندارد در ان خبری از احکام سخت کلیسای کاتولیک نیست و با این شعار محبت بسیاری از جوانان ما را به سوی خود جلب میکند. آنها میخواهند بگویند پرتستانیسم  ک مکتب اصلاحی است و حقیقت مسیحیت را نشان داده است!!!! این ادعای اینها بسیار غلط است، مکتب پروتستانیسم یک مکتب التقاطی است و سر خود و بدون هیچ دلیلی به دگرگونی در احکام مسیحیت پرداخته است و در واقع وضعیتی مثل بهائیت نسبت به اسلام را نسبت به مسیحیت دارد. در واقع این شعارهای محبت پروتستانیسم که مشابه آن را از دهان بهائیان میشنویم، تنها تلاشی برای پیدا کردن پیرو و نفوذ در قلوب مردم است.

 مارتین لوتر

گوشه ای از عقاید و افکار مارتین لوتر بنیانگذار پروتستانتیزم که پیروان او امروزه گوش دنیا را با ادعاهایی همچون محبت و بشر دوستی و .... کر کرده اند.

1- خروج 22 : 18 “زن جادو گر را زنده مگذار.

لوتر و كالون از تصميم پاپ اينوكنتيوس هشتم به آزار و كشتار جادوگران پشتياني كردند .لوتر ميگفت:((من به اين جماعت جادوگران هيچگونه ترحمي ندارم و حاضرم همگي آنها را بسوزانم.))

مصلحان ديني طبعا براي به پا ساختن اين آتشبازيها مجوزي از كتاب مقدس داشتند، همچنانكه تبعيت محض پروتستانها از نص كتاب مقدس ضرورت اجراي آيه 18 از باب 22 سفر(بالای صفحه) خروج را برايشان واجب میشود.

2- خروج 28:22 رئیس قوم خود را لعنت مكن.

او در عصيان خود بيشتر از هوس پيروي كرد تا از مشي تازه اي، لوتر نيز مانند آنان كتاب مقدس را تنها راهنماي ايمان ميدانست و نقش پاپها، و شوراها، و سلسله مراتب كليسايي را نفي ميكرد; مانند آنان پاپ را ضد مسيح ميخواند و مانند آنان از حمايت دولت محلي برخوردار بود.

3- لوتر توصيه ميكرد كودكاني را كه در نتيجه آميزش ديوها با زنان به دنيا ميآيند در آب خفه كنند.

 با نشئت و گسترش نهضت پروتستان، بيشتر مواريث تمدن روزگار قبل از مسيح مسيحيت را ترك گفت; جنبه‌هاي يهودي مسيحيت بر جنبه‌هاي يوناني آن چيره شدند; پيامبران يهودي بر ارسطوي فيلسوفان مدرسي و افلاطون اومانيستها غالب آمدند; پولس سرنوشت عيسي را به كفاره گناهان حضرت آدم مبدل كرد كه اين كاري است كه بيشتر در خط پيامبران است تا حواريون. خدا را آنچنان ميشناخت كه پيامبران يهود تصوير كرده بودند. گرچه وي با آب و تاب از فيض و رحمت الاهي سخن ميگفت، از نظر او آفريدگار همان خداي انتقامجوي يهود بود، و مسيح نيز داور نهايي وي همچنين عقيده داشت كه ((خداوند تنها معدودي از مردم را براي رستگاري برگزيده و بيشتر آنان را به لعنت ابدي گرفتار كرده است.))همچنانكه پولس حواري، با اشاره به اينكه خداوند فرعون را براي اعمال ظلم و ستم برانگيخت، گفته است:((بنابراين، هر كه را ميخواهد رحم ميكند، و هر كه را ميخواهد سنگدل سازد))

گاهي نيز لوتر اين انديشه را در سر ميپرورانيد كه ما از خدا، جز اينكه وي را عقل كل بدانيم، آگاهي چنداني نداريم. روزي به عالم الاهي جوان و مصدعي كه از او پرسيده بود خداوند قبل از آفرينش كاينات چه ميكرد پاسخ داد ((سرگرم بناي دوزخ براي كسان گستاخ، خايف و فضولي چون تو بود.))او نيز، مانند توماس آكويناس، ارواح نيكوكار را باور داشت و آنان را موجوداتي بيجسم ميپنداشت. لوتر گاهي انسان را حد فاصل فرشتگان خوب و بد ميپنداشت و سرنوشت نهايي انسان را به اعمال و ستمگيري انسان در اين ميان نسبت ميداد; اين عقيده ظاهرا از آيين زردشت به الاهيات لوتر راه يافته بود. لوتر، چون مردم قرون وسطي، جهان را جولانگاه ديوان و اجنه و شياطين ميشمرد، معتقد بود كه اينان، با گرفتار ساختن بشر در دام وسوسه و گناه و نگونبختي، وي را به دوزخ سوق ميدهند:(( شياطين بسيار در بيشه‌ها، درون آبها، در بيابانها و در جاده‌هاي تاريك براي آزردن مردم كمين كردهاند... گروهي از آنان نيز در ميان ابرهاي انبوه سياه جاي دارند.))

گاهي براي خوشايند شيطان ني مينواخت، و زماني، براي ترساندن شيطان، وي را به باد دشنام ميگرفت!! انديشه‌هاي موهوم درباره شيطان چنان در ذهن وي جايگزين شده بودند كه هر گاه صداي انقباض ديوارهاي اطاقش در شبهاي سرد وي را از خواب بيدار ميكرد، با نسبت دادن اين صداها به شيطان دوباره به خواب آرام فرو ميرفت. او عوارض ناگوار و هراس انگيزي چون تگرگ، تندر، جنگ، و طاعون را به شيطان، و حوادث مطلوب را به خدا منتسب ميكرد. لوتر از آنچه ما امروز قوانين طبيعي ميناميم آگاه نبود و همه افسانه‌هاي كهن توتوني را درباره صداهاي آزار دهنده ارواح معتبر ميشمرد. او عقيده داشت كه شيطان بيشتر به صورت افعي و ميمون ظاهر ميشود. اين پندار كهن را كه ديوان ميتوانند با زنان همبستر شوند و آنان را باردار سازند قبول داشت.توصيه ميكرد كودكاني را كه در نتيجه آميزش ديوها با زنان به دنيا ميآيند در آب خفه كنند. لوتر به سحر و جادو نيز اعتقاد داشت و سوزاندن جادوگران را وظيفه مسيحيان ميدانست. اعتقاد لوتر به اينكه انسان ذاتا شرير و مستعد ارتكاب گناه است بيش از هر عاملي، فلسفه وي را تاريك و مبهم ساخت. وي معتقد بود كه انسان، در نتيجه نافرماني آدم و حوا،مشابهت خود را به پروردگار از دست داده و سرسپرده غرايز و تمايلات خويشتن شده است.((كسي بالفطره مسيحي و ديندار نيست.... جهان و توده‌هاي مردم آن مسيحي نيستند و هيچ گاه نيز مسيحي نخواهند بود... شريران هميشه بيش از پاكدلان و خداپرستانند.))

 شکنجه و سوزاندن انسانها، امری عادی در قرون وسطی بود

حتي كارهاي ناپسند متقيان بر كارهاي پسنديده آنان غلبه دارند. زيرا انسان سرسپرده غرايز و تمايلات طبيعي خويشتن; است همان گونه كه بولس حواري گفت، ((هيچ انسان درستكاري نميتوان يافت، حتي يك تن.)) لوتر عقيده داشت كه((ما همگي فرزندان خشم و غضبيم... و اعمال و مقاصد و نيات ما، هر چند هم كه پاك و مطلوب باشند، در برابر گناهانمان ناچيزند.)) علي رغم تمام كارهاي نيك، همه ما مستحق عقوبتيم. منظور لوتر از((كارهاي نيك)) به جاي آوردن آن فرايضي بود كه كليساي كاتوليك از پيروانش انتظار داشت: روزه گرفتن، زيارت، گزاردن نماز براي قديسين، اجراي مراسم قداس براي مردگان، خريد آمرزشنامه، عزاداري و دادن اعانه به كليسا با وجود اين، او همه كارهاي انسان را، صرف نظر از نوع و ماهيت آنها، در نظر داشت لوتر مصرا از مسيحيان خواستار بود كه، به جاي اتكا به اعمال خويش، به تقويت ايمانشان همت گمارند. مطالبي كه وي در اين باره نوشت بسياري از عالمان الاهي را برآشفتند، ولي گناهكاران را دلداري دادند:  عيسي مسيح سرفرود آورده است تا گناهكاران بار گناهان خويش را بر پشت وي نهند و بدين سان از مرگ رهايي يابند... براي متقيان چه دلداريي بالاتر از اين كه به اين ترتيب گناهان من و شما و همه جهانيان را بر دوش وي نهند تا او بار گناهان همه ما را برخود هموار سازد!... وقتي ببينيد كه وي بار گناهان شما را بر دوش ميكشد، آنگاه از گناه، مرگ، و دوزخ خواهيد رست. مسيحيت جز آن نيست كه شما در همان زمان كه دستتان به گناه آلوده است احساس كنيد كه از گناه مبرا گشتهايد و بار گناهانتان بر دوش مسيح نهاده شده است همين بس كه بدانيم بره خدا گناهان جهان را بر دوش كشيده است. گناه، گرچه روزي هزار بار مرتكب زنا يا جنايت شويم، ما را از او دور نخواهد ساخت. آيا مژدهاي خوشتر از اين هست كه وقتي كسي در منجلاب گناه غوطه ور است((انجيل)) به ياري وي شتابد و گويد:ايمان و اعتقاد داشته باش; آنگاه گناهانت آمرزيده خواهند شد چون انسان به او توكل كند، گناهانش بخشوده ميشوند و ديگر مشكلي نميماند كه انسان براي گشودن آن تلاش كند. در اثر اين سخنان بسياري از مسيحيان گناه را ناچيز ميگرفتند و((چون تتسل معتقد بودند كه ((چون سكه اي در صندوق به صدا درآيد، گناه پا به فرار مينهد.))

ميگفت كه هر گاه شيطان در وسوسه‌هاي خود سماجت ورزيد، بهتر آن است كه مرتكب يكي دو گناه بشويم.با ياران خوشگذران خويش معاشرت كنيد، بنوشيد، بازي كنيد، سخنان ركيك بر زبان رانيد و خوش باشيد، انسان گاهي ناگزير است، براي ابراز انزجار خويش از شيطان، دست به گناه بيالايد و به شيطان مجال ندهد كه او را به خاطر كارهاي ناچيز، مشوش و هراسان سازد. كسي كه بيش از اندازه از گناه هراسان باشد گمراه است...  گروهي از پيروان لوتر ارتكاب فحشا، زنا، و آدمكشي را ناچيز و اغماض پذير پنداشتند.  كاش ميتوانستم گناهي بيابم كه به ياري آن شيطان را گوشمالي دهم! اين عالم الاهي، كه روزي درباره ((آزادي مسيحيان)) آن گونه داد سخن ميداد، اين زمان (1525)، در رساله اسارت اراده، استدلال ميكرد كه اگر خدا در همه جا حاضر و از همه امور آگاه است، بايد منشا همه اعمال، از جمله اعمال انسان، باشد; و اگر از هر پيشامدي قبل از وقوع اطلاع دارد، بنابر اين هر اتفاقي بايد آنچنان كه وي پيش بيني و مقدر كرده است روي دهد. لوتر، مانند اسپينوزا، چنين نتيجه ميگرفت كه انسان، مانند ((قطعه چوب، پاره سنگ، كلوخ يا ستون نمك، از خود ارادهاي ندارد.)) شگفتآورتر آنكه همين پيش بيني الاهي نه تنها از فرشتگان بلكه از خود خدا نيز آزادي را سلب ميكرد، زيرا او نيز بايد آنچنان عمل كند كه قبلا پيش بيني و مقدر كرده است. پيش بيني او تقدير اوست.

 

برگرفته از جلد ششم کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت

 

منبع مقاله: http://www.kelisabar.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 13:45  توسط مسلمان ایرانی  | 

سلام. در سایت گفتمان قرآن چند سرود زیبا دیدم که برایتان اینجا قرار میدهم:

 

 

--> حجم ... زمان

148 .. 0:01:00 = سرود ملی جمهوری اسلامی ایران

205 .. 0:01:23 = سرودهای انقلابی

1.662 .. 0:11:05 = الله الله الله

434 .. 0:02:57 = الله اکبر

532 .. 0:03:37 = آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو

252 .. 0:01:42 = ملت برای ارتش، ارتش برای ملت

590 .. 0:04:01 = ای بسیج، ای سرفرازان افتخار میهن اید

790 .. 0:05:14 = به لاله ی در خون خفته

586 .. 0:03:59 = بت نگویید، شکستیم که بتگر باقی است

287 .. 0:01:57 = بوی گل سوسن و یاسمن آید

723 .. 0:04:55 = ای دین انسان ساز ایزدی

237 .. 0:01:35 = بهاران خجسته باد

491 .. 0:03:20 = ای ایران

877 .. 0:05:58 = خرمشهر، ای شهر شهیدان

799 .. 0:05:27 = الا من ایرانیم آرمانم شهادت

586 .. 0:03:59 = الا معمار و طراح حرم برخیز

240 .. 0:01:38 = شهید راه تو افتخار، نام تو ماندگار

1,262 .. 0:08:24 = خجسته باد این پیروزی
 
286 .. 0:01:56 = هوا دلپذیر شد، گل از خاک بر دمید

668 .. 0:04:32 22 = نبودی با ما ببینی، که چه روزگاری داشتیم

813 .. 0:04:36 22 = بهمن روز از خود گذشتن

765 .. 0:04:20 = هموطن کنون که سر زد از افق فروغ ایزدی

702 .. 0:03:58 = تا تو ای بهار تازه آمدی سروهای سر فراز آمدند

543 .. 0:03:35 = با آمدنت بهار دل پیدا شد

995 .. 0:06:37 = بهمن خونین جاویدان

680 .. 0:04:32 = گلزار وطن

1,557 .. 0:12:37 = هم پای جلودار

506 .. 0:04:05 = خلبانان ، ملوانان

662 .. 0:04:23 = خمینی ای امام ، خمینی ای امام

634 .. 0:04:11 = مسلمانان به پا خیزی

707 .. 0:04:41 = سفر مبارک

709 .. 0:04:42 = الله اکبر خمینی رهبر

385 .. 0:02:31 = سپیده اولین بهار

524 .. 0:03:27 = وطنم (گلریز)

903 ..0:05:59 = رهبرا از پی فرمان تو برخواستیم

برای دانلود روی آیکون کلیک راست نموده و گزینه Save Target As را انتخاب نمایید.
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 21:0  توسط مسلمان ایرانی  | 

سلام. قاعدتا کسی که این مقاله را میخواند از معایب خود ارضایی آگاه است و به همین خاطر است که مطلبی در مورد "روشهای ترک" آن را مطالعه میکند. پس بدون اینکه پیرامون میزان کراهت این عمل از دیدگاه اسلام و انسانهای عادی و آسیبهای بی پایان آن به جسم و روح انسان، اشاره کنم، یک راست سراغ روشهای ترک این عمل شنیع میرویم:

 

 

براي جلوگيري از خود ارضايي به نكات زير توجه فرماييد:

1ِـ بر اساس تحقيقات به عمل آمده، بيشتر افراد مبتلا به استمنا اظهار كرده اند ، آن قدر اراده ندارند تا بتوانند دست از اين كار بردارند. اينان خود را غريقي مي بينند كه ميان امواج خروشان دريا گرفتار شده اند، در حالي كه حقيقت اين نيست. در طول زندگي به موازات رشد بدني، اراده نيز تعميق مي يابد و انسان در هر شرايطي قادر به تسلط بيشتر بر خواسته هاي خود مي باشد. بنابراين اولين راهكار تقويت اراده است. عواملي در تقويت اراده مؤثر است مانند: 1ـ تمركز بخشيدن به فعاليت هاي گوناگون. 2ـ توجه به عبادات به ويژه نماز كه تمرين تمركز فكر است. 3ـ پايان رسانيدن كارهاي نيمه تمام. 4ـ تلقين مثبت. همواره به خود اين گونه تلقين كنيد كه ارادۀ انجام اين كار را داريد و شكست مفهومي ندارد. تلقين در ترك عادات نامطلوب و غلبه بر خودارضايي مؤثر است. پل ژاگو مي گويد: «وقتي بخواهيم با عادت زشتي ستيزه كنيم، ابتدا بايد نتايج نامطلوب آن را در نظر مجسّم سازيم، بعد منافعي را كه در نتيجۀ ترك آن عايد مي شود، در روح خود تصور كنيم، در نتيجه اين عمل، هر بار كه چنين نمايشي در روح خود مي دهيم، بر آن تحريك يا وسوسه چيرگي يافته و لذت ترك آن را در خود احساس مي كنيم. اگر تلقين به نفس را بلافاصه پيش از خواب اجرا كنيم، مؤثر تر از مواقع ديگر خواهد بود. به طور كلي، متمركز ساختن فكر در كاري كه مي خواهيم براي اجراي آن فردا صبح در فلان ساعت بيدار شويم كافي است». بنابراين بايد خود را باور كنيد و ترس و شكست را به خود راه ندهيد. بدانيد كه اگر بخواهيد مي توانيد. اين جمله شعار نيست، بلكه در عمل نيز افراد زيادي توانسته اند بر عادات ناپسند غلبه كنند و به حال طبيعي برگردند.

 

 2ـ گسترش دايرۀ ارتباطات: افراد مبتلا به انحرافات اخلاقي و جنسي معمولاً از بُعد ارتباطي، آسيب ديده و تنهايي را برگزيده اند. درمان خودارضايي وقتي ميسر است كه از انزوا خارج شويد و به جمع بپيونديد. در محيط دانشگاه در فعاليت هاي فوق برنامه مانند اردوهاي دانشجويي يا فعاليت هاي هنري مانند شعر، سرود، بازي در نمايش، تئاتر و غيره حضور فعال داشته باشيد.

 

3ـ تغيير زاويه نگرش و عمل: يكي از شيوه هاي درمان خودارضايي، تغيير جهت دادن انرژي رواني جوان از هدف های جنسی به هدف های فرهنگی و هنری است. البته انتخاب اهداف مذكور بستگي به استعدادها و توان های جوان دارد. گرايش به معنويت يك نوع تصعيد نيز مي تواند حساب شود. به طور كلي منظور آن است كه هر وقت خواستيد به عادت ناپسند روي آوريد، فوراً خود را مشغول كار ديگري كنيد كه به آن علاقه داريد.

 

 4ـ مثبت گرايي: هرگونه منفي گرايي و احساس پوچي، درمان خودارضايي را به تأخير مي اندازند، در عوض اصلاح فكر و مثبت گرايي، گام مؤثري در ترك خودارضايي محسوب مي شود. قطعاً درگذشته موفقيت هايي داشته ايد، مانند موفقيت در درس ها يا حرفه و شغل كه بسياري از جوانان آرزوي آن را دارند. اين پيروزي را مورد توجه قرار دهيد و بر نقاط مثبت خويش و خود باوري و ايمان به خود پافشاري كنيد. در اين صورت احساس مي نماييد هنوز قادريد زندگي نويني را بيافرينيد.

 

 5ـ اميد آفريني: بيش تر افرادي كه دچار خودارضايي شده اند، از دو جهت نگراني دارند: از گذشته و از عوارض جسمي و رواني.از اين رو احساس نااميدی مي كنند ؛ در حالي كه آنان نبايد تصوّر كنند بعد از چند بار توبه و شكستن آن، ديگر اميدي وجود ندارد. در توبه هميشه به روي بندگان گناهكار باز است و امكان بازگشت فراهم مي باشد. "اين درگه ما درگه نوميدي نيست صد بار اگر توبه شكستي باز آي" امام باقر(ع) فرمود: محبوب ترين افراد پيش خدا گناهكاراني هستند كه بيشتر در معرض گناه بوده و توبه كرده اند. كافي است از صميم دل توبه كنيد و بر ترك گناه تصميم بگيريد. اگر اين اتفاق بيفتد، مانند كسي هستيد كه اصلاً گناهي مرتكب نشده است.

 در مورد زيان هاي جسمي و رواني ناشي از خود ارضايي مانند احساس درد در ناحيه چشم و گودي چشم و غيره، همۀ اين عوارض، در پرتو معالجات و تدابير درماني قابل جبران است.

 

 6ـ درمان تدريجي: ترك عادت نامطلوب به طور ناگهاني و دفعي امكان پذير نيست، بلكه هرگونه تغيير نيازمند فرصت بخشيدن و گذشت زمان خواهد بود، پس مرحله به مرحله پيش برويد و از ادامۀ كار خسته نشويد.

 

 7ـ پرورش معنويت: نماز بهترين راه ارتباطي با خدا است و سد پولاديني در برابر امواج گناه به حساب مي آيد، پس نماز عاملي تهاجمي عليه انحرافات است. هر چه مي توانيد رابطۀ خود را با خدا تقويت كنيد و نماز را با توجه كامل بخوانيد. خود را در برابر وسوسه هاي شيطاني مسلّح سازيد. هر روز قرآن بخوانيد و دعاهاي مورد علاقه به ويژه مناجات شعبانيه همراه با معناي آن را زمزمه كنيد.

 

 8ـ ورزش: يكي از عواملي كه هم در پيشگيري نقش دارد و هم در درمان، ورزش است، از جمله كوهنوردي كه انرژي هاي متراكم را در مسير سالم به جريان مي اندازد.

 

 9ـ ازدواج: در اولين فرصت ازدواج كنيد، حتي اگر به صورت نامزدي و عقد كردن انجام گيرد.

 

 

10ـ رژيم غذايي: از خوردن غذاهايي كه مقدار زيادي كالري دارد، اجتناب كنيد.

 

 11ـ درمان طبي: در مواردي لازم است به متخصص مراجعه كنيد. تزريق نوعي هورمون موجب تعادل تمايلات مي شود.

 

 12 - به صورت طاق باز نخوابيد و از دمر خوابيدن به گونه اى كه شكم و سينه ها روى زمين قرار گيرد, اجتناب كنيد و از قرار دادن پا روى پاى ديگر هنگام خواب خوددارى شود.

 

 13 - پيوسته با لباس گشاد و آزاد بخوابيد و از خوابيدن با شورت پرهيز كنيد. هرگز در يك اتاق دربسته وخلوت نخوابيد و عادت كنيد اتاق خوابتان مقدارى روشنايى داشته باشيد.

 

 14 - نگه داشتن ادرار و مدفوع , علاوه بر ايجاد سنگ كليه و مثانه و بيمارى هاى انگلى و قارچى و بالارفتن ميزان اورهء خون , باعث فراهم شدن زمينه اى مساعد براى بيمارى هاى جنسى واستمنا است.

 

 15 - از توقف زياد در توالت جدّاً بپرهيزيد. مخرج بول و غايط هميشه با آب سرد شست و شو داده شود و از شستن با آب گرم خودداري نماييد. مگر درمواقع بيمارى يا حساسيت از پاك كردن با دستمال كاغذى و غيره . در حمام كردن نيز به اين مسئله توجه داشته باشيد كه آب چندان گرم نباشد.

 

 16 - از پوشيدن لباس زبر يا بسيار نرم اجتناب شود. هم چنين از پوشيدن لباس هاى كيپ و چسبان مانند شلوار جين خوددارى گردد.

 

 17 - سعى كنيد هفته اى دو روز و يا اقلاً يك روز, روزه بگيريد و شب ها, غذاى سبك بخوريد; زيرا در كاهش و تعديل غريزهء جنسى مؤثر است . از مصرف غذاهاى داراى مواد پروتيينى زياد و ادويه و غذاهايى كه طبيعت گرم دارند, مانند عسل و خرما و موز و يا پياز و سير خوددارى كنيد. بيش تر از لبنيات مخصوصاً ماست و هم چنين سبزى ها به خصوص كاهو و كلم استفاده كنيد.

منبع: http://www.pasokhgoo.ir/fa

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 11:37  توسط مسلمان ایرانی  | 

شبهه افکن: در آیات زیر خداوند تأکید میکند که هدایت و گمراهی توسط خودش صورت میگیرد و این خداست که گمراهان را گمراه میکند:

النساء آیه 88

چرا درباره منافقين دو دسته شده‏ايد؟! (بعضى جنگ با آنها را ممنوع، و بعضى مجاز مى‏دانيد.) در حالى كه خداوند بخاطر اعمالشان، (افكار) آنها را كاملًا وارونه كرده است! آيا شما مى‏خواهيد كسانى را كه خداوند (بر اثر اعمال زشتشان) گمراه كرده، هدايت كنيد؟! در حالى كه هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى او نخواهى يافت‏.

 سوره النسا آيه 143 

 و هر کس را خداوند گمراه کند، راهی برای او نخواهی يافت

 سوره الرعد آيه 33 

 و هر کس را خدا گمراه کند، راهنمايی برای او وجود نخواهد داشت

 سوره الزمر آيه 23 

 و هر کس را خداوند گمراه سازد، راهنمايی برای او نخواهد بود

 سوره الزمر آيه 36 

 و هر کس را خداوند گمراه کند، هيچ هدايت‏ کننده‏ای ندارد

 سوره فاطر آيه 8 

 خداوند هر کس را بخواهد گمراه می سازد و هر کس را بخواهد هدايت می‏کند 

 سوره الاعراف آيه 186 

هر کس را خداوند گمراه سازد، هدايت کننده‏ای ندارد. و آنها را در طغيان و سرکشی‏شان رها می‏سازد، تا سرگردان شوند

 سوره المدثر آيه 31 

 اين گونه خداوند هر کس را بخواهد گمراه می‏سازد و هر کس را بخواهد هدايت می‏کند

 سوره الرعد آيه 31 

اگر بوسيله قرآن، کوه‏ها به حرکت درآيند يا زمينها قطعه قطعه شوند، يا بوسيله آن با مردگان سخن گفته شود، باز هم ايمان نخواهند آورد! ولی همه کارها در اختيار خداست! آيا آنها که ايمان آورده‏اند نمی‏دانند که اگر خدا بخواهد همه مردم را به اجبار هدايت می‏کند 

 سوره الشعرا آيه 4 

اگر ما اراده کنيم، از آسمان بر آنان آيه‏ای نازل می‏کنيم که گردنهايشان در برابر آن خاضع گردد

 الانعام 25

پاره‏ای از آنها به سخنان تو، گوش فرامی‏دهند. ولی بر دلهای آنان پرده‏ها افکنده‏ايم تا آن را نفهمند. و در گوش آنها، سنگينی قرار داده‏ايم و آنها بقدری لجوجند که اگر تمام نشانه‏های حق را ببينند، ايمان نمی‏آورند. تا آنجا که وقتی به سراغ تو می‏آيند که با تو پرخاشگری کنند، کافران می‏گويند: اينها فقط افسانه‏های پيشينيان است! 

 الانعام 107

اگر خدا می‏خواست، هيچ يک مشرک نمی‏شدند. و ما تو را مسؤول اعمال آنها قرار نداده‏ايم. و وظيفه نداری آنها را به ايمان مجبور سازی! 

 الانفال 17

اين شما نبوديد که آنها را کشتيد. بلکه خداوند آنها را کشت! واين تو نبودی ای پيامبر که خاک و سنگ به صورت آنها انداختی. بلکه خدا انداخت! و خدا می‏خواست مؤمنان را به اين وسيله امتحان خوبی کند. خداوند شنوا و داناست 

بقره 7

خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده. و بر چشمهايشان پرده‏ای افکنده شده. و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست 

 التوبه 51

بگو: هيچ حادثه‏ای برای ما رخ نمی‏دهد، مگر آنچه خداوند برای ما نوشته و مقرر داشته است. او مولا و سرپرست ماست. و مؤمنان بايد تنها بر خدا توکل کنند! 

 آل عمران 145 

هيچ‏کس، جز به فرمان خدا، نمی‏ميرد. سرنوشتی است تعيين شده. بنابر اين، مرگ پيامبر يا ديگران، يک سنت الهی است هر کس پاداش دنيا را بخواهد و در زندگی خود، در اين راه گام بردارد، چيزی از آن به او خواهيم داد. و هر کس پاداش آخرت را بخواهد، از آن به او می‏دهيم. و بزودی سپاسگزاران را پاداش خواهيم داد 

 ابراهيم 4

ما هيچ پيامبری را، جز به زبان قومش، نفرستاديم. تا حقايق را برای آنها آشکار سازد. سپس خدا هر کس را بخواهد و مستحق بداند گمراه، و هر کس را بخواهد و شايسته بداند هدايت می‏کند. و او توانا و حکيم است  

 الصافات 96

با اينکه خداوند هم شما را آفريده و هم بتهايی که می‏سازيد!

 

پاسخ:

 

  البته چند مورد از آیات فوق که شبهه افکن معرفی کرده است، اصلا ربطی به هدایت و گمراهی توسط خدا ندارد. به هر حال ما پاسخ شبهه را عرض میکنیم:

 

 در قرآن دو کلمه هست که در مقابل هم هستند : هدایت و گمراهی.

 

  هدایت بر اساس یک تقسیم بندی به دو صورت در قرآن آمده است: یکی هدایت تکوینی که به شکل غرایض در تمام موجودات دیده میشود(آیۀ 50 از سورۀ طه را ببینید) و دیگری هدایت تشریعی که به وسیلۀ شریعتها و پیامبران صورت میگیرد و انسانها با تعلیم و یادگیری این دستورات الهی در مسیر تکامل پیش میروند و هدایت میشوند(آیۀ دوم از سوره بقره را ببینید)

 

   هدایت از جهت دیگر دو قسم است: هدایت به طور عام و هدایت مخصوص پرهیزکاران. یکی ارائه طریق(راه نشاندن) است و دیگری به مقصد رساندن است.

 

خداوند متعال نخست از راه هدایت ارائه طریق نمود، بدین سان که در انسان عقل را قرار داد.(البته عقل غیر از هوش است، عقل چیزی است که انسان به وسیله آن خیر و شر را تشخیص میدهد) این عقل در تمامی انسانها به صورت یکسان ارائه شده است.(البته کسانی که مثلا دیوانه میشوند در حساب ما نیستند زیرا برای آنها حساب و کتابی هم نیست) پستترین افراد نیز عقل را داشتند و میدانستند که ظلم بد است و برخلاف عقل عمل میکردند. از سوی دیگر خداوند از طریق پیامبران نیز انسانها را هدایت میفرماید. وقتی انسان در مسیر این هدایت قرار گرفت شامل هدایت دیگر یعنی رسیدن به مقصد میکند.

 

 

اما در مورد گمراهی: اگر انسان به اختیار خودش هدایت را قبول نکرد و به سوی گمراهی رفت، خداوند به تدریج از او سلب توفیق میکند. خداوند برای گمراه کردن، خلق نکرده است، بلکه خود انسانهای گمراه هستند که با استفادۀ ناصحیح از اختیار خود راه اشتباه را برمیگزینند، در نتیجه خدا نیز به تدریج این توفیقات که عامل هدایت بودند را از او دور میکند و در نتیجه آن فرد به تدریج در این منجلاب گمراهی فرو میرود. البته باز هم از آنجایی که خداوند بینهایت مهربان است، در هر مرحله برای بازگرداندن انسان هدایتی قرار میدهد و برای آمرزش انسان گمراه به دنبال بهانه میگردد، هدایت افرادی مثل حر بن یزید ریاحی، تأییدگر این سخن است ولی وقتی خود آن شخص مدام به هدایت پشت کرد به دور از عدالت خداست که او را مانند کسانی بداند که هدایت را میپذیرند.

 

این را نیز تأکید میکنیم که این گمراهی به محض گناه ایجاد نمیشود بلکه وقتی گناهان بر روی هم قرار گرفتند و گوشها و چشمها بر روی حقیقت و هدایت بسته شد، این نتیجه حاصل میشود. در آیۀ هفتم سورۀ بقره که میفرماید خداوند بر گوش وچشم کافرین مهر زده است، نیز همانطور که در جاهای دیگر قرآن و همچنین آیۀ پیشین(آیۀ ششم) بیان میدارد این مسئله بخاطر لجاجت فراوان خود کفار است تا جایی که برایشان فرقی نمیکند که پندشان بدهند یا ندهند، اینجاست که تمام توفیق از آنها سلب میشود. در واقع این مهر زدن بر چشم و گوش کیفر حقیقت ستیزیهای خود کافران است.

 

سؤالی که در اینجا مطرح میشود اینستکه برخی میگویند: "خب چرا خدا من کافر را هدایت نمیکند که نخواهد بخاطر بسته بودن گوش و چشمم منرا گمراه کند؟"

پاسخ این افراد اینستکه خداوند انسان را موجودی مختار آفریده است و انسان را بین خیر و شر مخیّر آفریده است، پس به دور از حکمت خداست است که او را به زور هدایت کند، بلکه اگر هم او را به زور هدایت کند این هدایت سودی ندارد زیرا خود آن انسان کافر برای این هدایت تلاشی نکرده است و بدون داشتن اختیار هیچ عملی پاداش و جزایی ندارد. از این گذشته آیا این به دور از عدالت نیست که وقتی بین گروهی از موجودات مختار گروهی راه گمراهی را پیش میگیرند، خداوند بدون اینکه از سوی آنها تلاشی برای بازگشت صورت بگیرد آنها را به زور به مسیر هدایت بازگرداند و آنها را بدون اینکه زحمتی کشیده باشند، در گروه رستگاران قرار دهد؟

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 19:15  توسط مسلمان ایرانی  | 

شبهه افکن: آیا موجودی که باعث و بانی اینگونه مجازات های سادیستی شود میتواند مهربان و اخلاقمدار باشد؟

سوره نساء آیه 56

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا.

آنان را که به آيات ما کافر شدند به آتش خواهيم افکند هر گاه پوست تنشان بپزد پوستی ديگرشان دهيم ، تا عذاب خدا را بچشند خدا پيروزمند وحکيم است.

 

سوره کهف آیه 29

وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا.

بگو : اين سخن حق از جانب پروردگار شماست هر که بخواهد ايمان بياوردو، هر که بخواهد کافر شود ما برای کافران آتشی که دود آن همه را در برمی گيرد ، آماده کرده ايم و چون به استغاثه آب خواهند از آبی چون مس گداخته که از حرارتش چهره ها کباب می شود بخورانندشان ، چه آب بدی و چه آرامگاهی بد.

 

سوره غافر آیه 71، 72، 73

إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ ؛ فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ ؛ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تُشْرِكُونَ.

آنگاه که غلها را به گردنشان اندازند و با زنجيرها بکشندشان ؛  در آب جوشان ، سپس در آتش ، افروخته شوند ؛ آنگاه به آنها گفته شود : آن شريکان که برای خدا می پنداشتيد کجا هستند؟

 

سوره اعراف آیه 179

وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ.
 

برای جهنم بسياری از جن و انس را بيافريديم ايشان را دلهايی است ، که بدان نمی فهمند و چشمهايی است که بدان نمی بينند و گوشهايی است که بدان نمی شنوند اينان همانند چارپايانند حتی گمراه تر از آنهايند اينان خود غافلانند.

سوره النبأ آیات 21 تا 25

إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا  لِلْطَّاغِينَ مَآبًا  لَابِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا  لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا  إِلَّا حَمِيمًا وَغَسَّاقًا  جَزَاء وِفَاقًا إِنَّهُمْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ حِسَابًا.

جهنم در انتظار باشد؛طاغيان ، را منزلگاهی است ؛ زمانی دراز در آنجا درنگ کنند  ؛ نه خنکی چشند و نه آب، جز آب جوشان و خون و چرک ؛ اين کيفری است برابر کردار  زيرا آنان به روز حساب اميد نداشتند.

سوره بقره آیه 24

فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ.

و هر گاه چنين نکنيد که هرگز نتوانيد کرد پس بترسيد از آتشی که برای کافران مهيا شده و هيزم آن مردمان و سنگها هستند.

 

سوره آل عمران آیه 10

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُم مِّنَ اللّهِ شَيْئًا وَأُولَـئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ.

کافران را داراييها و فرزندانشان هرگز از عذاب خدا نرهاند آنها خود، هيزم آتش جهنمند

 

پاسخ:

 

  ابتدا پاسخ کوتاه، را خدمتتان عرض میکنم که این عذابها از جانب خدا نیستند، بلکه صورت عمل خود ما هستند و حاصل اعمال خود ماهستند. و حالا پاسخ مشروح:

 

  اولین چیزی که باید تأکید کنیم اینستکه خداوند در آیۀ 182 از سورۀ آل عمران  میفرماید: «اين بخاطر چيزى است كه دستهاى شما از پيش فرستاده (و نتيجه كار شماست) و بخاطر آن است كه خداوند، به بندگان (خود)، ستم نمى‏كند.» (مشابه همین فرمایش در انفال:51، حج:10، فصلت:46 و ق:29)

 

  همچنین در بیان عذابهای الهی، خداوند میفرماید که خداوند به امتهایی که نابود شدند، ظلم نکرد بلکه خودشان در حق خود ظلم کردند(عنکبوت:40)

 

  خداوند در آیۀ دهم از سورۀ نساء میفرماید که کسانی که مال یتیم میخورند، در واقع آتش میخورند.

 

 

آری، به قول شاعر:

 

این سخنهای چو مار و کژدمت    مار و کژدم گردد و گیرد دمت

 

 

کسانی که در جهنم جاودان میشوند و عذاب میبینند، این عذاب صورت عمل خودشان است. باطن عمل خودشان است. این صحبتهای زشت، دروغ، غیبت و تهمت ما تبدیل به آتش میشود و ما را میسوزاند. ممکن است عمل از دید ما خیلی کوچک باشد ولی در اصل نتیجه برایش بسیار دردناک یا برعکس بسیار نیکو باشد. برای درک بهتر شرایطی را در نظر بگیرید که یک نفر یک قرص سیانور میخورد و میمیرد. اگر کسی بگوید:"آیا این درست است که یک آدم به این بزرگی بخاطر خوردن یک قرص به این کوچکی بمیرد؟" پاسخ اینستکه این مرگ نتیجۀ خوردن این قرص است. پس میبینید که کاری بسیار عادی مثل بلعیدن یک قرص بسیار کوچک میتواند منجر به مرگ فوری و ناگهانی یک انسان بشود. در واقع این مرگ نتیجۀ خوردن قرص است. در قیامت نیز ما با نتیجه عمل خود روبرو میشویم.

 

 عملکردهای انسان، مال مردم خوردنها، ستمگریها و جنایتها است که باطن عذاب دارد و ما این آتش و زقوم و مایعات گداخته را که به ظاهر عمل ما هستند و باطنشان این عذابهاست خودمان همراه خود قرار میدهیم و نتیجه اش را میبینیم. این عذابها را خدا برای ما قرار نمیدهد بلکه باطن عمل ماست که بدین شکل بروز میکند.

 

 پس عذاب روز قیامت، هر چقدر هم هولناک باشد، درست مثل مرگ فوری و ناگهانی ناشی از خوردن قرص سیانور ؛ حاصل نتیجه اعمال ماست، نه اینکه خداوند عصبانی باشد و بخواهد با این کار خشم خودش را فروبنشاند.

 

 

در ضمن یک توضیح هم برای آیۀ 179 سورۀ اعراف میدهیم. این آیه میگوید وَ لَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الجِْنّ‏ِ وَ الْانس‏، که این شبهه را ایجاد میکند که خداوند هدفش این است که گروهی را به حتم به جهنم بفرستد و عذاب کند. این خطا ناشی از ترجمۀ غلط است. همانطور که عرض کردیم خداوند در آیات زیادی تأکید میفرماید که به کسی ظلم نمیکند و خود مردم هستند که به خودشان ظلم میکنند. در مورد این آیه در باره حرف "لام" در كلمه "لجهنم" اختلاف است بعضى از مفسرين گفته‏اند "لام" بمعناى عاقبت است و مفاد آيه آنستكه پروردگار كثيرى از نوع جن و بسيارى از افراد بشر را آفريد و منتها سير اختيارى و عاقبت آنان از رهگذر اين جهان بسوى دوزخ خواهد بود. بعضى از مفسرين گفته‏اند "لام" در كلمه (لِجَهَنَّمَ) بمعناى غرض است يعنى غرض ضمنى از خلقت نوع جن و سلسله بشر آن است كه بسيارى از جن و كثيرى از افراد بشر كه طريقه مخالفت مى‏پيمايند آنها را از رهگذر جهان اختيار بسوى دوزخ سوق ميدهيم در صورتى كه بر حسب آيه (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ذاریات:56) غرض از خلقت نوع جن و سلسله بشر را معرفت پروردگار و سپاس از نعمت آفرينش و قرب بساحت پروردگار معرفى نموده است(تفسیر انوار درخشان، ج‏7، ص 138)، پس این برداشت دوم غلط است و باید بپذیریم که حرف "لام" در اینجا به معنای عاقبت است. به خصوص که قرآن برای این گروه کثیر نشانه هایی را ذکر میفرماید: اندیشه نمیکنند و نمیبینند و نمیشنوند ،حال آنکه قوای ادراک و بینایی و شنوایی دارند، و در نتیجه از چهارپایان پایینتر میشوند(زیرا چهارپایان هر چند شعور ندارند ولی اگر چشم و گوشی داشته باشند میبینند و میشنوند) پس این گروه کثیر که عاقبشان جهنم است، بخاطر شرایط خود و انتخاب زندگی حیوانی است که سر از دوزخ در میاورند و با صورت اعمال خود روبرو میشوند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 12:54  توسط مسلمان ایرانی  |