تبليغاتX
اسلام ، آیین زندگی - مخالف بیفکری

اسلام ، آیین زندگی - مخالف بیفکری

پاسخی به شبهات بیخدایان و افراد زندیق و افشای چهرۀ سکولاریسم

  جای تعجب است که گروهی را تمایلات میهن پرستانه وامیدارد که چشم به روی حقایقی آشکار ببندند. بدبختانه مردم ما همیشه به چیزی تعصب دارند خواه به مذهبشان خواه به تاریخشان خواه به هر چیز دیگر. واقعا چرا برخی نمیخواهند قبول کنند که هر چیز صحیحی اگر صحیح باشد، تجزیه و تحلیلش باید ما را به صحتش برساند و در نیتیجه نباید از نقد موشکافانه بترسیم؟ همین اسلام خودمان، باور کنید من اگر روزی بفهمم اسلام دینی خطاست آنرا رها خواهم کرد و هیچ تعصبی هم ندارم. من همه چیز را با عقل سلیم میپذیرم.

 

  یکی از مواردی که بدبختانه گروهی از مردم ما نمیخواهند بفهمند حقیقت ایران باستان است. اینها نمیتوانند بپذیرند که ایران پیش از اسلام هم همان ایران پس اسلام بوده است. در ذهن بسیاری از مردم تصاویری رؤیایی از ایران پیش از اسلام قرار گرفته است. این تصویر آنقدر متعصبانه در ذهن این افراد ترسیم شده است که قادر نیستند به هیچ وجه ایرادهای ایران باستان را ببینند.

 

  برای مثال میخواهم حکومت هخامنشی و در رأس آن کوروش را برایتان مثال بزنم. هرکس تاریخ را خوانده باشد میداند کوروش هخامنشی تا آخرین لحظه در حال منقرض نمودن تمدنهای مختلف بود. تمدنهای ماد، لیدی، بابل و فینیقیه توسط کوروش منقرض شدند و به تاریخ پیوستند. لازم به ذکر است که در حمله به بابل و ماد آغازگر جنگ کوروش بود. کوروش بنا به روایت کزنفون به ارمنستان هم لشکر کشید و آنرا تصاحب نمود و بنا به روایت هرودوت در زمان تجاوز به خاک سکاها در شمالشرق ایران کشته شد. بقیۀ شاهان هخامنشی نیز تا آنجا که میتوانستند برای جهانگشایی تلاش نمودند.

 

  اما نکتۀ جالب این است که شاهان هخامنشی و در رأسشان کوروش بیشتر فتوحات خود را به روشی که برای کشورهای استعمارگر مرسوم بود، انجام میدادند و به اصطلاح سر مردم را با پنبه میبریدند.

 

شباهتهای هخامنشیان و حکومت استعمارگر انگلیس

 

۱. هر دو به مردم آزادی دینی میدادند. علیرغم بی اعتقادی به مقدسات مردمانی که تحت سلطۀ آنها بودند، برای مقدسات آنها کمال احترام را قائل بودند.

 

۲.هر دو از کشتن سران دشمن خودداری میکردند.

 

۳.پایتختهای کشورهای تحت سلطه همچنان نام پایتخت را یدک میکشیدند!

 

۴.مردمان تحت سلطه را از مردمان خود محسوب میکردند.

 

۵.استقلال تمام کشورها توسط آنها در خطر بود.

 

۶.هر دو سعی میکنند از رفتاری که باعث نارضایتی مردم مغلوب که استقلالشان را غصب کرده اند، خودداری کنند.

 

۷.هر دو تفرقه می انداختند و حکومت میکردند!!

 

۸.هر دو خود اصلاحگر وضع سایر ملل جا میزنند.

 

در واقع هخامنشیان استعمارگران کهن تاریخ هستند. کوروش هخامنشی نیز یکی از بزرگترین استعمارگرانست!

 

آیا کوروش ذوالقرنین بود؟

 

  برخی از علما میفرمایند که کوروش ذوالقرنین قرآن است. با این حساب شاید بتوانند جهانخوارگی کوروش را به حساب مبارزات یک پیامبر با ظلم و گسترش دین خدا(!!) جلوه دهند! اما این سخن غلط است. اگر کوروش قصدش مبارزه با ظلم بود و کشورهایی که میگرفت تحت ستم ظالمین بودند، پس چرا سران آنها را زنده میگذاشت و حتی آنها را همراه و مشاور خویش قرار میداد؟ چطور آنهمه سرباز مادی، فینیقی، بابلی، لیدیایی و سکایی یا ارمنی باید کشته میشدند ولی سرانشان که ادعای این افراد هدف کوروش بودند، کشته نمیشدند؟ باز نمیتوانند این ماجرا را با عمل پیامبر در مقابل ابوسفیان یکی بدانند زیرا ابوسفیان پیش از آنکه جنگ مسلمین برای فتح مکه صورت بگیرد، مسلمان شد و از مقاومت در برابر سپاه اسلام باز ایستاد ولی سران این کشورها چنین نکردند. در ضمن در هیچیک از اسناد تاریخی صحبتی از اینکه کوروش برای دین خدا میجنگیده یا خودش را فردی از سوی خدا میدانسته است دیده نمیشود. در واقع کوروش همیشه سعی کرده است به دینهای دیگر کمال احترام را بگذارد و دین جدیدی را تعریف نکند.

 

  از سوی دیگر، اگر بگوییم کوروش پیامبر بوده است، نتیجه میشود که کوروش موحد بوده است و در نتیجه روایاتی که به ادای احترام او به بتهای کشورهای مفتوح(که در اصل برای به دست آوردن دل مردمان مغلوب صورت میگرفت) نمونۀ بارز نفاق(دورویی) است و عمل نفاق از انبیاء و اولیاء خدا سر نمیزند.

 

پس اقلا باید گفت که کوروشی که روایات تاریخی به ما نشان میدهند نمیتواند ذوالقرنین باشد.

 

آیا باید از کوروش تقدیر کرد؟

 

  با سخنان فوق نتیجه این میشود که کوروش نه تنها یک جهانخوار بوده است که برای تمدنها اطرافش هیچگونه حق استقلالی قائل نبوده و آنها را یکی پس از دیگری به امپراتوریش ضمیمه میکرده است؛ بلکه یک استعمارگر هم بوده است. برخی لوحۀ کوروش را به رخ ما میکشند غافل از اینکه این لوحه را نیز مثل سایر رفتارهای نیکوی کوروش میتوان به پای سیاستش گذاشت.

 

  باز جای تأسف است که گروهی از مردم باستانگرا و تاریخپرست، چشم خود را به این حقایق میبندند و امروز(هفتم آبان) را روز کوروش بزرگ(!) اعلام مینمایند. البته این روز از سوی محافل جهانی نیز روز کوروش نامیده شده است که از جهان غرق در امپریالیسم بعید نیست که امروز هم تحت تأثیر سیاستهای دیروز او قرار گیرد و او را فرد بزرگی بداند، ولی من امروز را روز استعمارگر مینامم.

 

  این که کوروش در جنگهایش مردم را قتل عام نمیکرده کار خوبی است ولی دلیل نمیشود که جهانخوارگی و استعمارش را در نظر نگیریم. این مثل اینستکه یک سارق مسلح، کیف پول شما را بدزدد و شما از او سپاسگذار باشید زیرا شما را نکشته است!!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 21:29  توسط مسلمان ایرانی  | 

سلام. یکی از دروغهایی که زرتشتییها به خورد مردم میدهند، ادعای گفتار نیک است!! چندی پیش من در یکی از وبلاگهای زرتشتیها کامنتی گذاشتم و صاحب وبلاگ که یک زن زرتشتی بود، کامنت من را تأیید نکرد و در مقابل با اسم و آدرس من در وبلاگش یک کامنت گذاشت که مثلا من او را تهدید به مرگ کرده ام و پاسخی هم به این نظر من داده بود:

نویسنده: مسلمان ایرانی
شنبه 13 مهر1387 ساعت: 15:5
 
خانم آریابد اگه تو ایرانی منتظر باش که روزگارت را به کامت تلخ می کنیم به امید دیـــــــــــــدار

------------------------------------------------------------
از آریابد به مسلمان انیرانی

آخوندک خواهش می کنم اگر تحمل حقایق را نداری و گروه خونیت ( بچه ی صیغه ) این حرفها را نمی گیره .... دیگه نیا تو این تارنما ....

شما که همه چیز را رد می کنید و می گویید اسلام دین شمشیر نیست !!! چرا وقتی کم میارید به شمشیر متوصل می شوید ؟ ... وجود دارید با منطق حقایق را رد یا ثابت کنید ... نه با ترور و شمشیر ............

بچه می ترسانی؟ ... ما از بس شما افعی ها را دیدیم خود افعی شدیم ....

چیه ؟ نکند می خواهید 70 میلیون ایرانی آگاه را دونه دونه ترور کنید ! ! ! ! !

 

او که خودش این کامنت را برای خودش نوشته بود فورا به این شکل توهین آمیز به من جواب میدهد. دوستان میدانند که اولا من چنین ادبیاتی ندارم و تا بحال هم کسی را تهدید به مرگ نکرده ام و در ضمن من کامنتهایم را با "به امید دیدار" تمام نمیکنم بلکه با "به امید ظهور" به متن کامنتهایم پایان میدهم.

باری متن فوق خشم دوستان این خانم زرتشتی را برانگیخت تا جایی که به مادر من فحش میدادند(در بخش کامنتهای وبلاگش) من هم به وبلاگ یکی دو نفر از آنها رفتم و موضوع را توضیح دادم ولی این زرتشتی فرومایه به دنبال من به وبلاگ آنها رفت باز به اسم من به انها نیز فحشهایی رکیک داد که قابل بازگویی نیست.

 

این خانم زرتشتی که به خیال خودش میخواهد آبروی منرا ببرد دوباره و امروز نیز از طرف من در وبلاگش فحش نوشته که در اینجا میتوانید ببینید. به پاسخی که به کامنتهای خیالی من داده است نیز توجه کنید.


البته من اصرار ندارم که الزاما تمام زرتشتیها چنین هستند. شاید برخی از آنها که من هنوز ندیده ام با این عمل این دوستشان مخالف باشند. بهتر است این افراد انزجار خود را اینگونه توطئه ها نشان دهند تا نشان دهند که ادعای گفتار و کردار و پندار نیک از سوی آنها ادعای پوچ نیست.

 

حالا ببینید که این زرتشتیها در سطح جامعه جار میزنند که ما اصلا دروغ نمیگوییم و ما گفتار و پندار و کردار نیک داریم. ببینید که پندار و گفتار و کردار نیک این زن آریایی او را وامیدارد تا اینچنین در مورد من به ترور شخصیت بپردازد و سعی در بردن آبروی من کند. اگر یادتان باشد یک سال پیش هم یک زرتشتی دیگر به نام بهرام همینطور سعی در بردن آبروی من در سطح اینترنت کرد. جالب است که اینها با این اعمال خود را مرید کوروش هخامنشی موسس سیاستمدار حکومت هخامنشیان نیز میدانند. واقعا که جالب است که اینها از کوروش هخامنشی فقط سیاست و پلتیک را فراگرفته اند! بد نیست کمی هم در مردمداری پیرو این فرد باشتد

 

این یک دفاعیه نبود، این یک افشاگری بود تا بدانید که اقلیتهای مذهبی و به خصوص زرتشتیها که میخواهند انتقام انقراض حکومت ساسانی را از مسلمانان بگیرند تا چه اندازه از اسلام و مسلمین متنفر هستند.


دوستان شاهدند که من موقتا بخش نظرات وبلاگم را باز کردم و باز این زرتشتیها و پان ایرانیستها در وبلاگم شروع به فحاشی کردند تا مجبور به بستن بخش نظرات وبلاگم شدم. باز هم میگویم اینها سربازان حقیقی کوروش هستند که اینطور رفتار میکنند.البته ما هنوز هم منتظر ابراز انزجار زرتشتیانی که ادعا میکنند که این عمل از خوی زرتشتیتشان برنخواسته است هستیم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 18:3  توسط مسلمان ایرانی  |